Sorry! your web browser is not supported;

Please use last version of the modern browsers:

متاسفانه، مروگر شما خیلی قدیمی است و توسط این سایت پشتیبانی نمی‌شود؛

لطفا از جدیدترین نسخه مرورگرهای مدرن استفاده کنید:



Chrome 76+ | Firefox 69+

خیانتِ امن از پشتِ مرزها: موج سوارانِ درد و مسدودکنندگانِ مسیر اصلاح

امیرعباس میرزاخانی

 

 

در روزهایی که میلیون‌ها نفر از مردم این سرزمین زیر بار فشارهای سنگین ناشی از جنگ رمضان و تهدیدهای خارجی ایستاده‌اند، عده‌ای از شهروندان سابق، اکنون در پناهگاهی امن و دور از هرگونه فشار، با حرص و ولعی عجیب مشغول کوک کردن ساز جنگ و دامن زدن به التهاب‌اند. کسانی که سال‌ها در همین خاک تنفس کردند، امروز با کمال بی‌شرمی و در اوج جنگ، نه تنها با مردم همراهی نمی‌کنند، بلکه با افتخار، بزرگ‌ترین هدیه را به دشمنان این آب و خاک تقدیم می‌کنند: تفرقه و تشدید بحران داخلی.

برخی افراد چنان در مدار بحران حرکت می‌کنند که مرز میان نقد منصفانه و همراهی با پروژه‌های معاند برایشان از میان رفته است. برای اینان، امنیت و آرامش مردم اولویت اصلی نیست؛ آنچه اهمیت دارد امکان موج‌سواری بر نارضایتی‌ها و تبدیل هر بحران به فرصتی برای پیشبرد اهداف سیاسی است. در چنین نگاهی، کشور و مردم نه موضوعی برای دلسوزی، بلکه ابزاری برای فشار و بی‌ثبات‌سازی‌اند.

در آخرین بحران قبل از جنگ رمضان و در حوادث دی‌ماه ۱۴۰۴، این رویکرد به‌روشنی قابل مشاهده بود. زمانی که اعتراضات شکل گرفت، برخی از همین چهره‌ها تلاش کردند با بزرگ‌نمایی و جهت‌دهی رسانه‌ای، خود را سخنگوی آن معرفی کنند و از حضور معترضین نهایت بهره‌برداری را ببرند. اما هنگامی که آن روند به نتیجه‌ای که انتظار داشتند نرسید و فضای اجتماعی به سمت آرامش حرکت کرد، ناگهان همان معترضان را وارد بازی‌های سیاسی و اهداف پنهان خود کردند. در همین مسیر، با فضاسازی‌های هدفمند و هدف قراردادن جان مردم «کشته‌سازی»، تلاش شد مسیر اعتراضات مسالمت‌آمیز مسدود شود و فضا به سمت التهاب و تقابل بیشتر سوق داده شود. این رفتار، جنایتکارانه‌ترین شکل از سوءاستفاده از مطالبات اجتماعی است.

این فراریان از صحنه، که امروز در خارج از کشور زندگی می‌کنند، از همان فاصله دور، نسخه‌هایی - که به شکل رسانه ای بازتاب می یابد- می‌پیچند که خودشان قرار نیست هزینه‌های آن را بپردازند. آنان به‌خوبی می‌دانند که اگر مسیر اصلاح و تغییر تدریجی در جامعه باز بماند، کشور هرگز به بن‌بست کامل نمی‌رسد و آنها سعی می کنند با کمک دشمنان خارجی و برخی فریب خورده ها، در داخل این مسیر را ببندند. کشوری که امکان اصلاح داشته باشد، دیر یا زود راهی برای حل بحران‌ها پیدا می‌کند و ایران این امکان را از طریق قانون دارد و تاکنون هم توانسته است از بحران‌ها سرافراز بیرون بیاید. اما برای کسانی که پروژه اصلی‌شان ناامنی و فروپاشی است، وجود همین مسیرهای اصلاحی بزرگ‌ترین مانع محسوب می‌شود.

از همین رو تلاش می‌کنند این مسیر را نیز تخریب کنند؛ با القای ناامیدی، با نفی هر امکان اصلاح و با ترسیم تصویری که گویی هیچ راهی جز فروپاشی باقی نمانده است. حال آنکه واقعیت دقیقاً برعکس است: جامعه‌ای که بتواند در مسیر اصلاح حرکت کند، نه‌تنها به بن‌بست نمی‌رسد بلکه از افتادن در دام پروژه‌های ویرانگر نیز مصون می‌ماند.

در نهایت، آنچه در پس این رفتارها دیده می‌شود، نه دغدغه مردم و نه علاقه به آینده کشور، بلکه تلاشی آشکار برای سوق دادن جامعه به سمت ناامنی و بی‌ثباتی است. پروژه‌ای که اگرچه با شعارهای مختلف عرضه می‌شود، اما در عمل چیزی جز بازی با سرنوشت یک ملت نیست؛ بازی‌ای که تنها سود آن نصیب کسانی می‌شود که از دور نظاره‌گرند و هزینه‌هایش را مردم این سرزمین باید بپردازند.