از اضطراب جمعی تا امید اجتماعی؛ کارکرد خودکارآمدی جمعی در روزهای دشوار
محمد شفیعی ،استادیار گروه راهنمایی و مشاوره،دانشگاه فرهنگیان استان لرستان
گاهی تاریخ لحظههایی میآفریند که در آنها نبض یک جامعه تندتر از همیشه میتپد؛ روزهایی که خبرها سنگینتر شنیده میشوند و نگاهها بیش از همیشه به آینده دوخته میشود. در چنین زمانهایی، نگرانیها دیگر فقط تجربهای فردی نیستند؛ آنها در میان مردم پخش میشوند و به احساسی مشترک بدل میگردند. جامعه در این وضعیت بیش از هر چیز به آرامش، همدلی و امید نیاز دارد؛ عناصری که میتوانند در دل نااطمینانیها چراغی برای ادامه مسیر باشند.
این روزها بسیاری از مردم ایران با نوعی نگرانی مشترک زندگی میکنند. سایه تهدید و خبرهای نگرانکننده، ذهنها را درگیر کرده و گفتوگوهای روزمره را تحت تأثیر قرار داده است. روانشناسان این وضعیت را «اضطراب جمعی» مینامند؛ حالتی که در آن نگرانیهای فردی در فضای عمومی گسترش مییابد و احساس ناامنی روانی را تقویت میکند. با این حال تجربه جوامع مختلف نشان میدهد که در دل همین شرایط نیز ظرفیتی مهم برای حفظ تعادل روانی جامعه وجود دارد؛ ظرفیتی که از دل اعتماد و همکاری میان مردم شکل میگیرد و در روانشناسی اجتماعی با عنوان «خودکارآمدی جمعی» شناخته میشود.
خودکارآمدی جمعی زمانی شکل میگیرد که افراد یک جامعه، حتی در شرایط دشوار، احساس کنند کنار یکدیگر ایستادهاند و میتوانند با هم از بحران عبور کنند. این احساس لزوماً در شعارها یا سخنان بزرگ ظاهر نمیشود؛ بلکه اغلب در رفتارهای ساده و روزمره خود را نشان میدهد. در روزهایی که اضطراب در جامعه بالا میرود، گاهی یک گفتوگوی آرام، یک پیام اطمینانبخش برای دوستان و نزدیکان یا حتی تصمیم آگاهانه برای بازنشر نکردن خبرهای تأییدنشده میتواند فضای روانی اطراف را آرامتر کند. همین رفتارهای کوچک، وقتی در میان افراد زیادی تکرار میشوند، به تدریج حال و هوای عمومی جامعه را تغییر میدهند.
در چنین شرایطی، بسیاری از نشانههای امید دقیقاً در دل همین رفتارهای روزمره دیده میشود؛ در صف نانوایی که مردم سعی میکنند با صبوری نوبت یکدیگر را رعایت کنند، در همسایهای که احوال سالمند ساختمان را میپرسد، یا در دوستی که تلاش میکند در میان موج خبرها، روایتهای آرامتر و سنجیدهتری را با اطرافیانش در میان بگذارد. این کنشهای ساده شاید در نگاه اول کوچک به نظر برسند، اما در کنار هم شبکهای از اعتماد و آرامش میسازند که میتواند فشار روانی جامعه را کاهش دهد.
خانوادهها نیز در این میان نقش مهمی دارند. کودکان و نوجوانان جهان بیرون را تا حد زیادی از خلال واکنشهای بزرگسالان میبینند. وقتی در خانهها تلاش میشود گفتوگوها با آرامش بیشتری پیش برود، برنامههای معمول زندگی تا حد ممکن حفظ شود و نگرانیها با صداقت اما بدون هراس افراطی بیان شوند، احساس امنیت در نسلهای جوانتر نیز بیشتر حفظ میشود. گاهی همین تصمیمهای کوچک در فضای خانهها میتواند از گسترش اضطراب در جامعه جلوگیری کند.
در روزهایی که اخبار و شایعات به سرعت در فضای مجازی گردش میکنند، مسئولیتپذیری در انتقال اطلاعات نیز به بخشی از سلامت روان جمعی تبدیل میشود. بسیاری از مردم شاید ندانند که با یک انتخاب ساده مانند مکث کردن پیش از بازنشر یک خبر یا تلاش برای انتشار اطلاعات دقیقتر،در واقع به آرامتر شدن فضای اجتماعی کمک میکنند. چنین رفتارهایی نشانههایی از همان توان جمعی جامعه برای مراقبت از خود در شرایط بحران است.
واقعیت این است که در روزهای دشوار، قدرت یک جامعه تنها در تصمیمهای بزرگ یا رویدادهای رسمی خلاصه نمیشود؛ بلکه در هزاران رفتار کوچک و انسانی شکل میگیرد که مردم در زندگی روزمره خود انجام میدهند. وقتی صبوری در روابط اجتماعی بیشتر میشود، وقتی مردم بیش از گذشته مراقب یکدیگرند و وقتی تلاش میکنند در میان موج نگرانیها، شعلههای کوچک امید را زنده نگه دارند، در حقیقت نوعی سرمایه روانی مشترک در جامعه شکل میگیرد.
شاید خودکارآمدی جمعی دقیقاً در همین لحظههای ساده معنا پیدا کند؛ در زمانی که افراد یک جامعه، حتی در دل اضطراب و نااطمینانی، تصمیم میگیرند برای آرامتر شدن فضای اطراف خود سهمی هرچند کوچک داشته باشند. همین سهمهای کوچک، وقتی در کنار هم قرار میگیرند، میتوانند جامعه را از اضطراب جمعی به سوی امید اجتماعی هدایت کنند.