دلنوشته مدیر پردیس های استان مرکزی در فقدان استاد ارجمندعلاء الدین کیا
هنرمندی از دیار اهل هنر رخت بربست !
بسم الله الرحمن الرحیم
هنرمندی از دیار اهل هنر رخت بربست !
کوشش ما در کسب فضائل ؛ تنها سعی و کوششی است ؛ توفیق باید و لطفی از " حق تعالی " تا بنده در بندگی طریقی پیماید و گرنه این دنیا ؛ متاعی است اندک ؛ که دنیادوستان برای رُتبت در آن ؛ گاه ؛ مهربانی و دوستی و صداقت را ذبح می کنند؛ و بعد داعیه دار آخرت هم می شوند !
کم نیستند ، چنین "بنده نمایانی "!
اما ؛
دوست ما ؛ که دوستی ما را ؛ جشنواره فرهنگی ادبی هنری دانشگاه در سال ۹۵ ؛ بهانه شده بود ؛ در کسب فضائل توفیق از حق تعالی یافته بود ...
چه دوست دلنشینی !
چه صداقت پابرجایی !
دوستی ؛ گاه از قلم او می تراوید ...خوش نویس بود و خوش فکر ...در شمار اندک ...
لبخند او نمایشی از همه ی " امید " های درخشان در تاریکی دنیای بی یار بود ...
این آدرس ها را که دادم ؛ دانستی از که می گویم ..." علاء الدین کیا "...
آخرین تماسی که با او داشتم ؛ آنقدر بیماری او را رنجور کرده بود ، که بعد از تماس های مکرر ؛ پیامکی دریافت کردم ..." نمی توانم صحبت کنم !"
روزها و روزهای بعد هم با او تماس می گرفتم ؛ هیچ
" خبری نبود " ؛
" کانرا که خبر شد ؛ خبری باز نیامد "!
آه !
دریغ و درد !
که نمی توانیم ترنم دلنواز آن * هنرمند خوش نویس و خوش قلب و خوش روی را بشنویم * !*
با خودم گفتم ؛
" او می تواند سخن بگوید ؛ اما دیگر گوش ما لایق نیست !
" علاء الدین کیا " ؛
به ما آموخت که مرثیه گویی بعد از رفتن " خوبان "؛ دلخوشی بیش نیست !
چرا قدر یکدیگر را تا هستیم ؛ نمی دانیم !
روزی درخیابان های اراک قدم می زدیم ؛ ذکر خیری از یک اندیشمند و نویسنده ی بِنام شد ؛ فورا با آن استاد تماس گرفت و احوالپرسی گرمی براه انداخت ...
آموختم ؛ هرگاه " دل " به یاد دوستی افتد ؛ زبان
"مهربانی "؛ زبان " سلام " به وجد می آید ...
" مهربانی " های او هر دو سر بود !
مهربان بود و می آموخت که لاجرم باید تو هم مهربان باشی !
شرط دوستی او همین بود ...
آموخته بود که مهربانی ؛ الفبای انسانیت است !
وقتی " قلم " را بر روی کاغذ می گذاشت ؛ گویی " نی نامه " ای پر از " نای و نوا " می نگاشت .. .
راستی یادم رفت ؛ بگویم ؛ چند روز از دوستی با او گذشته بود ؛ تازه متوجه شدم ؛ طراح و خطاط نشانِ جشنواره فرهنگی ادبی هنری دانشجو معلمان سراسر کشور که به میزبانی اراک برگزار شده بود ؛ از خامه ی آن فرهیخته بود ...
یادم رفت ؛ بگویم ؛ هنرمندی " متواضع " بود؛ "خاموش و کم سخن" ؛
آری ؛
" کاملی گفته ست : می باید بسی
علم و حکمت ، تا شود گویا کسی
لیک ، باید عقل بی حد و قیاس
تا شود " خاموش " یک حکمت شناس "
...
یاد فرزانه ی هنرمند ؛ مهربان و متواضع " علاء الدین کیا " سبز بادا ...
سعید فخاری
یازده / مرداد/ نودو هشت