Sorry! your web browser is not supported;

Please use last version of the modern browsers:

متاسفانه، مروگر شما خیلی قدیمی است و توسط این سایت پشتیبانی نمی‌شود؛

لطفا از جدیدترین نسخه مرورگرهای مدرن استفاده کنید:



Chrome 76+ | Firefox 69+

مردم و حفظ امنیت ملی

امیرعباس میرزاخانی

 

تحولات ماه‌های اخیر ایران اگر در پیوستگی رخدادهایش دیده شود، نه مجموعه‌ای از اتفاقات جداگانه، بلکه روایتی منسجم از فشار بیرونی (جنگ)، آزمون‌های درونی ( حضور موثری نیروهای مسلح و انسجام بخش های مختلف نظام) و نقش بی‌بدیل مردم در حفظ ثبات و تمامیت کشور است. ماجرا از دی‌ماه امسال آغاز شد؛ زمانی که تصمیم دولت برای حذف ارز ترجیحی و اصلاح سیاست‌های یارانه‌ای، واکنش‌هایی در میان بخشی از جامعه و اصناف، به‌ویژه بازاریان، برانگیخت. این تصمیم که با هدف اصلاح ساختار اقتصادی اتخاذ شده بود، در ابتدا به اعتراضاتی با ماهیت صنفی و مطالبه‌محور انجامید. اما این وضعیت، در فضایی ملتهب و با ورود فعال جریان‌های بیرونی، به‌تدریج از مسیر طبیعی خود خارج شد و در برخی نقاط به اغتشاش و ناامنی کشیده شد. پیامد این انحراف، هزینه‌های سنگین انسانی و اجتماعی بود؛ رخدادهایی تلخ که جان شماری از هم‌وطنان را گرفت و زخمی عمیق بر حافظه جمعی جامعه بر جای گذاشت.

در حالی که کشور هنوز درگیر تبعات این ناآرامی‌ها بود، در نهم اسفند، حملات آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد؛ حملاتی که به‌درستی از سوی بسیاری از ناظران، آغاز «جنگ رمضان» نام گرفت. این مرحله، صرفاً یک درگیری نظامی محدود نبود، بلکه تلاشی مستقیم برای ضربه‌زدن به زیرساخت‌ها و روحیه ملی به شمار می‌آمد. در جریان این حملات، رهبر انقلاب، شماری از فرماندهان ارشد و تعدادی از شهروندان به شهادت رسیدند. هم‌زمان، مراکز آموزشی، بیمارستان‌ها، پایگاه‌های اورژانس، ابنیه تاریخی، منازل مسکونی، مخازن نفتی، پالایشگاه‌ها و نیروگاه‌های برق و گاز هدف قرار گرفتند. دامنه خسارات، گسترده و تأثیر آن، عمیق و چندلایه بود. با ناکامی دشمنان در تحقق اهداف کلان خود ــ از تغییر نظام گرفته تا تجزیه سرزمین ــ مسیر تازه‌ای در دستور کار قرار گرفت؛ مسیری که بر بی‌ثبات‌سازی از درون و بهره‌گیری از شکاف‌های اجتماعی تمرکز داشت. در همین چارچوب، تلاش‌هایی برای اخلال در امنیت ملی و برهم‌زدن راهپیمایی روز قدس شکل گرفت؛ اقدامی که هدف آن، مخدوش‌کردن نماد همبستگی ملی و القای تصویر شکاف و گسست در جامعه بود. با این حال، در اوج حملات دشمن و در شرایطی که کشور با فشارهای نظامی و امنیتی روبه‌رو بود، مردم در کنار مسئولان عالی‌رتبه کشور در راهپیمایی روز قدس حضور یافتند و این حضور گسترده نشان داد که حملات دشمن نه تنها نتوانسته اراده ملی را تضعیف کند، بلکه بر همبستگی عمومی افزوده است. حضور هم‌زمان مردم و مقامات ارشد کشور در چنین شرایطی، پیامی روشن داشت: تلاش برای ایجاد هراس و اختلال در نمادهای وحدت ملی راه به جایی نخواهد برد و جامعه ایرانی در بزنگاه‌های حساس از انسجام خود دفاع می‌کند.

آخرین حلقه این زنجیره در سال ۱۴۰۴، تلاش برای ناامن‌سازی کشور در آستانه چهارشنبه‌سوری بود. فراخوان جریان‌های معاند تحت عنوان « گارد جاویدان» قرار بود با حضور سازمان‌یافته اغتشاشگران در میادین و نقاط اصلی شهرها، یک مناسبت اجتماعی را به بحران امنیتی سراسری تبدیل کند. هدف، نه صرفاً ایجاد آشوب مقطعی، بلکه القای ناتوانی حاکمیت در کنترل فضا و فرسایش اعتماد عمومی و در نهایت تجزیه سرزمینی بود. اما این پروژه نیز، همانند موارد پیشین، با رفتار بهنگام جامعه مواجه شد. حضور آگاهانه، عامدانه و مسئولانه مردم، بی‌اعتنایی به فراخوان‌های خشونت‌طلبانه و حفظ چارچوب‌های عقلانی در کنش اجتماعی، عملاً این سناریو را از درون خنثی کرد و آن را به شکستی دیگر در کارنامه طراحان ناامنی تبدیل ساخت.

در جمع‌بندی این تحولات، نخست باید به رشادت‌ها و ایستادگی تمامی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد؛ نیروهای سپاه و ارتش در تمامی بخش هایش که در سخت‌ترین شرایط، با ایثار و فداکاری از مرزها و امنیت کشور دفاع کردند و اجازه ندادند اهداف نظامی دشمنان به نتیجه برسد. در کنار این ایستادگی، عملکرد دولت و مجموعه نظام در خدمت‌رسانی به مردم و مدیریت شرایط بحرانی نیز قابل توجه بود؛ تلاشی که در مقایسه با تجربه‌ جنگ دوازده‌روزه در خرداد امسال، نشان داد ساختارهای مدیریتی کشور توانسته‌اند با وجود فشارها و حجم بیشتر خسارات، روند امدادرسانی، خدمت رسانی و تأمین نیازهای عمومی جامعه را به نحو شایسته ای ادامه دهند. با این همه، ستون اصلی این پایداری را باید در رفتار جامعه جست‌وجو کرد. حضور آگاهانه و مسئولانه مردم به ویژه جوانان، حفظ انسجام اجتماعی و ترجیح امنیت و تمامیت ارضی کشور بر تمامی اختلافات، همان سرمایه‌ای است که پایه‌های امنیت ملی را استوار می‌کند. چنین پشتوانه‌ای نه تنها اقتدار نیروهای مسلح و کارآمدی دولت و نظام را تقویت می‌کند، بلکه تجربه‌ای است که نشان می‌دهد در هر نظام سیاسی در جهان، آنچه در نهایت ضامن ثبات و بقاست، پیوند میان مردم و حاکمیت و سرمایه اجتماعی برخاسته از آن است.