انعکاس نشست تخصصی «مصطفی چمران؛ فرهیخته فرهنگساز» دردانشگاه فرهنگیان اصفهان در رسانه ها
انعکاس نشست تخصصی «مصطفی چمران؛ فرهیخته فرهنگساز» دردانشگاه فرهنگیان اصفهان در رسانه ها
شناخت شهید چمران باید به جریان نظاممند علمی تبدیل شود
نماینده بنیاد شهید چمران با انتقاد از تقلیل شخصیت دکتر مصطفی چمران به یک چریک نظامی، بر ابعاد گسترده علمی، عرفانی و تربیتی وی تأکید کرد و از دانشگاهیان و نظام تعلیم و تربیت خواست تا شناخت این مرد خدا و معلم انسانساز را از سطح مراسمهای یادبود فراتر برده و به یک جریان نظاممند علمی و پژوهشی تبدیل کنند.
به گزارش ایرنا، مهدی امیرکمالی روز یکشنبه در نشست تخصصی «مصطفی چمران؛ فرهیخته فرهنگساز» که در سالن اجتماعات دانشگاه فرهنگیان اصفهان برگزار شد، با اشاره به گستردگی ابعاد شخصیتی این شهید والامقام اظهار داشت: شناخت تمامی ابعاد ناشناخته شخصیت شهید مصطفی چمران ضروری است و او معلمی تراز، مدیری برجسته، اندیشمندی اثرگذار و الگویی کمنظیر برای تربیت انسان در عصر معاصر بود...
https://www.google.com/amp/s/www.irna.ir/amp/86189007/
نماینده بنیاد شهید چمران: شهید چمران همچنان ناشناخته مانده است.
به گزارش ایسنا، نماینده بنیاد شهید چمران با تأکید بر ضرورت بازخوانی ابعاد ناشناخته شخصیت شهید مصطفی چمران گفت: چمران را نباید صرفاً در قامت یک فرمانده نظامی یا مبارز انقلابی شناخت، او معلمی تراز، مدیری برجسته، اندیشمندی اثرگذار و الگویی کمنظیر برای تربیت انسان در عصر معاصر بود...
https://www.isna.ir/news/1405033118860
ایسنا،اصفهان ۱۴۰۵-۰۳-۳۱ | ۱۲:۱۹،منبع: نمایندگی اصفهان
نماینده بنیاد شهید چمران: شهید چمران همچنان ناشناخته مانده است
اصفهان (ایسنا) - نماینده بنیاد شهید چمران با تأکید بر ضرورت بازخوانی ابعاد ناشناخته شخصیت شهید مصطفی چمران گفت: چمران را نباید صرفاً در قامت یک فرمانده نظامی یا مبارز انقلابی شناخت، او معلمی تراز، مدیری برجسته، اندیشمندی اثرگذار و الگویی کمنظیر برای تربیت انسان در عصر معاصر بود.
مهدی امیرکمالی، امروز یکشنبه ۳۱ خرداد در نشست تخصصی «مصطفی چمران؛ فرهیخته فرهنگساز» که در دانشگاه فرهنگیان اصفهان برگزار شد، اظهار کرد: یکی از دشواریهای سخن گفتن درباره شخصیتهای بزرگ و اثرگذار این است که باید در زمانی کوتاه از انسانهایی سخن گفت که ابعاد شخصیتی و تأثیرگذاری آنان بسیار گسترده است. حقیقتاً این کار دشوار است، چراکه نمیتوان عظمت چنین شخصیتهایی را در فرصت اندک به درستی تبیین کرد.
وی ادامه داد: اگر بخواهیم از شهید دکتر مصطفی چمران سخن بگوییم، با شخصیتی مواجه هستیم که ابعاد وجودی او فراتر از توصیفهای معمول است. در میان موجودات عالم، هر موجودی یک بار متولد میشود و یک بار زندگی میکند، اما برخی انسانها چنان اثرگذارند که پس از تولد، بارها و بارها خود را بازآفرینی میکنند و در عرصههای مختلف زندگی حضور مییابند. دکتر چمران از همین جنس انسانها بود. ما توفیق داشتیم که این شخصیت بزرگ را از نزدیک درک کنیم و باور داریم که چمران، آغازگر بسیاری از جلوههای فضیلت، عینیتبخشی به ارزشها و تجسم عملی آرمانها بود. یکی از دشواریهای بزرگ در معرفی وی این است که هیچگاه نمیتوان در زمان کوتاه از همه ابعاد شخصیتش سخن گفت. گاهی برای بیان آنچه از چمران دیدهام، به ۱۰ جلسه دو ساعته نیاز دارم و با این حال احساس میکنم هنوز نتوانستهام آنچه را با نگاه محدود خود دیدهام، بهطور کامل توصیف کنم.
نماینده بنیاد شهید چمران افزود: ویژگی معلم، تکثیر شدن است، معلم در وجود شاگردان خود تداوم مییابد و اثر او به صورت تصاعدی گسترش پیدا میکند. شهید چمران نیز از همین ویژگی برخوردار بود. او انسانی بود که از مرزهای آموزش و تجربه عبور کرد و به افقهای بلند تربیت و انسانسازی رسید. دشواری دیگر در شناخت شخصیتهای بزرگ «حجاب معاصرت» است. همزمانی با یک شخصیت بزرگ، گاه مانع از آن میشود که جامعه بتواند او را به درستی بشناسد. بسیاری از بزرگان را سالها پس از دوران حیاتشان بهتر درک میکنیم. هرچه فاصله زمانی بیشتر میشود، ابعاد ناشناخته آنان آشکارتر میشود. هرچند اگر پیوستگی تاریخی و تمدنی نیز دچار آسیب شود، بسیاری از نشانهها و شواهد نیز از دست خواهد رفت.
امیرکمالی با بیان اینکه متأسفانه یکی از مظلومیتهای بزرگ شخصیتی شهید چمران در تاریخ معاصر ما این است که بسیاری از مردم او را صرفاً در قامت یک فرمانده نظامی، یک مبارز مسلح، یک چریک مسلمان یا فردی شجاع در میدانهای نبرد میشناسند، تصریح کرد: این تصویر نادرست نیست، اما کامل هم نیست. چمران همه این ویژگیها را داشت، اما شخصیت او محدود به این ابعاد نبود. موضوع «ابعاد ناشناخته شخصیت شهید چمران» دقیقاً ناظر به همین مسئله است. چمران مردی برای آینده، مردی برای همه فصلها و الگویی برای تنظیم نسبت انسان با آرمانهای متعالی خلقت بود. همانگونه که استادان این نشست اشاره کردند، اندیشه و عمل در وجود شهید چمران به شکلی کمنظیر در کنار یکدیگر قرار گرفته بود.
وی اضافه کرد: در مطالعاتی که درباره شخصیت ایشان داشتم، به این نتیجه رسیدم که شهید چمران بسیاری از مراحل سیر و سلوک معنوی را در عمل طی کرده بود. عرفا از منازل و مقامات مختلفی سخن میگویند و چمران را میتوان یکی از قهرمانان این مسیر دانست، انسانی که در روزگار ما به مراتب والایی از معنویت دست یافته بود. برای ورود به بحث درباره شهید چمران، توجه شما را به یک نکته مهم جلب میکنم و آن، سخن حضرت امام خمینی(ره) درباره ایشان است. در پیام تاریخی امام به مناسبت شهادت دکتر چمران، تعبیری به کار رفته که برای کمتر کسی در تاریخ انقلاب اسلامی استفاده شده است. امام خمینی(ره) در توصیف شهید چمران از تعبیر «مرد خدا» استفاده کردند، عنوانی که نشاندهنده جایگاه ممتاز و کمنظی ین شهید بزرگوار در نگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران است.
نماینده بنیاد شهید چمران با اشاره به جایگاه شهید چمران در نگاه امام خمینی(ره) افزود: وقتی امام راحل در پیام شهادت دکتر چمران از تعبیر «مرد خدا» استفاده کردند، در واقع از شخصیتی سخن گفتند که به مرتبهای از کمال انسانی رسیده بود که حتی امام نیز با حسرت از آن یاد میکردند. این بیان، صرفاً یک توصیف عادی نیست، بلکه در دل خود حکمتها و مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی فراوانی دارد که پرداختن به آنها مجال دیگری میطلبد.
امیرکمالی ادامه داد: تاریخ معاصر ما شاهد ظهور ستارگان درخشانی در عرصه اندیشه، سیاست، مبارزه و تحولات اجتماعی بوده است، اما شهید چمران در میان این چهرهها جایگاهی ویژه دارد. شهید مطهری معتقد بود انسان کامل کسی است که بتواند در عرصههای مختلف زندگی قهرمان باشد. یافتن چنین انسانی بسیار دشوار است، اما با جرأت میتوان گفت شهید دکتر مصطفی چمران یکی از مصادیق برجسته انسان کامل در دوران معاصر بود.
وی خاطرنشان کرد: هر کسی که برای زندگی، پیشرفت، تعالی و انسان شدن به دنبال الگو باشد، میتواند در شخصیت شهید چمران نمونهای کمنظیر پیدا کند. او در عرصههای مختلف علمی، فرهنگی، اجتماعی، معنوی و مبارزاتی به قلههای موفقیت دست یافت.
نماینده بنیاد شهید چمران با اشاره به آشنایی خود با شهید چمران گفت: من و کمالینژاد، این توفیق را داشتیم که در سبد داراییهای معنوی و فکری خود، نعمت شناخت این شخصیت بزرگ را داشته باشیم. در سالهای نخست انقلاب و در مأموریتهای مرتبط با لبنان، فرصت آشنایی با بسیاری از چهرههای تأثیرگذار منطقه را پیدا کردیم.
امیرکمالی افزود: در آن دوران، در جریان مبارزات منطقه و فعالیتهای مرتبط با فلسطین حضور داشتم و به عنوان افسر افتخاری سازمان آزادیبخش فلسطین شناخته میشدم. در سنین جوانی مسئولیتهای مختلفی در لبنان و خاورمیانه بر عهده داشتم و از نزدیک با شخصیتهایی مواجه شدم که دیدار با آنان برای بسیاری از فعالان سیاسی و مبارزاتی یک آرزو محسوب میشد.
وی ادامه داد: بخشی از جریانهای مبارزاتی آن روزگار، تحت تأثیر برخی گرایشهای فکری و سیاسی قرار داشتند و ما نیز در مقاطعی با چنین فضاهایی مواجه بودیم. شناخت ما در آن زمان مانند امروز کامل نبود و طبیعی است که در برخی تحلیلها و قضاوتها خطاهایی وجود داشته باشد. با این حال، همان ارتباطات اولیه زمینهای شد تا در لبنان با شخصیتی بزرگ و تأثیرگذار همچون امام موسی صدر آشنا شویم.
عضو بنیاد شهید جمران با اشاره به جایگاه امام موسی صدر اظهار کرد: امام موسی صدر، که ریشههای خانوادگی و تاریخی او به اصفهان بازمیگردد، از برجستهترین شخصیتهای جهان تشیع و از خاندان مرجعیت بود. او علاوه بر برخورداری از دانش حوزوی و فقهی، در حوزههای اقتصاد، مدیریت، سیاست و مسائل اجتماعی نیز صاحبنظر بود و نگاه جامعی به مسائل جهان اسلام داشت.
امیرکمالی افزود: در آن دوران، عنوان «امام» برای امام موسی صدر در جامعه لبنان و جهان اسلام جایگاهی ویژه داشت. شخصیتی که نهتنها در میان مردم لبنان، بلکه در میان رهبران کشورهای مختلف منطقه و جهان از احترام و نفوذ فراوانی برخوردار بود و بسیاری از سیاستمداران و اندیشمندان آرزو داشتند از نزدیک با او دیدار و گفتوگو کنند. امام موسی صدر از محبوبترین و اثرگذارترین شخصیتها در زندگی شهید چمران بود و نقش مهمی در شکلگیری بسیاری از ابعاد فکری، اجتماعی و مبارزاتی ایشان ایفا کرد.
شهید چمران «مردی برای تمام فصول» بود
وی با بیان اینکه شهید چمران «مردی برای تمام فصول» بود، گفت: انسانها معمولاً در مسیر زندگی فراز و فرود دارند و در برخی مقاطع به اوج میرسند، اما کمتر کسی را میتوان یافت که در همه مراحل زندگی، از کودکی و نوجوانی تا دوران دانشگاه، فعالیتهای علمی، مبارزاتی و مدیریتی، همواره در قله باشد. شهید چمران از جمله معدود شخصیتهایی بود که چنین ویژگیای داشت.
نماینده بنیاد شهید چمران در ادامه سخنان خود با اشاره به فعالیتهای مبارزاتی در لبنان اظهار کرد: یکی از بزرگترین توفیقات ما در آن سالها، آشنایی نزدیک با شهید مصطفی چمران بود. حضور در لبنان و فعالیت در جنبش امل این فرصت را فراهم کرد تا از نزدیک با ابعاد مختلف شخصیت ایشان آشنا شویم. بسیاری از واقعیتهای آن دوران در لایههای امنیتی و سیاسی منطقه جریان داشت و بخش قابل توجهی از آنها هرگز بهدرستی به افکار عمومی منتقل نشد. از همین رو، شناخت شهید چمران نیازمند بازخوانی دقیق مقطع تاریخی و بررسی نقش تأثیرگذار او در تحولات منطقه است.
امیرکمالی با اشاره به نقش الگویی شهید چمران برای جامعه فرهنگیان گفت: اگر قرار باشد برای نسل امروز الگویی معرفی کنیم، باید ببینیم جامعه ما تا چه اندازه ظرفیت شناخت چنین شخصیتهایی را دارد. به همین دلیل سالهاست که در دانشگاه فرهنگیان تهران و استانهای مختلف درباره شهید چمران سخن میگویم؛ چرا که معتقدم اگر از پدر، راحتی تن را میآموزیم، از معلم روشنایی جان را فرا میگیریم.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به جایگاه معلم در فرآیند تربیت اشاره کرد و گفت: میان «آموزگار» و «معلم» تفاوت جدی وجود دارد. برخی افراد صرفاً آموزگار هستند، یعنی در یک چارچوب اداری فعالیت میکنند، وظایف خود را انجام میدهند و پس از پایان خدمت بازنشسته میشوند، اما معلم کسی است که معلمی را زندگی میکند.
نماینده بنیاد شهید چمران ادامه داد: گاهی حتی خاطره یک معلم، رفتار یک معلم و یا نام یک معلم پس از سالها همچنان در حال تربیت انسانهاست. بعضی معلمان حتی پس از درگذشت خود نیز از طریق آثار، خاطرات و سیره رفتاریشان به جامعه آموزش میدهند. این تفاوت اصلی میان آموزگار و معلم است.
امیر کمالی تصریح کرد: اگر هدف دانشگاه فرهنگیان تربیت معلم باشد، باید به این تفاوت توجه جدی داشته باشد. آموزگاری یک مهارت و حرفه است، اما معلمی یک هویت و شیوه زیستن محسوب میشود. معلم واقعی در هر شرایطی معلم است، چه در کلاس درس باشد و چه در زندگی روزمره.
وی در ادامه با اشاره به زندگی شخصی شهید چمران گفت: یکی از جلوههای عظمت روحی شهید چمران، عبور آگاهانه او از موقعیتهای ممتاز مادی و اجتماعی بود. او در آمریکا از جایگاه علمی بسیار بالایی برخوردار بود و در مؤسسات معتبر علمی و تحقیقاتی فعالیت میکرد. در دهه ۱۳۴۰ حقوقی دریافت میکرد که در آن زمان رقم بسیار قابل توجهی محسوب میشد. همچنین از زندگی مرفه، موقعیت اجتماعی ممتاز و امکانات فراوان برخوردار بود.
نماینده بنیاد شهید چمران خاطرنشان کرد: با وجود همه این امکانات، شهید چمران از رفاه و آسایش شخصی گذشت و مسیر دیگری را انتخاب کرد. او به جای بهرهگیری از فرصتهای گسترده علمی و حرفهای در آمریکا و دانشگاههای معتبر منطقه، راه حضور در میان محرومان و مستضعفان را برگزید و برای خدمت به مردم جنوب لبنان قد ر مسیری گذاشت که سرشار از سختی، ایثار و مجاهدت بود.
امیر کمالی در ادامه با اشاره به فعالیتهای آموزشی و اجتماعی شهید چمران در لبنان گفت: شهید چمران زمانی به جنوب لبنان رفت که بسیاری از نوجوانان و جوانان آن منطقه، به دلیل فقر شدید، در معرض جذب شدن توسط جریانهای منحرف، احزاب وابسته و مؤسسات ناسالم قرار داشتند. بسیاری از خانوادهها در سختترین شرایط معیشتی زندگی میکردند و بخش بزرگی از استعدادهای جوانان به دلیل نبود امکانات آموزشی و شغلی در معرض نابودی قرار داشت.
وی افزود: دکتر چمران به جای انتخاب زندگی راحت و بهرهمندی از موقعیتهای ممتاز علمی و اجتماعی، در میان همین مردم حضور یافت. او هنرستانها و مراکز آموزشی راهاندازی کرد و به جوانان مهارتهای فنی و حرفهای آموخت تا بتوانند مسیر زندگی خود را تغییر دهند. این در حالی بود که او دانشمندی برجسته در حوزه فیزیک پلاسما، الکترونیک و علوم پیشرفته به شمار میرفت و در معتبرترین مراکز علمی آمریکا فعالیت کرده بود.
نماینده بنیاد شهید چمران اضافه کرد: چمران در جنوب لبنان معلمی را به معنای واقعی کلمه معنا کرد. او به جای آنکه صرفاً در جایگاه یک دانشمند مطرح جهانی باقی بماند، در کنار محرومان قرار گرفت و تلاش کرد با آموزش، تربیت و توانمندسازی نسل جوان، زمینه رشد و پیشرفت آنان را فراهم کند. بسیاری از چهرههای تأثیرگذار مقاومت اسلامی لبنان، محصول همان جریان فکری، فرهنگی و تربیتی هستند که امام موسی صدر و شهید مصطفی چمران پایهگذاری کردند. شهید سید حسن نصرالله نیز بارها تأکید کرده بود که مقاومت اسلامی لبنان، ثمره درختی است که امام موسی صدر و شهید چمران آن را کاشتند و پرورش دادند.
امیرکمالی افزود: شهید چمران از نخستین افرادی بود که در مسیر سازماندهی و توانمندسازی جامعه شیعه لبنان گام برداشت. جامعهای که سالها با محرومیت، فقر و انزوای اجتماعی شناخته میشد و از کمترین امکانات برخوردار بود. او تلاش کرد روح خودباوری، عزت و مسئولیتپذیری را در میان نسل جوان این جامعه تقویت کند. مهمترین ویژگی چمران، تربیت انسان بود. او تنها یک مدیر یا فرمانده نبود، بلکه معلمی بود که توانست نسل بزرگی از انسانهای مؤثر، مدیران، اندیشمندان و مبارزان را تربیت کند.
وی خطاب به مسئولان دانشگاه فرهنگیان گفت: اگر میخواهیم حق شهید چمران را ادا کنیم، این کار تنها با برگزاری مراسمهای یادبود و سخنرانیهای مناسبتی محقق نخواهد شد. شناخت شهید چمران باید به یک جریان علمی، پژوهشی و آموزشی تبدیل شود و ابعاد مختلف شخصیت، اندیشه و روش تربیتی او به صورت نظاممند مورد مطالعه قرار گیرد.
نماینده بنیاد شهید چمران افزود: شهید چمران در اوج مسئولیتهای سیاسی و اجرایی نیز زندگی بسیار سادهای داشت. او در زمان شهادت، وزیر، نماینده مجلس و نماینده امام خمینی(ره) بود، اما زندگی شخصیاش با سادهترین معیارها اداره میشد. کسانی که از نزدیک با او آشنایی داشتند، به خوبی میدانند که میان جایگاه رسمی و سبک زندگی شخصی او فاصلهای عمیق وجود داشت و همین مسئله بخشی از عظمت شخصیت او را نشان میدهد.
امیر کمالی با تأکید بر ضرورت شناخت ابعاد فکری شهید چمران گفت: یکی از مهمترین دغدغههای او، شناخت دقیق دشمن و تحلیل صحیح تحولات منطقهای و بینالمللی بود. چمران همواره بر ضرورت بصیرت، آگاهی و شناخت عمیق مسائل تأکید داشت و معتقد بود بدون شناخت درست، نمیتوان در مسیر پیشرفت و استقلال حرکت کرد. شهید چمران علاوه بر فعالیتهای علمی، فرهنگی و نظامی، صاحب اندیشه و نگاه راهبردی بود. بسیاری از موضوعاتی که امروز در حوزههای فرهنگی، اجتماعی و تمدنی مطرح میشود، سالها پیش در اندیشه و نوشتههای او مورد توجه قرار گرفته بود.
وی اظهار کرد: دانشگاه فرهنگیان و مجموعه نظام تعلیم و تربیت کشور برای تربیت نسل آینده نیازمند الگوهای عینی و قابل لمس هستند. شهید مصطفی چمران یکی از برجستهترین این الگوهاست. شخصیتی که علم، ایمان، مدیریت، ایثار، مسئولیتپذیری و انسانسازی را در بالاترین سطح با یکدیگر جمع کرده بود.
نماینده بنیاد شهید چمران تأکید کرد: شناخت شهید چمران نباید به چند مراسم و برنامه مناسبتی محدود شود. لازم است نشستهای تخصصی، پژوهشهای علمی، دورههای آموزشی و برنامههای مستمر برای بررسی اندیشه و سیره این شهید بزرگوار در دانشگاه فرهنگیان و مراکز علمی کشور شکل گیرد. بنیاد شهید چمران و مجموعه همکاران ما نیز آمادگی دارند در این مسیر، از نظر علمی، پژوهشی و فکری بادانشگاه فرهنگیان و سایر مراکز آموزشی همکاری کنند.
اصفهان - ایرنا- نماینده بنیاد شهید چمران با انتقاد از تقلیل شخصیت دکتر مصطفی چمران به یک چریک نظامی، بر ابعاد گسترده علمی، عرفانی و تربیتی وی تأکید کرد و از دانشگاهیان و نظام تعلیم و تربیت خواست تا شناخت این مرد خدا و معلم انسانساز را از سطح مراسمهای یادبود فراتر برده و به یک جریان نظاممند علمی و پژوهشی تبدیل کنند.
به گزارش ایرنا، مهدی امیرکمالی روز یکشنبه در نشست تخصصی «مصطفی چمران؛ فرهیخته فرهنگساز» که در سالن اجتماعات دانشگاه فرهنگیان اصفهان برگزار شد، با اشاره به گستردگی ابعاد شخصیتی این شهید والامقام اظهار داشت: شناخت تمامی ابعاد ناشناخته شخصیت شهید مصطفی چمران ضروری است و او معلمی تراز، مدیری برجسته، اندیشمندی اثرگذار و الگویی کمنظیر برای تربیت انسان در عصر معاصر بود.
وی ادامه داد: یکی از دشواریهای معرفی بزرگانی چون دکتر چمران، «حجاب معاصرت» است. همزمانی با یک شخصیت بزرگ گاه مانع از شناخت دقیق او در جامعه میشود، اما هرچه فاصله زمانی بیشتر میشود، ابعاد ناشناخته این چهرهها آشکارتر میگردد.
وی با ابراز تأسف از اینکه در تاریخ معاصر، شهید چمران غالباً تنها به عنوان یک چریک و فرمانده نظامی شناخته شده است، تصریح کرد که این تصویر اگرچه نادرست نیست، اما کامل هم نیست. چمران مردی برای آینده، مردی برای همه فصلها و الگویی برای تنظیم نسبت انسان با آرمانهای متعالی خلقت بود؛ شخصیتی که اندیشه و عمل را به شکلی کمنظیر در هم آمیخته بود.
عبور از حجاب معاصرت و شناخت «مرد خدا»
نماینده بنیاد شهید چمران با اشاره به مراتب والای معنوی و عرفانی این شهید، یادآور شد: شهید چمران بسیاری از مراحل سیر و سلوک را در عمل طی کرده بود.
امیرکمالی به پیام تاریخی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد و افزود: استفاده حضرت امام خمینی (ره) از تعبیر بینظیر «مرد خدا» در پیام شهادت دکتر چمران، نشاندهنده رسیدن او به مرتبهای از کمال انسانی است که حتی امام راحل نیز با حسرت از آن یاد میکردند.
وی ادامه داد: به تعبیر شهید مطهری درباره انسان کامل، با جرأت میتوان گفت شهید چمران یکی از مصادیق بارز این مفهوم در دوران معاصر است که توانست در عرصههای مختلف علمی، فرهنگی، اجتماعی، معنوی و مبارزاتی به قلههای موفقیت دست یابد.
از رفاه در آمریکا تا پایهگذاری مقاومت در لبنان
عضو بنیاد شهید چمران در بخش دیگری از سخنان خود، به تبیین مسیر زندگی و انتخابهای آگاهانه این شهید پرداخت و گفت: یکی از جلوههای عظمت روحی شهید چمران، گذشتن از موقعیتهای ممتاز مادی، جایگاه علمی بسیار بالا در آمریکا و درآمدهای هنگفت در دهه ۱۳۴۰ بود.
امیرکمالی خاطرنشان کرد: این شهید وارسته با رها کردن امکانات رفاهی و دانشگاههای معتبر، خدمت به مردم محروم جنوب لبنان را برگزید. حضور در میان مستضعفان، راهاندازی هنرستانها و مراکز آموزش فنی و حرفهای برای توانمندسازی و نجات جوانان از فقر، پایهگذاری جریان فکری و فرهنگی مقاومت اسلامی در کنار امام موسی صدر و همچنین تزریق روحیه خودباوری، عزت و مسئولیتپذیری در جامعه منزوی شیعیان لبنان در آن مقطع تاریخی، از جمله مهمترین دستاوردهای حضور و مجاهدت ایشان در این منطقه به شمار میرود.
تفاوت «آموزگار» و «معلم»؛ چمران الگوی نظام تعلیم و تربیت
وی با تأکید بر اینکه مهمترین ویژگی شهید چمران تربیت انسان بود، خطاب به مسئولان و دانشجویان دانشگاه فرهنگیان اظهار داشت: میان آموزگاری که صرفاً در یک چارچوب اداری فعالیت میکند و معلمی که هویت و شیوه زیستن است، تفاوت جدی وجود دارد. آموزگاری یک مهارت است، اما معلمی هویتی است که در وجود شاگردان تکثیر میشود. شهید چمران انسانی بود که از مرزهای آموزش و تجربه عبور کرد و به افقهای بلند انسانسازی رسید.
نماینده بنیاد شهید چمران در پایان با بیان اینکه در زمان شهادت، دکتر چمران با وجود داشتن مقام وزارت و نمایندگی مجلس، سادهترین سبک زندگی را داشت، بر ضرورت نهادینهسازی شناخت این شهید تأکید کرد و افزود: ادای حق شهید چمران تنها با برگزاری مراسمهای یادبود و سخنرانیهای مناسبتی محقق نمیشود؛ بلکه شناخت او باید به یک جریان نظاممند علمی، پژوهشی و آموزشی تبدیل شود. در همین راستا، بنیاد شهید چمران آمادگی کامل دارد تا همکاریهای فکری، علمی و پژوهشی مستمری با دانشگاه فرهنگیان و سایر مراکز علمی کشور داشته باشد.
سخن گفتن از شهیدی با ابعاد گوناگون، از اسوه ای که جمع اضداد بود، از آهن و اشک، از شیر بیشه نبرد و عارف شب های قیرگون، از پدر یتیمان و دشمن سرسخت کافران بسیار سخت بلکه محال است. سخن گفتن از شهید دکتر مصطفی چمران، این مرد عمل و نه مرد سخن، این نمونه کامل هجرت، جهاد و شهادت، این شاگرد مکتب علی (ع)، این مالک اشتر جنوب لبنان و حمزه کربلای خوزستان سخت و دشوار است. چرا که حتی نمی توان یکی از ابعاد وجودی او را آن گونه که هست، توصیف کرد و نبایست انتظار داشت که بتوانیم تصویر کاملی در این مختصر از او ترسیم نماییم، که مردان و رهروان راه علی(ع) و حسین(ع) را با این کلمات مادی و معیارهای خاکی نمی شود توصیف نمود و سنجید.
این مروری است سریع بر حیات کوتاه اما پرحادثه و سراسر تلاش، ایثار، عشق و فداکاری شهید دکتر مصطفی چمران.
تولد:
دکتر مصطفی چمران در سال 1311 در تهران، خیابان پانزده خرداد، بازار آهنگرها، سرپولک متولد شد.
نگاهی به زندگی نامه شهید دکتر مصطفی چمران
تحصیلات
وی تحصیلات خود را در مدرسه انتصاریه، نزدیک پامنار، آغاز کرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ در دانشکده فنی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و در سال 1336 در رشته الکترومکانیک فارغ التحصیل شد و یک سال به تدریس در دانشکده فنی پرداخت. وی در همه دوران تحصیل شاگرد اول بود. در سال 1337 پس از یک سال تدریس در دانشگاه تهران با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به امریکا اعزام شد و پس از تحقیقات علمی در جمع معروف ترین دانشمندان جهان در دانشگاه کالیفرنیا و معتبرترین دانشگاه امریکا (برکلی) با ممتازترین درجه علمی موفق به اخذ دکترای الکترونیک و فیزیک پلاسما گردید.
فعـالیت های اجتماعی
از 15سالگی در درس تفسیر قرآن مرحوم آیت الله طالقانی، در مسجد هدایت، و درس فلسفه و منطق استاد شهید مرتضی مطهری و بعضی از اساتید دیگر شرکت می کرد و از اولین اعضاء انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بود. در مبارزات سیاسی دوران دکتر مصدق از مجلس چهاردهم تا ملی شدن صنعت نفت شرکت داشت و از عناصر پرتلاش در پاسداری از نهضت ملی ایران در کشمکش های مرگ و حیات این دوره بود. بعد از کودتای ننگین 28 مرداد و سقوط حکومت دکتر مصدق، به نهضت مقاومت ملی ایران پیوست و سخت ترین مبارزه ها و مسئولیت های او علیه استبداد و استعمار شروع شد و تا زمان مهاجرت از ایران، بدون خستگی و با همه قدرت خود، علیه نظام طاغوتی شاه جنگید و خطرناک ترین مأموریت ها را در سخت ترین شرایط با پیروزی به انجام رسانید. در امریکا، با همکاری بعضی از دوستانش، برای اولین بار انجمن اسلامی دانشجویان امریکا را پایه ریزی کرد و از مؤسسین انجمن دانشجویان ایرانی در کالیفرنیا و از فعالین انجمن دانشجویان ایرانی در امریکا به شمار میرفت که به دلیل این فعالیت ها، بورس تحصیلی شاگرد ممتازی وی از سوی رژیم شاه قطع می شود.
پس از قیام خونین 15 خرداد سال 1342 و سرکوب ظاهری مبارزات مردم مسلمان به رهبری امام خمینی(ره) دست به اقدامی جسورانه و سرنوشت ساز می زند و همه پل ها را پشت سر خود خراب می کند و به همراه بعضی از دوستان مؤمن و هم فکر، رهسپار مصر می شود و مدت دو سال، در زمان عبدالناصر، سخت ترین دوره های چریکی و جنگ های پارتیزانی را می آموزد و به عنوان بهترین شاگرد این دوره شناخته می شود و فوراً مسئولیت تعلیم چریکی مبارزان ایرانی به عهده او گذارده می شود. به علت برخورداری از بینش عمیق مذهبی، از ملی گرایی ورای اسلام گریزان بود و وقتی در مصر مشاهده کرد که جریان ناسیونالیسم عربی باعث تفرقه مسلمین می شود، به جمال عبدالناصر اعتراض کرد و ناصر ضمن پذیرش این اعتراض گفت که جریان ناسیونالیسم عربی آن قدر قوی است که نمی توان به راحتی با آن مقابله کرد و با تأسف تأکید می کند که ما هنوز نمی دانیم که بیشتر این تحریکات از ناحیه دشمن و برای ایجاد تفرقه در بین مسلمانان است. به دنبال آن، به چمران و یارانش اجازه می دهد که در مصر نظرات خود را بیان کنند.
در لبنـان
بعد از وفات عبدالناصر، ایجاد پایگاه چریکی مستقل، برای تعلیم مبارزان ایرانی، ضرورت پیدا می کند و لذا دکتر چمران رهسپار لبنان می شود تا چنین پایگاهی را تأسیس کند. او به کمک امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، حرکت محرومین و سپس جناح نظامی آن، سازمان «امل» را براساس اصول و مبانی اسلامی پی ریزی نموده که در میان توطئه ها و دشمنی های چپ و راست، با تکیه بر ایمان به خدا و با اسلحه شهادت، خط راستین اسلام انقلابی را پیاده می کند و علی گونه در معرکه های مرگ و حیات به آغوش گرداب خطر فرو می رود و در طوفان های سهمناک سرنوشت، حسین وار به استقبال شهادت میتازد و پرچم خونین تشیع را در برابر جبارترین ستمگران روزگار، صهیونیزم اشغال گر و هم دستان خونخوار آنها، راست گرایان (فالانژ)، به اهتزاز در می آورد و از قلب بیروت سوخته و خراب تا قله های بلند کوه های جبل عامل و در مرزهای فلسطین اشغال شده از خود قهرمانی ها به یادگار گذاشته؛ در قلب محرومین و مستضعفین شیعه جای گرفته و شرح این مبارزات افتخارآمیز با قلمی سرخ و به شهادت خون پاک شهدای لبنان، بر کف خیابان های داغ و بر دامنه کوه های مرزی اسرائیل برای ابد ثبت گردیده است.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران :
دکتر چمران با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران، بعد از 23 سال هجرت، به وطن باز می گردد. همه تجربیات انقلابی و علمی خود را در خدمت انقلاب می گذارد؛ خاموش و آرام ولی فعالانه و قاطعانه به سازندگی می پردازد و همه تلاش خود را صرف تربیت اولین گروه های پاسداران انقلاب در سعدآباد می کند. سپس در شغل معاونت نخست وزیر در امور انقلاب شب و روز خود را به خطر می اندازد تا سریع تر و قاطعانه تر مسئله کردستان را فیصله دهد تا اینکه بالاخره در قضیه فراموش ناشدنی «پاوه» قدرت ایمان و اراده آهینن و شجاعت و فداکاری او بر همگان ثابت می گردد.
در کردستـان :
در آن شب مخوف پاوه، همه امید ها قطع شده بود و فقط چند پاسدار مجروح، خسته و دل شکسته در میان هزاران دشمن مسلح به محاصره افتاده بودند. اکثریت پاسداران قتل عام شده بودند و همه شهر و تمام پستی و بلندی ها به دست دشمن افتاده بود و موج نیرو های خونخوار دشمن لحظه به لحظه نزدیک تر می شد. باران گلوله می بارید و می رفت تا آخرین نقطه مقاومت نیز در خون پاسداران غرق گردد. ولی دکتر چمران با شهامت و شجاعت و ایثارگری فراوان توانست این شب هولناک را با پیروزی به صبح امید متصل کند و جان پاسداران باقی مانده را نجات دهد و شهر مصیبت زده را از سقوط حتمی برهاند. آنگاه فرمان انقلابی امام خمینی (ره) صادر شد. فرماندهی کل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهی منطقه نیز به عهده دکتر چمران واگذار شد. رزمندگان از جان گذشته انقلاب، اعم از سرباز و پاسدار به حرکت درآمدند و همه تجارب انقلابی، ایمان، فداکاری، شجاعت، قدرت رهبری و برنامه ریزی دکتر چمران در اختیار نیروهای انقلاب قرار گرفت و عالی ترین مظاهر انقلابی و شکوهمند ترین قهرمانی ها به وقوع پیوست و در عرض 15 روز شهرها و راه ها و مواضع استراتژیک کردستان به تصرف نیروهای انقلاب اسلامی در آمد و کردستان از خطر حتمی نجات یافت و مردم مسلمان کرد با شادی و شعف به استقبال این پیروزی رفتند.
مجلـس :
دکتر مصطفی چمران در اولین دور انتخابات مجلس شورای اسلامی، از سوی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد و تصمیم داشت در تدوین قوانین و نظام جدید انقلابی، به خصوص در ارتش، حداکثر سعی و تلاش خود را بکند تا ساختار گذشته ارتش به نظامی انقلابی و شایسته ارتش اسلامی تبدیل شود.
در یکی از نیایش های خود بعد از انتخاب نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی، اینسان خدا را شکر می گوید:
«خدایا، مردم آنقدر به من محبت کرده اند و آنچنان مرا از باران لطف و محبت خود سرشار کرده اند که به راستی خجلم و آنقدر خود را کوچک می بینم که نمی توانم از عهده آن به درآیم. خدایا، تو به من فرصت ده، توانایی ده تا بتوانم از عهده برآیم و شایسته این همه مهر و محبت باشم.»
وی سپس به نمایندگی رهبر کبیر انقلاب اسلامی در شورای عالی دفاع منصوب شد و مأموریت یافت تا بطور مرتب گزارش کار ارتش را ارائه کند.
وزارت دفـاع :
دکتر چمران بعد از این پیروزی بی نظیر به تهران احضار شد و از طرف رهبر انقلاب،امام خمینی (ره) به وزارت دفاع منصوب گردید.
در پست جدید، برای تغییر و تحول ارتش از یک نظام طاغوتی، به یک سلسله برنامه های وسیع بنیادی دست زد که پاک سازی ارتش و پیاده کردن برنامه های اصلاحی از این قبیل است تا به یاری خدا و پشتیبانی ملت، ارتشی به وجود آید که پاسدار انقلاب و امنیت استقلال کشور باشد و رسالت مقدس اسلامی ما را به سرمنزل مقصود برساند.
در خوزستـان :
پس از آغاز جنگ در سال 1359، گروهی از رزمندگان داوطلب، به گِرد او جمع شدند و او با تربیت و سازماندهی آنان، ستاد جنگ های نامنظم را در اهواز تشکیل داد. این گروه کم کم قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زیادی انجام داد. تنها کسانی که از نزدیک شاهد ماجراهای تلخ و شیرین، پیروزی ها و شکست ها، شهامت ها و شهادت ها و ایثارگری های آنان بودند، به گوشهایی از این خدمات که دکتر چمران شخصاً مایل به تبلیغ و بازگویی آن ها نبود، آگاهی دارند.
ایجاد واحد مهندسی فعال برای ستاد جنگ های نامنظم یکی از این برنامه ها بود که به کمک آن، جاده های نظامی به سرعت در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ های آب در کنار رود کارون و احداث یک کانال به طول حدود بیست کیلومتر و عرض یک متر در مدتی حدود یک ماه، آب کارون را به طرف تانک های دشمن روانه ساخت، به طوری که آن ها مجبور شدند چند کیلومتر عقب نشینی کنند و سدی عظیم مقابل خود بسازند و با این عمل فکر تسخیر اهواز را برای همیشه از سر به دور دارند.
یکی از کارهای مهم و اساسی او از همان روزهای اول، ایجاد هماهنگی بین ارتش، سپاه و نیروهای داوطلب مردمی بود که در منطقه حضور داشتند. بازده این حرکت و شیوه جنگ مردمی و هماهنگی کامل بین نیروهای موجود، تاکتیک تقریباً جدید جنگی بود؛ چیزی که ابرقدرت ها قبلاً فکر آن را نکرده بودند. متأسفانه این هماهنگی در خرمشهر به وجود نیامد و نیروهای مردمی تنها ماندند. او تصمیم داشت به خرمشهر نیز برود، ولی به علت عدم وجود فرماندهی مشخص در آنجا و خطر سقوط جدی اهواز، موفق نشد ولی چندین بار نیروهایی بین دویست تا یک هزار نفر را سازماندهی کرده و به خرمشهر فرستاد و آنان به کمک دیگر برادران مقاوم خود توانستند در جنگی نابرابر مقابل حملات پیاپی دشمن تا مدت ها مقاومت کنند.

محرم ماه شهادت و پیروزی سوسنگرد :
پس از یأس دشمن از تسخیر اهواز، صدام سخت به فتح سوسنگرد دل بسته بود تا رویای قادسیه را تکمیل کند و برای دومین بار به آن شهر مظلوم حمله کرد و سه روز تانکهای او شهر را در محاصره گرفتند و روز سوم تعدادی از آنان توانستند به داخل شهر راه یابند. دکتر چمران که از محاصره تعدادی از یاران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت برآشفته بود، با فشار و تلاش فراوان خود و آیت الله خامنه ای، ارتش را آماده ساخت که برای اولین بار دست به یک حمله خطرناک و حماسه آفرین نابرابر بزند و خود نیز نیروهای مردمی و سپاه پاسداران را در کنار ارتش سازماندهی کرد و با نظمی نو و شیوهای جدید از جانب جاده اهواز- سوسنگرد به دشمن یورش بردند.
شهید چمران پیشاپیش یارانش، به شوق کمک و دیدار برادران محاصره شده در سوسنگرد، به سوی این شهر می شتافت که در محاصره تانک های دشمن قرار گرفت. او سایر رزمندگان را به سوی دیگری فرستاد تا نجات یابند و خود را به حلقه محاصره دشمن انداخت؛ چون آنجا خطر بیشتر بود و او همیشه به دامان خطر فرو می رفت. در این هنگام بود که نبرد سختی درگرفت؛ نیروهای کماندوی دشمن از پشت تانک ها به او حمله کردند و او همچون شیری در میدان، در مصاف با دشمن متجاوز از نقطه ای به نقطه ای دیگر و از سنگری به سنگری دیگر می رفت. کماندوهای دشمن او را زیر رگبار گلوله خود گرفته بودند، تانک ها به سوی او تیراندازی می کردند و او شجاعانه بدون هراس از انبوه دشمن و آتش شدید آنها سریع، چابک، بر افروخته و شادان از شوق شهادت در رکاب حسین(ع) و در راه حسین(ع). در روز قبل از تاسوعا، به آتش آنها پاسخ گفته و هر لحظه سنگر خود را تغییر می داد. در همین اثناء، هم رزم با وفایش به شهادت رسید و او یک تنه به نبرد حسین گونه خود ادامه می داد و به سوی دشمن حمله می برد. هرچه تنور جنگ گرم تر می شد و آتش حمله بیشتر زبانه میی کشید، چهره ملکوتی او، این مرد راستین خدا و سرباز حسین(ع)، گلگون تر و شوق به شهادتش افزون تر می شد تا آنکه در حین «رقص چنین میانه میدان» از دو قسمت پای چپ زخمی شد. خون گرم او با خاک کربلای خوزستان درهم آمیخت و نقشی زیبا از شجاعت و عشق به شهادت و تلاش خالصانه در راه خدا آفرید و هنوز هم گرمی قطرات خون او گرمی بخش رزمندگان باوفای اسلام و سرخی خونش الهام بخش پیروزی نهایی و بزرگ آنان است. با پای زخمی بر یک کامیون عراقی حمله برد. سربازان صدام از یورش این شیر میدان گریخته و او به کمک جوان چابک دیگری که خود را به مهلکه رسانده بود، به داخل کامیون نشست و با لبانی متبسم، دیگران را نوید پیروزی می داد. خبر زخمی شدن سردار پرافتخار اسلام، در نزدیکی دروازه سوسنگرد، شور و هیجانی آمیخته با خشم و اراده و شجاعت در یاران او و سایر رزمندگان افکند که بی محابا به پیش تاختند و شهر قهرمان و مظلوم سوسنگرد و جان چند صد تن رزمنده مؤمن را از چنگال صدامیان نجات بخشیدند. دکتر چمران با همان کامیونی که خود را به بیمارستانی در اهواز رسانید و بستری شد، اما بیش از یک شب در بیمارستان نماند و بعد از آن به مقر ستاد جنگ های نامنظم و دوباره با پای زخمی و دردمند به ارشاد یاران وفادار خود پرداخت. جالب اینجا بود که در همان شبی که در بیمارستان بستری بود، جلسه مشورتی فرماندهان نظامی (تیمسار شهیدفلاحی، فرمانده لشگر 92 ، شهید کلاهدوز، مسئولین سپاه و سرهنگ محمد سلیمی که رئیس ستاد او بود)، استاندار خوزستان و نماینده امام در سپاه پاسداران (شهیدمحلاتی) در کنار تخت او در بیمارستان تشکیل شد و در همان حال و همان شب، پیشنهاد حمله به ارتفاعات الله اکبر را مطرح کرد.
آغاز حرکت مجدد :
به رغم اصرار و پیشنهاد مسئولین و دوستانش، حاضر به ترک اهواز و ستاد جنگ های نامنظم و حرکت به تهران برای معالجه نشد و تمام مدت را در همان ستاد گذراند، در حالی که در کنار بسترش و در مقابلش نقشه های نظامی منطقه، مقدار پیشروی دشمن و حرکت نیرو های خودی نصب شده بود و او که قدرت و یارای به جبهه رفتن نداشت، دائماً به آنها می نگریست و مرتب طرح های جالب و پیشنهادات سازنده در زمینههای مختلف نظامی، مهندسی و حتی فرهنگی ارائه می داد.
کم کم زخم های پای او التیام می یافت و او دیگر نمی توانست سکون را تحمل کند و با چوب زیربغل به پا خاست و باز هم آماده رفتن به جبهه شد. به دنبال نبرد بیست و هشتم صفر (پانزدهم دیماه 59) که منجر به شکست قسمتی از نیروهای ما شد و فاجعه هویزه به بار آمد، دیگر تاب نشستن نیاورد، تعدادی از رزمندگان شجاع و جان بر کف را از جبهه فرسیه انتخاب کرد و با چند هلیکوپتر که خود فرماندهی آنها را بر عهده داشت، با همان چوب زیربغل دست به عملی بی سابقه و انتحاری زد. او در حالی که از درد جنگ به خود می پیچید و از ناراحتی می خروشید، آماده حمله به نیروهای پشت جبهه و تدارکاتی دشمن در جاده جفیر به طلاییه شد که به خاطر آتش شدید دشمن، هلیکوپترها نتوانستند از سد آتش آنها از منطقه هویزه بگذرند و حملة هوایی دشمن هلیکوپترها را مجبور به بازگشت ساخت که وی از این بازگشت سخت ناراحت و عصبانی بود.
دیدار با امام امت :
پس از زخمی شدن، اولین بار، برای دیدار با امام امت و عرض گزارش عازم تهران شد. به حضور امام رسید و حوادثی را که اتفاق افتاده بود و شرح مختصر عملیات و پیشنهادات خود را ارائه داد. امام امت (ره) پدرانه و با ملاطفت خاصی به سخنانش گوش می داد، او و همه رزمندگان را دعا می کرد و رهنمودهای لازم را ارائه می داد.
او از سکون و عدم تحرکی که در جبهه ها وجود داشت دائماً رنج می برد و تلاش می کرد که با ارائه پیشنهادات و برنامه های ابتکاری حرکتی به وجود آورد و اغلب این حرکت ها را توسط رزمندگان شجاع و جان برکف ستاد نیز عملی می ساخت. او اصرار داشت که هرچه زودتر به تپه های الله اکبر و سپس به بستان حمله شود و خود را به تنگ چزابه که نزدیکی مرز است، رسانده تا ارتباط شمالی و جنوبی نیروهای عراقی و مرز پیوسته آنان قطع شود. بالاخره در سی و یکم اردیبهشت ماه سال شصت، با یک حمله هماهنگ و برق آسا، ارتفاعات الله اکبر فتح شد که پس از پیروزی سوسنگرد بزرگترین پیروزی تا آن زمان بود. شهید چمران به همراه رزمندگان شجاع اسلام در زمره اولین کسانی بود که پای به ارتفاعات الله اکبر گذاشت؛ در حالی که دشمن زبون هنوز در نقاطی مقاومت می کرد. او و فرمانده شجاعش ایرج رستمی، دو روز بعد، با تعدادی از جان برکفان و یاران خود توانستند با فداکاری و قدرت تمام تپه های شحیطیه (شاهسوند) را به تصرف درآوردند، درحالی که دیگران در هاله ای از ناباوری به این اقدام جسورانه می نگریستند.
پس از پیروزی ارتفاعات الله اکبر، اصرار داشت نیروهای ما هرچه زودتر، قبل از اینکه دشمن بتواند استحکاماتی برای خود ایجاد کند، به سوی بستان سرازیر شوند که این کار عملی نشد و شهید چمران خود طرح تسخیر دهلاویه را با ایثار و گذشت و فداکاری جان بر کف ستاد جنگ های نامنظم و به فرماندهی ایرج رستمی عملی ساخت. فتح دهلاویه، در نوع خود عملی جسورانه و خطرناک و غرورآفرین بود. نیروهای مؤمن ستاد پلی بر روی رودخانه کرخه زدند، پلی ابتکاری و چریکی که خود ساخته بودند. از رودخانه عبور کردند و به قلب دشمن تاختند و دهلاویه را به یاری خدای برگ فتح کردند. این اولین پیروزی پس از عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا بود که به عنوان طلیعه پیروزی های دیگر به حساب آمد. در سی ام خرداد ماه سال شصت، یعنی یک ماه پس از پیروزی ارتفاعات الله اکبر، در جلسه فوق العاده شورای عالی دفاع در اهواز با حضور مرحوم آیت الله اشراقی شرکت و از عدم تحرک و سکون نیروها انتقاد کرد و پیشنهادات نظامی خود، از جمله حمله به بستان را ارائه داد. این آخرین جلسه شورای عالی دفاع بود که شهید چمران در آن شرکت داشت و فردای آن روز، روز غم انگیز و بسیار سخت و هولناکی بود.
به سوی قربانگاه :
در سحرگاه سی و یکم خردادماه شصت، ایرج رستمی فرمانده منطقه دهلاویه به شهادت رسید و شهید دکتر چمران به شدت از این حادثه افسرده و ناراحت بود. غمی مرموز همه رزمندگان ستاد، بخصوص رزمندگان و دوستان رستمی را فرا گرفته بود. دسته ای از دوستان صمیمی او میی گریستند و گروهی دیگر مبهوت فقط به هم می نگریستند. از در و دیوار، از جبهه و شهر، بوی مرگ و نسیم شهادت می وزید و گویی همه در سکوتی مرگبار منتظر حادثه ای بزرگ و زلزله ای وحشتناک بودند.
شهید چمران، یکی دیگر از فرماندهانش را احضار کرد و خود او را به جبهه برد تا در دهلاویه به جای رستمی معرفی کند و در لحظه حرکت وی، یکی از رزمندگان با سادگی و زیبایی گفت: «همانند روز عاشورا که یکایک یاران حسین(ع) به شهادت رسیدند، عباس علمدار او (رستمی) هم به شهادت رسید و اینک خود او همانند ظهر عاشورای حسین(ع) آماده حرکت به جبهه است» همه اطرافیانش هنگام خروج از ستاد با او وداع می کردند و با نگاه های اندوه بار تا آنجا که چشم می دید و گوش می شنید، او و همراهانش را دنبال می کردند و غمی مرموز و تلخ بر دلشان سنگینی می کرد. دکتر چمران، شب قبل در آخرین جلسه مشورتی ستاد، یارانش را با وصایای بی سابقه ای نصیحت کرده بود و خدا می داند که در پس چهره ساکت و آرام ملکوتی او چه غوغا و چه شور و هیجانی از شوق رهایی، رستن از غم و رنج ها، شنیدن دروغ و تهمت ها و دم برنیاوردن ها و از شوق شهادت برپا بود. چه بسیار یاران باوفای او به شهادت رسده بودند و اینک او خود به قربانگاه می رفت. سال ها یاران و تربیت شدگان عزیزش در مقابل چشمانش و در کنارش شهید شدند و او آن ها را بر دوش گرفت و خود در اشتیاق شهادت سوخت، ولی خدای بزرگ او را در این آزمایش های سخت محک می زد و می آزمود، او را هر چه بیشتر می گداخت و روحش را صیقل می داد تا قربانی عالی تری از خاکیان را به ملائک معرفی نماید و بگوید: انی اعلم مالاتعلمون. «من چیزهایی می دانم که شما نمیی دانید» به طرف سوسنگرد به راه افتاد و در بین راه مرحوم آیت الله اشراقی و شهید تیمسار فلاحی را ملاقات کرد. برای آخرین بار یکدیگر را بوسیدند و بازهم به حرکت ادامه داد تا به قربانگاه رسید. همه رزمندگان را در کانالی پشت دهلاویه جمع کرد، شهادت ایرج رستمی را به آنها تبریک و تسلیت گفت و با صدایی محزون و گرفته از غم فقدان رستمی، ولی نگاهی عمیق و پرنور و چهرهای نورانی و دلی مالامال از عشق به شهادت و شوق دیدار پروردگار، گفت: «خدا رستمی را دوست داشت و برد و اگر ما را هم دوست داشته باشد، می برد» خداوند ثابت کرد که او را دوست می دارد و چه زود او را به سوی خود فراخواند.
شهـادت :
سخنش تمام شد، با همه رزمندگان خداحافظی و دیده بوسی کرد، به همه سنگرها سرکشی نمود و در خط مقدم، در نزدیک ترین نقطه به دشمن، پشت خاکریزی ایستاد و به رزمندگان تأکید کرد که از این نقطه که او هست، دیگر کسی جلوتر نرود، چون دشمن به خوبی با چشم غیرمسلح دیده می شد و مطمئناً دشمن هم آن ها را دیده بود. آتش خمپاره که از اولین ساعات بامداد شروع شده بود و علاوه بر رستمی قربانی های دیگری نیز گرفته بود، باریدن گرفت و دکتر چمران دستور داد رزمندگان به سرعت از کنارش متفرق شوند واز هم فاصله بگیرند. یارانش از او فاصله گرفتند و هر یک در گودالی مات و مبهوت در انتظار حادثه ای جانکاه بودند که خمپاره ها در اطراف او به زمین خورد و با اصابت یکی از خمپاره های صدامیان، یکی از نمونه های کامل انسانی که مایه مباهات خداوند است، یکی از شاگردان متواضع علی(ع) و حسین(ع)، یکی از عارفان سالک راه حق و حقیقت و یکی از ارزشمندترین انسان های علی گونه و یکی از یاران با وفای امام خمینی(ره) از دیار ما رخت بربست و به ملکوت اعلی پیوست.
ترکش خمپاره دشمن به پشت سر دکتر چمران اصابت کرد و ترکش های دیگر صورت و سینه دو یارش را که در کنارش ایستاده بودند، شکافت و فریاد و شیون رزمندگان و دوستان و برادران باوفایش به آسمان برخاست. او را به سرعت به آمبولانس رساندند. خون از سرش جاری بود و چهره ملکوتی و متبسم و در عینحال متین و محکم و موقر آغشته به خاک و خونش، با آنکه عمیقاً سخن ها داشت، ولی ظاهراً دیگر با کسی سخن نگفت و به کسی نگاه نکرد. شاید در آن اوقات، همانطوری که خود آرزو کرده بود، حسین(ع) بر بالینش بود و او از عشق دیدار حسین(ع) و رستن از این دنیای پر از درد و پیوستن به روح، به زیبایی، به ملکوت اعلی و به دیار مصفای شهیدان، فرصت نگاهی و سخنی با ما خاکیان را نداشت. در بیمارستان سوسنگرد که بعداً به نام شهید دکترچمران نامیده شد، کمک های اولیه انجام شد و آمبولانس به طرف اهواز شتافت، ولی افسوس که فقط جسم بی جانش به اهواز رسید و روح او سبکبال و با کفنی خونین که لباس رزم او بود، به دیار ملکوتیان و به نزد خدای خویش پرواز کرد و ندای پروردگار را لبیک گفت که: «ارجعی الی ربک راضیه مرضیه» از شهادت انسان ساز سردار پرافتخار اسلام، این فرزند هجرت و جهاد و شهادت و اسوه حرکت و مقاومت، نه تنها مردم اهواز و خوزستان بلکه امت مسلمان ایران و شیعیان محروم لبنان به پا خاستند و حتی ملل مستضعف و رنج دیده دنیا غرق در حسرت و ماتم گردیدند.
امواج خروشان مردم حق شناس ما، خشمگین از این جنایت صدام و اندوهبار و اشک آلود، پیکر پاک او را در اهواز و تهران تشییع کردند که «انالله و انّا الیه راجعون» بلی، این چنین زندگی سراسر تلاش و مبارزه خالصانه و عارفانه در راه خدای او آغاز گشت و این چنین در کربلای خوزستان در جهاد و نبرد رویاروی علیه باطل، حسین گونه به خاک شهادت افتاد و به ملکوت اعلی عروج کرد و به آرزوی دیرین خود که قربانی شدن عاشقانه در راه خدا بود، نایل گشت.
خدایش رحمت کند و او را با حسین(ع) و شهدای کربلا محشور گرداند.
https://chamran.ir/

نظر شما :