الگوهایی برای «انسجام ملی»
تحولات سه هفته اخیر در جمهوری اسلامی ایران، پس از جنگ 12 روزه و هدف قرار دادن بیش از هزار انسان بیگناه در این جنایت «آمریکایی-صهیونی»، فصل جدیدی از رویکرد استکباری آمریکا نسبت به ملتهای آزاده جهان را به نمایش گذاشت. در این مدل هم پس از تهاجم و شکست در محاسبات، یعنی عدم همراهی مردم با آنها، توطئه داخلی برای به صحنه آوردن «مزدوران» و «فریب خوردگان» همانند لیبی، سوریه، ایران در دهه 30 و دیگر نقاط جهان به اجرا در آمد که باز هم با هوشیاری ملت بزرگ ایران، نقش بر آب شد.
در چنین شرایطی «اتحاد مقدس» و «انسجام ملی» تنها گزینه سخت و نرم برای به عقب راندن و تنبیه راهبردی دشمن قسم خورده است؛ از اینرو هر رویکرد و کنشی که منجر به تضعیف انسجام بینظیر مردم شود، بازی در زمین دشمن است. بنابراین توجه به سه پارادایم، شلیک به کانون و اتاق فکر توطئه اخیر است.
اول) حمله به مسئولان نظام بویژه سران قوا و تخریب بی محابای آنها، دستاوردی جز ناامیدی و دلزدگی مردم ندارد. در شرایطی که بواسطه تحریم های ظالمانه و ددمنشانه غرب و بویژه آمریکا ملت بزرگ ایران در دهههای اخیر با سختیهای بسیاری مواجه شدهاند و حتی بیماران خاص شرایط بسیار دشواری را تجربه و حتی تا پای مرگ رفتهاند، تخریب مسئولان که در این روزها مهم ترین «اصلاحات اقتصادی» در دهه گذشته را کلید زدهاند، چه فایده ای دارد؟ در وضعیت ویژه منطقهای و بینالمللی که رئیسجمهور معلومالحال آمریکا بدون روتوش و علنی به میدان آمده است و از تروریستها در داخل ایران حمایت می کند و آنها و جوانان را برای تخریب و حمله به نهادهای حکومتی، تحریک میکند، آیا اهانت به مسئولان ارشد بویژه روسای قوا، به معنای حل مشکلات عدیده کشور است یا آتش تهیه بصورت «آگاهانه» یا «ناآگاهانه» برای پیشتازی دشمنان؟ در این وضعیت چه مسئولان و چه مردم با ایستادن در کنار سران قوا و کمک به آنها می توانند یک بار دیگر برنامه های دشمن را مانند جنگ 12 روزه خنثی کنند. این میدان از میدان جنگی که تجربه کردیم حساستر و پرخطر تر است.
دوم) مردم در «جنگ 12 روزه» و «یومالله 22 دی ماه» به وظیفه خود عمل و تکلیف همه را مشخص کردند.
معترضینی که در روزهای اول و بدون اقدامات تخریبی و در فضایی آرام تنها بواسطه سختی معیشتی و نوسانات ارزی به خیابان آمده بودند هم از همین مردم هستند. حالا پس از هشدارهای پیدرپی رهبر انقلاب و بویژه بیانات دیدار روز عید مبعث، عوامل فتنه اخیر چه آموزشدیدگان و جاسوسهای مرتبط با سیا و موساد و چه افراد ناآگاه، خام و هیجانی که دهها هزار میلیارد تومان خسارت مادی و شاید صدها هزار میلیارد تومان خسارت معنوی به ملت ایران وارد کردند، باید تنبیه شوند.
اگر آنها را سر جایشان بنشانیم و با تجربه آمریکا و رژیم اسراییل از جنگ سخت، فردایی روشن برای ایران عزیز متصور است. آیندهای که از مسیر صحبت با عزت و احترام با ملت بزرگ ایران می گذرد. از اینرو آن نهی رهبر انقلاب از «تخریب» و «تهمت» به مسئولان در کنار این مطالبه ملی که در بیان ایشان تجلی پیدا کرد، هر دو الگوهایی دوراندیشانه برای ارتقای جایگاه ایران در منطقه و جهان است.
سوم) همانطور که بارها اندیشمندان غربی اعلام و بارها سیاستمداران غربی اجرا کرده اند؛ «دستکاری اطلاعات» و «مهندسی افکار عمومی»، مهم ترین بخش تهاجم سخت و نرم به هر ملتی است. روایت دسته اول و صحیح از بسیاری از حوادث پسینی، جلوگیری می کند. در چنین شرایطی رسانه ها و بویژه انسان رسانه ها نقشی بی بدیل دارند.
در این شرایط که کارتل های رسانه ای غربی-صهیونی به دروغ مانند راهبرد حضور دو فرد رسانه ای یعنی مسیح علینژاد و احمد باطبی در جلسه شورای امنیت، به دنبال «غبارآلود» کردن افکار عمومی جهان پیرامون ایران هستند، باید با بیاعتبار کردن مزدوران رسانه ای آمریکا و اسراییل، حقیقت ایران به جهانیان معرفی گردد. توجه توامان به این سه پارادایم ملت ایران را از این پیچ تاریخی و سرنوشت ساز عبور خواهد داد. و همه جهانیان بویژه دشمنان را وادار به کرنش و احترام به اراده مردم ایران خواهد کرد.
«پرهیز از اهانت و دمیدن در راهبرد دشمن در جهت تفرقه»، «برخورد قاطع با عوامل فتنه اخیر» و «راهبرد دقیق برای تنویر افکار عمومی و تبیین حوادث برای مردم و بویژه ملت ها و دولت های دیگر»، ضرورتی حیاتی است که باید سرلوحه تمام کسانی که ایران را دوست دارند باشد.
جواد بخشی الموتی/ استاد دانشگاه