جنگ نرم، ضرورت روایتسازی هوشمندانه
نویسنده: مرتضی کریمی | مسئول مرکز بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان کشور
الف)دگردیسی میدان نبرد: از مرزهای جغرافیایی تا کرانههای ذهن امروز، خط مقدم درگیری، دیگر صرفا با مختصات جغرافیایی تعریف نمیشود. میدان اصلی، «حوزه ادراک و باور» است. سلاح برتر در این نزاع، روایت و هدف استراتژیک دشمن، نه تنها ایجاد «تزلزل هویتی»، بلکه مصادره امید و اخلال در خودباوری ملی است. این همان «جنگ نرم» است که در آن، دشمن با تأکید بر برخی عقبماندگی ها و بزرگنمایی مشکلات، با چشم پوشی از پیشرفت های یک ملت میکوشد جامعه را نسبت به تواناییهای خود دچار یأس و انفعال کند.
ب)تحلیل وضع موجود: ماهیت و مکانیزم تهاجم نرم پس از شکست نظام سلطه در جنگ ۱۲ روزه و حملات تروریستی اخیر با هوشمندی ملت ایران،تهاجم کنونی، شکلی پیچیده و چندلایه به خود گرفته است. هسته مرکزی آن، یک «جنگ روایتی» تمامعیار است که در آن با استفاده از ظرفیتهای فنی و رسانهای پیشرفته، بهطور سیستماتیک به تحریف واقعیات، تقدسزدایی از ارزشهای بنیادین، ایجاد یأس نسبت به آینده و نابودی اعتماد به نفس ملی اقدام میشود. دشمن میکوشد با متمرکز کردن توجه بر نقاط ضعف و خاموش نگهداشتن دستاوردهای بیشمار، این گمان را ایجاد کند که «هیچ پیشرفتی اتفاق نیفتاده» و «آیندهای در کار نیست». این عملیات روانی، جامعه را در آستانه «استیصال امید» قرار میدهد تا زمینه برای پذیرش گفتمان شکست و وادادگی فراهم شود. فضای مجازی، بهعنوان میدانی نامتقارن، امکان حمله گسترده، کمهزینه و با پوشش نامرئی را برای این هدف فراهم کرده است.
ج) راهبرد کلان: گذار از دفاع ایستا به آفند فرهنگی پویا شرایط موجود، یک تغییر پارادایم در راهبرد را میطلبد. راه برونرفت، خروج از موضع واکنشی و انتقال به موضع «کنشگری هوشمند و پیشدستانه» با مختصات تربیتی است. این راهبرد بر چند اصل استوار است:
* روایتسازی امیدآفرین مبتنی بر ایران قوی: مهمترین اقدام مقابلتی، ساختن و گسترش روایت «ایران توانمند، پیشرو و در حال پیشرفت» است. این روایت باید مبتنی بر واقعیتهای ملموس و دستاوردهای علمی، فناورانه، اقتصادی و فرهنگی کشور باشد. ما نیازمند خلق گفتمانی هستیم که ضمن پذیرش چالشها، بر تواناییهای درونی و ظرفیتهای بیپایان ملی متناسب با بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی برای عبور از مشکلات تأکید کند.
*تبدیل موفقیتها به نمادهای امید: هر دستاورد داخلی در هر عرصهای، از پزشکی و هستهای تا معماری و هنر، باید به یک «نماد خودباوری» تبدیل شود. اساتید، معلمان و دانشجومعلمان بهعنوان راویان این پیشرفتها، نقش کلیدی در تزریق امید به نسل جوان دارند. *توانمندسازی گسترده نیروی انسانی: بزرگترین سرمایه برای مقابله، نیروی انسانی آگاه و مجهز است. تربیت و تجهیز گسترده جامعه معلمان، اساتید و دانشجویان به «سواد رسانهای-شناختی» و «مهارت تولید و توزیع محتوای اثرگذار» یک ماموریت راهبردی است. اینان باید بتوانند هم به عنوان «مصونسازان» افکار و هم به عنوان «مروّجان فعال» گفتمان ایفای نقش کنند.
*ایجاد شبکه یکپارچه و همافزا: پراکندگی فعلی تلاشها از اثرگذاری آن میکاهد. لازم است یک شبکه منسجم و هدفمند میان تمامی تولیدکنندگان محتوای متعهد (از دانشگاهها، مدارس، حوزویان و فعالان فرهنگی) ایجاد شود تا امکان هماهنگی، تقسیم کار، تبادل محتوا و پشتیبانی فنی فراهم آید.
د) رسالت مرکزی نهادهای تربیتمحور: ساختن سپاه روایتگران امید دانشگاهها و بهطور خاص دانشگاه فرهنگیان، در قلب این نبرد جای دارند. این نهادها نمیتوانند خود را صرفاً محل انتقال دانش بدانند. آنها باید به «کارگاههای انسانسازی و گفتمانآفرینی» تبدیل گردند. رسالت آنها تربیت «معلمان راوی» است؛ معلمانی که نه فقط انتقالدهنده دانش، که مبلغان خودباوری، پیشرفت و امید به آیندهای درخشان باشند. این امر مستلزم بازنگری در سرفصلها، تأکید بر مهارتافزایی عملی دانشجومعلمان، و ایجاد سازوکارهایی برای حمایت و هدایت پایاننامهها و فعالیتهای دانشجویی، هدفمندسازی کارورزی ها در راستای تبیین و ترویج دستاوردهای ملی در مسیر بازگشت مدرسه به کارکرد اصلی است. جمعبندی پیروزی در جنگ روایت ها، نه در گرو ابزارهای پیچیده، که در گرو «اراده جمعی»، «ابتکار عمل» و «روایتگری هوشمند» است. تهدید حاضر، در صورت درک صحیح، میتواند به بزرگترین فرصت برای بیداری، خوداتکایی و خلق گفتمان مقتدر داخلی تبدیل شود. زمانه، زمانه عمل منسجم، دوراندیش و خروج از انفعال است. آینده از آن ملتی است که روایت پیشرفت خود را با سلاح استدلال و خلاقیت به نگارش درآورد و امید را به ارثیه نسلهای آینده تبدیل کند.