Sorry! your web browser is not supported;

Please use last version of the modern browsers:

متاسفانه، مروگر شما خیلی قدیمی است و توسط این سایت پشتیبانی نمی‌شود؛

لطفا از جدیدترین نسخه مرورگرهای مدرن استفاده کنید:



Chrome 76+ | Firefox 69+

یَا کَاسِرُ یَا جَابِرُ

اسدالله اسدی گرمارودی، عضو هیات علمی دانشکده علوم انسانی دانشگاه فرهنگیان تهران

 

قرائت دعای جوشن کبیر در شب های رمضان المبارک حلاوت مضائفی را در جان و روح آدمی تزریق می کند و تدبر و تعمیق در هر کلمه از آن، آدمی را مستغرق در دریای نامحدود صفتی از صفات حضرت حق می نماید. ای خوشا آنکس که توفیق یارش شود تا در این غواصی و غور به مرواریدی دست یاید.

در فراز چهلم (۴۰)جوشن کبیر،دو صفت مترتب از صفات خداوند« یَا کَاسِرُ یَا جَابِرُ» ای شکننده، ای جبران کننده، ذکر شده است که خداوند را بدان صفات خطاب قرار داده و بدینسان اذعان می داریم که در منظومه حکمت الهی، هر چه آن خسرو کند، امری غایتمند است، مصداق بارز قرآنی این مطلب داستان همراهی حضرت موسی با حضرت خضر صلوات الله علیهما و امتحانات سه گانه است که نمونه ای از تجلی صفات «« کَاسِرُ و جَابِرُ»» خداوندی بشمار می آید زیرا با آغازی شکننده و فرجامی جبران کننده همراه بود.

زمانه زمانه ی جنگ است و ماهیت جنگ‌ها، ماهیت خرابی و ویرانی است و نقص اموال و انفس ذاتی هر جنگ بشمار می رود، در منطق وحی چنانچه این« شکنندگی و کاسری » در راستای حکمت و غایتی متعالی و در راستای شریعت و فرمان الهی واقع شود در حقیقت در دایر مدار حکمت خدای « جابر و جبران کننده» واقع می گردد. این است که مومنان تحت آموزه های قرآن کریم یقین دارند که: «عَسَىٰ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَیَجْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیْرًا کَثِیرًا» .

لذا امروزه بارزترین مصداق تجلی صفات«کاسر و جابر » خداوندی را می توان در رفتار و گفتار و کردار ملت سرافراز ایران اسلامی در جنگ با فرعون‌ها و قارون های زمانه دید که با همه آلام بر آمده از جنگ و نبرد با دشمن زبون ، باورمندانه پذیرفته اند، اگر خدای «کاسر و جابر» می فرماید : « کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَکُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ ۗ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» از جنگ نهراسند و به گفته امام راحل آن را نعمت شمارند و کشتن و کشته شدن را پیروزی و ظفر بدانند . این جاست که می توان این تعبیر را داشت که:

در عمق معنای واژه « شهید »دو صفت «» کاسری و جابری » در معیتی جدا ناپذیر در تجلی و تلالو اند. که خدای کاسر و جابر خود فرمود : وَلا تَقولوا لِمَن یُقتَلُ فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتٌ ۚ بَل أَحیاءٌ وَلٰکِن لا تَشعُرونَ(بقره:۱۵۴) و به آنها که در راه خدا کشته می‌شوند، مرده نگویید! بلکه آنان زنده‌اند، ولی شما نمی‌فهمید.

در مشرب عرفان ناب اسلامی نیز « مقام فناء فی الله » برآمده از تجلی صفت «کاسر »و مقام« بقاءبالله» تجلی صفت «جابری» خداوند است بدین معنا که تا دلی نشکند و صفت« کاسری» آن دل را صیقل ندهد،هرگز آن دل توفیق درک صفت« جابری» نخواهد یافت و حرم رب العالمین نخواهد شد .

مقام« صبر» در این آیه شریفه:

وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‌ءٍ مِنَ اَلْخَوْفِ وَ اَلْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ‌ اَلْأَمْوٰالِ وَ اَلْأَنْفُسِ وَ اَلثَّمَرٰاتِ وَ بَشِّرِ اَلصّٰابِرِینَ‌(بقره:۱۵۵). در حقیقت تجلی صفت «کسر» خدا در صابرانی است که که در منازل مصائب مذکور در آیه آزموده و آبدیده گشته اند. واینجاست که بر مبنای آیه « أُولَٰئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ ۖ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ» صفت جابری خداوند در مصادیق « صلوات» و« رحمت» و «هدایت یافتگی» متجلی می شود.

بار خدایا خود بصیر و آگاهی که این ملت فقط به تو تکیه و اعتماد داشته و برای تو و دین تو به جهاد برخواسته است پس بر محمد و آلش درود فرست و از درگاهت خاضعانه و خاشعانه با ندای« یا جابر» مسالت داریم تا خود جبران‌گر همه کاستی‌ها و کسری‌ها باش و آنگونه از حلاوت «جابر»ی ات آنان را بهرمند ساز تا درمانگر همه آلام گردد .همانا که تو بهترین جبران گری .