Sorry! your web browser is not supported;

Please use last version of the modern browsers:

متاسفانه، مروگر شما خیلی قدیمی است و توسط این سایت پشتیبانی نمی‌شود؛

لطفا از جدیدترین نسخه مرورگرهای مدرن استفاده کنید:



Chrome 76+ | Firefox 69+

فلسفه تربیت معلم: ضرورتی بنیادین برای دانشگاه فرهنگیان در تراز انقلاب اسلامی

نظام تربیت معلم، به عنوان ستون فقرات هر جامعهٔ آموزشی، نیازمندِ داشتنِ یک فلسفهٔ روشن و مدون است. دانشگاه فرهنگیان، که ماموریتِ حاکمیتی، تمدن‌سازی و تربیت دانشجو-معلمان در ترازِ انقلاب اسلامی را بر عهده دارد، بیش از هر نهادِ دیگری به تبعیت از یک فلسفهٔ منسجم و سازگار با مبانیِ اسلامی و ایرانی نیاز دارد. فلسفهٔ تربیت (Philosophy of Education)، به مثابهِ چارچوبِ نظریِ راهنمای عملِ تربیتی، نقشِ بسزایی در سامان‌دهیِ جریانِ تربیت در جامعه ایفا می‌کند و از سوی سیاست‌گذاران، مدیران و برنامه‌ریزان، موردِ وفاقِ نسبی قرار گرفته است. این فلسفه، که محصولِ تلاشِ عقلانیِ متفکران، فیلسوفان، معلمانِ فکور و موسساتِ تربیتیِ شاخص است، به دنبالِ پاسخگویی به پرسش‌های بنیادینِ «چیستی، چرایی و چگونگیِ تربیت» است و ساحت‌های اصلیِ تربیت را برای طراحیِ برنامه‌هایِ عملیاتی، مشخص می‌سازد.

 

در این میان، تربیت معلم به تدوینِ ریشه‌ای و بنیادینِ پاسخ به مبانیِ نظری و چیستی و چراییِ تربیتِ معلم نیاز دارد. علتِ تربیتِ چنین انسانی به عنوانِ معلم، همان «فلسفهٔ تربیت معلم» است که در مجموع، به شرحِ دلایل و حکمتِ این فرایند می‌پردازد. انتظار از نظامِ تربیتِ معلم، پرورشِ دانشجو-معلمانی در ترازِ جمهوریِ اسلامی ایران است؛ تربیتی که فرایندی تعاملی، زمینه‌سازِ تکوین و تعالیِ پیوستهٔ هویتِ حرفه‌ایِ معلمان (شاملِ اخلاق و تعهدِ حرفه‌ای، دانشِ تخصصی، دانش و نگرشِ تربیتی، و مهارتِ تربیتی) بر اساسِ نظامِ معیارِ اسلامی است. فلسفهٔ تربیتِ معلم، با پرسش‌هایی بنیادین در موردِ چیستی و چراییِ این امر روبروست.

 

با وجودِ اهمیتِ حیاتیِ فلسفهٔ تربیتِ معلم، مروری بر اسنادِ بالادستیِ مرتبط با تربیتِ معلم در ایران، از جمله «سندِ تحولِ بنیادینِ آموزش و پرورش»، «اساسنامهٔ دانشگاهِ فرهنگیان»، «طراحیِ کلان (معماری) برنامهٔ درسیِ تربیتِ معلم»، «سرفصل‌هایِ مصوبِ برنامهٔ درسی در دانشگاهِ فرهنگیان» و «برنامهٔ راهبردیِ دانشگاهِ فرهنگیان در افقِ چشم‌انداز 1404»، نشان می‌دهد که «میزانِ بسنده و شایستهٔ توجه به فلسفهٔ تربیتِ معلم» همچنان موردِ تردید است. این اسناد عمدتاً بر جایگاه، رسالت و اهدافِ تربیتِ معلم در تأمینِ نیرویِ انسانی تمرکز دارند، اما به این پرسشِ اساسی که «چگونه این معلم تربیت شود؟» و با چه ملاک‌ها، صلاحیت‌ها و شایستگی‌هایی باید به تربیتِ او پرداخت، کمتر پرداخته‌اند.

 

بررسیِ وضعیتِ گذشته و حالِ تربیتِ معلم در ایران حاکی از آن است که این نظام، همگام با تغییراتِ سیاسیِ کشور، دچارِ تحولاتِ متعددی شده است. با وجودِ تدوین و تصویبِ اسنادِ تحولی، انتظار می‌رود که فلسفهٔ تربیتِ معلم نیز مطابق با آن‌ها تهیه، تدوین و اجرا شود. متأسفانه، علی‌رغمِ گذشتِ بیش از یک قرن از تاریخِ تربیتِ معلم در ایران و فراز و فرودهایِ بسیار، هنوز سندِ معتبری که به صورتِ ریشه‌ای به فلسفهٔ تربیتِ معلم بپردازد، تدوین نشده است. این مسئله، از ارزش و حساسیتِ موضوعِ فلسفهٔ تربیتِ معلم، دور مانده و مبنایِ فلسفیِ مشخصی که با مختصاتِ فرهنگی و انتظاراتِ جامعه از نظامِ آموزشی سنخیت داشته باشد، وجود ندارد.

 

تدوینِ فلسفهٔ تربیتِ معلم می‌تواند با نمایشِ موفقیت‌ها و ناکامی‌هایِ احتمالیِ نظامِ آموزش و پرورش، افق‌هایِ روشنی را پیشِ رویِ سیاست‌گذاران، برنامه‌ریزان و آموزشگران باز کند و از آزمون و خطا در برنامه‌ریزیِ تربیتِ معلمِ حرفه‌ای جلوگیری نماید. چنانچه مسئلهٔ فلسفهٔ تربیتِ معلم به درستی تبیین شود و تحلیلی عمیق و دقیق از آن ارائه گردد، نقشهٔ راهِ تربیتِ دانشجو-معلمان در ترازِ انقلابِ اسلامی بسیار هموارتر خواهد شد. رهبر معظم انقلاب نیز بر این باورند که «آموزش و پرورش کنونیِ کشور ما، ساخته و پرداختهٔ فلسفهٔ ما نیست» (مقام معظم رهبری، 3/5/1386). ایشان تأکید دارند که باید فلسفهٔ آموزش و پرورشِ اسلامی واضح باشد تا بر اساسِ آن، افقِ آینده و مسیرِ حرکتِ آموزش و پرورشِ کشور روشن شود و برنامه‌ریزی‌هایِ لازم صورت گیرد (همان، 12/2/1385). بنابراین، دستیابی به فلسفهٔ تربیتِ معلم در جمهوریِ اسلامی ایران، نیازمندِ نقشه‌راهی است که در اسنادِ بالادستی، به‌ویژه «سندِ تحولِ بنیادینِ آموزش و پرورش» و «اساسنامهٔ دانشگاهِ فرهنگیان» (به عنوانِ دانشگاهی ماموریت‌گرا، تمدن‌ساز و تربیت‌محور) تدارک دیده شده است.

 

علی صحبت لو: استادیار گروه آموزش علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان، پردیس شهید بهشتی زنجان.