پیام مدیراستانی برای کنگره " ۶۲۰۰ شهید شاهد " استان مرکزی
به گزارش روابط عمومی دانشگاه فرهنگیان استان مرکزی، متن پیام دکتر فخاری به شرح ذیل است،
بسم الله الرحمن الرحیم
" مهر " نود و هشت ؛ " مهر ماندگاری " ست ؛
پاییز برگ ریزان ؛ با برگ های طلایی ؛ می آید تا با خود خاطره ی برگ های طلایی این سرزمین را از درخت کهنسال و بزرگ " انسانیت " روایت کنند .
کنگره ۶۲۰۰ شهید استان مرکزی ! ۶۲۰۰ شهید ! " لله دَرُّه قائلا " !
امروز بزرگترین " معروف " زنده نگهداشتن " یاد شهیدان " است ؛
شهیدانی که بعضا در عنفوان جوانی ؛ فرماندهانی بزرگ بودند ؛ که فرماندهی کردند ؛ " قلب " های بزرگی را !
تاریخ به مثابه این " رادمردان و شیرزنان " مثیل و نظیری نداشته است !
شهیدانی که هرگاه عزم میدان داشتند ؛ نگاه های " نگران مادران "؛
" دست های لرزان همسران " و " قلب های نازک " فرزندان " به بدرقه آنها دعا گو بود ؛ و ملتماسانه از " خداوند مهربان رئوف " می خواستند ؛
" خدایا ؛ امانتی را به سلامت برگردان "!
حتی آن مادران بزرگ و همسران همدل ؛ که بدرقه شان به دعایی نشسته در دل آسمان؛ این بود که " خدایا ؛ امانت ت را به تو باز پس دادم ؛ راضی باش " !
باز ؛ گوشه ی " دل آسمانی " شان بارانی بود ؛ که ؛
" ای کاش یک بار دیگر " برگردد "! " دل" م برایش تنگ شده است !
طاقچه ی اتاق ؛ صندوقچه لباس ؛ و خاطراتی که فقط روایت گر آنها " مادران و همسران و گاه فرزندان " شهیدان است !
به خاطر دارم ؛
شهیدی از دیار " ایران عزیز " وقتی در " والفجر ۸ " آماده شد ؛ که دل به دریای " اروند " بزند ؛ دوستان و رفقا به او گفتند ؛ این بار هم که بر می گردی ؟!
گفت ؛ نه !
گفتند ؛ مادر "سیده" ی تو مگر این بار در نماز شب دعا نکرد ؛ که " خدایا امانتی ام را برگردان " !
گفت ؛ دعا کرد " خدایا ؛ امانت ت را سالم تحویل می دهم "!
و در عملیات والفجر ۸ ؛ مفقود الاثر ( جاویدان نام ) شد !
آری ؛ ای برادر ! ای خواهر ! ای هموطن ! ای دوست !
این سرزمین ؛ سرای این گونه " مادران " و اینچنین " فرزندانی " است !
در این سرزمین ؛ ترنم " عشق " از معبر " عقل " می گذرد ؛ و اسیر محاسبات دنیایی نمی شود !
مبادا !
این زمان و زمانه ؛ مرا غَرِّه کند ؛ دل به دنیا بسپارم ؛ و یادم نماند ؛ چه گوهرهایی و چه خونهایی ؛ در این " کهن سرزمین " در " صدف " هایی ماندند ؛ و در " دشت " ها یی ریخته شدند ! تا من و تو ؛ بمانیم !
چه انسان های بزرگی ؛ که سال ها در تخت ؛ رنج جانبازی را تحمل کرده اند و خوابیده اند؛ تا ما "بیدار" باشیم !
چه بزرگانی ؛ بر روی ویلچر نشسته اند ؛ تا ما "بایستیم " !
آری ؛ ای خواهر ؛ ای برادر ؛ ای هموطن ؛ ای دوست !
امروز ؛
بزرگ ترین معروف " یاد شهیدان " است !
...
هر نکته ای که گفتم در وصف آن شمایل
هر کو شنید گفتا لله دَرُّ قائل/
تحصیل عشق و رندی آسان نمود اول
آخر بسوخت جانم در کسب این فضائل /
...
گفتم که کی ببخشی بر جان ناتوانم
گفت آن زمان که نبود جان در میانه حائل
...
بیاییم ؛
استادان عزیز ؛ کارکنان شایسته ؛ دانشجویان برازنده ی دانشگاه فرهنگیان ؛ به سهم خود ؛ در کنگره ۶۲۰۰ شهید استان بزرگ مرکزی، سهیم شویم ...
سعید فخاری
بیست و هفت / شهریور / نود و هشت ...