Sorry! your web browser is not supported;

Please use last version of the modern browsers:

متاسفانه، مروگر شما خیلی قدیمی است و توسط این سایت پشتیبانی نمی‌شود؛

لطفا از جدیدترین نسخه مرورگرهای مدرن استفاده کنید:



Chrome 76+ | Firefox 69+
دلنوشته مدیر پردیس های استان مرکزی در فقدان استاد ارجمندعلاء الدین کیا

هنرمندی از دیار اهل هنر رخت بربست !

بسم الله الرحمن الرحیم 
           هنرمندی از دیار اهل هنر   رخت بربست ! 
کوشش ما در کسب فضائل ؛ تنها سعی و کوششی است ؛ توفیق باید و لطفی از " حق تعالی " تا  بنده  در بندگی طریقی پیماید و گرنه این دنیا ؛ متاعی است اندک ؛ که دنیادوستان برای رُتبت در آن ؛ گاه ؛  مهربانی و دوستی و صداقت را ذبح می کنند؛ و بعد داعیه دار آخرت هم می شوند ! 
کم نیستند ، چنین "بنده نمایانی "! 
اما ؛ 
دوست ما ؛ که دوستی ما را ؛ جشنواره فرهنگی ادبی هنری دانشگاه در سال ۹۵ ؛ بهانه شده بود ؛ در کسب فضائل توفیق از حق تعالی یافته بود ...
چه دوست دلنشینی ! 
چه صداقت پابرجایی ! 
دوستی ؛ گاه از قلم او می تراوید ...خوش نویس بود و خوش فکر ...در شمار اندک  ...
لبخند او نمایشی از همه ی " امید " های درخشان در تاریکی دنیای بی یار بود ...
این آدرس ها را که دادم ؛ دانستی از  که می گویم  ..." علاء الدین کیا "...
آخرین تماسی که با او داشتم ؛ آنقدر بیماری او را رنجور کرده بود ، که بعد از تماس های مکرر ؛ پیامکی دریافت کردم ..." نمی توانم صحبت کنم !" 
روزها و روزهای بعد هم  با او تماس می گرفتم ؛ هیچ 
" خبری نبود " ؛ 
" کانرا که خبر شد ؛ خبری باز نیامد "! 
آه ! 
دریغ و درد ! 
که نمی توانیم ترنم دلنواز آن  * هنرمند خوش نویس و خوش قلب و خوش روی را بشنویم * !*
با خودم گفتم ؛ 
" او می تواند سخن بگوید ؛ اما دیگر گوش ما لایق نیست ! 
" علاء الدین کیا " ؛ 
به ما آموخت که مرثیه گویی بعد از رفتن " خوبان "؛  دلخوشی بیش نیست ! 
چرا قدر یکدیگر را تا هستیم ؛ نمی دانیم ! 
روزی  درخیابان های اراک قدم می زدیم ؛ ذکر خیری از یک اندیشمند و نویسنده ی بِنام  شد ؛ فورا با آن استاد تماس  گرفت و احوالپرسی گرمی براه انداخت  ...
آموختم ؛ هرگاه " دل " به یاد دوستی افتد  ؛ زبان 
"مهربانی "؛ زبان " سلام " به وجد می آید ...
" مهربانی " های او هر دو سر بود ! 
مهربان بود و می آموخت که لاجرم باید تو هم مهربان باشی ! 
شرط دوستی او همین بود ...
آموخته بود که مهربانی ؛ الفبای انسانیت است ! 
وقتی " قلم " را بر روی کاغذ می گذاشت ؛ گویی  " نی نامه " ای پر از " نای و نوا " می نگاشت .. .
راستی یادم رفت ؛ بگویم ؛ چند روز از دوستی با او گذشته بود ؛ تازه  متوجه شدم ؛ طراح و خطاط  نشانِ جشنواره فرهنگی ادبی هنری دانشجو معلمان سراسر کشور  که به میزبانی اراک برگزار شده بود ؛ از خامه ی آن فرهیخته بود ...
یادم رفت ؛ بگویم ؛ هنرمندی " متواضع " بود؛ "خاموش و کم سخن"  ؛ 
آری ؛ 
" کاملی گفته ست : می باید بسی 
علم و حکمت ، تا شود گویا کسی  
لیک ، باید عقل بی حد و قیاس 
تا شود " خاموش " یک حکمت شناس " 
...
یاد فرزانه ی هنرمند ؛ مهربان و متواضع " علاء الدین کیا  " سبز بادا ...
سعید فخاری 
یازده / مرداد/  نودو هشت