Sorry! your web browser is not supported;

Please use last version of the modern browsers:

متاسفانه، مروگر شما خیلی قدیمی است و توسط این سایت پشتیبانی نمی‌شود؛

لطفا از جدیدترین نسخه مرورگرهای مدرن استفاده کنید:



Chrome 76+ | Firefox 69+

مدرسه زیر آتش جنگ؛ نهادهای جهانی آموزش کجا ایستاده اند؟

امیرعباس میرزاخانی

حمله به مدرسه «شجره طیبه» در میناب و جان‌باختن ۱۶۸ دانش‌آموز دختر و پسر، تنها یک خبر تلخ یا آماری تکان‌دهنده نیست؛ این رویداد آزمونی جدی برای نهادهای جهانی است که با نام آموزش، فرهنگ و حمایت از کودکان شناخته می‌شوند. هنگامی که مدرسه ــ نماد امنیت، آینده و یادگیری ــ به صحنه مرگ کودکان تبدیل می‌شود، پرسش اصلی دیگر فقط درباره عاملان حمله نیست؛ بلکه درباره میزان مسئولیت‌پذیری نهادهایی است که مأموریت اعلامی آنان حفاظت از حق آموزش و امنیت کودکان است.

یونسکو، یونیسف و کمیسیون‌های منطقه‌ای فرهنگی و آموزشی مانند آیسسکو، سال‌هاست از اهمیت آموزش برای توسعه پایدار، صلح و آینده بشریت سخن می‌گویند. در اسناد رسمی این سازمان‌ها، مدرسه مکانی امن برای رشد انسان و کودک محور اصلی سیاست‌گذاری‌ها معرفی شده است. اما هنگامی که مدارس در میدان جنگ هدف قرار می‌گیرند و کودکان در کلاس درس جان می‌بازند، این پرسش ناگزیر مطرح می‌شود که نقش عملی این نهادها در پاسداری از امنیت آموزش چیست و تا چه اندازه توانسته‌اند از تبدیل مدارس به اهداف جنگی جلوگیری کنند.

حادثه میناب، متأسفانه نمونه‌ای منفرد در تاریخ معاصر نیست. در سال‌های گذشته بارها مدارس در مناطق مختلف جهان هدف حمله قرار گرفته‌اند و دانش‌آموزان قربانی درگیری‌هایی شده‌اند که هیچ نقشی در شکل‌گیری آن نداشته‌اند. تکرار این فجایع نشان می‌دهد که صرف صدور بیانیه‌های همدردی یا تأکیدهای کلی بر اهمیت آموزش، برای حفاظت واقعی از مدارس کافی نبوده است. اگر کلاس درس همچنان در معرض تهدید قرار دارد، باید صادقانه پرسید که سازوکارهای موجود تا چه اندازه کارآمد بوده‌اند.

نهادهای بین‌المللی آموزشی و فرهنگی تنها ناظر رویدادها نیستند؛ آنان با پشتوانه اخلاقی، حقوقی و شبکه گسترده همکاری‌های جهانی شکل گرفته‌اند تا از ارزش‌هایی مانند آموزش، فرهنگ و حقوق کودکان پاسداری کنند. بنابراین در برابر چنین فجایعی، انتظار افکار عمومی جهانی فراتر از ابراز تأسف است. این نهادها باید با موضع‌گیری روشن، پیگیری حقوقی، مستندسازی دقیق و ایجاد سازوکارهای مؤثر بازدارنده، نشان دهند که امنیت مدارس خط قرمزی واقعی در نظام بین‌المللی است.

اگر در برابر حمله به مدرسه و کشته‌شدن کودکان، نهادهایی مانند یونسکو، یونیسف و آیسسکو سکوت اختیار کنند یا واکنشی حداقلی نشان دهند، پیامد آن تنها یک خلأ خبری یا دیپلماتیک نخواهد بود. چنین سکوتی می‌تواند این پیام خطرناک را به جهان مخابره کند که حتی مدرسه نیز دیگر خط قرمزی جدی در منازعات نیست. عادی‌شدن این سکوت، راه را برای تکرار فجایع مشابه هموار می‌کند و اعتبار همان نهادهایی را که خود را مدافع آموزش و حقوق کودکان معرفی می‌کنند، با پرسشی جدی روبه‌رو می‌سازد.

مدرسه باید خط قرمزی جهانی باقی بماند؛ خطی که نقض آن با واکنشی روشن، مسئولانه و مؤثر از سوی نهادهای مسئول همراه شود. اگر جهان نتواند از امنیت کلاس درس دفاع کند، نه‌تنها آینده کودکان، بلکه اعتبار نظام جهانی حمایت از آموزش نیز در معرض فرسایش قرار خواهد گرفت.