حق بر هدایت یا حق بر ضلالت؟
«حق بر آموزش» یکی از مهمترین مبادی حقوقی تعلیم و تربیت به شمار می رود؛ اما به نظر می رسد به رغم سادگی و شفافیت اولیه این مفهوم در مکاتب مختلف فلسفه تربیت دو نگاه قابل برداشت است. برخی «حق بر آموزش» (و یا حق بر تربیت) را به معنای «حق بر هدایت» تفسیر می کنند و دیدگاهی دیگر با مجامله در مورد هدایت و ضلالت، آنرا بصورت خنثی و یا حتی به نفعِ «حق بر ضلالت» معنا می نمایند. دسته دوم را می توان به «سکولاریسم تربیتی» منسوب کرد و جهت گیری فلسفی آنرا «تربیت سکولار» دانست و رویکرد اول به «فلسفه تربیت دینی» منسوب است.
حق بر هدایت یا حق بر ضلالت؟
سیدنقی موسوی، 050108 (روز بیست و نُهم جنگ رمضان)
«حق بر آموزش» یکی از مهمترین مبادی حقوقی تعلیم و تربیت به شمار می رود؛ اما به نظر میرسد به رغم سادگی و شفافیت اولیه این مفهوم در مکاتب مختلف فلسفه تربیت دو نگاه قابل برداشت است. برخی «حق بر آموزش» (و یا حق بر تربیت) را به معنای «حق بر هدایت» تفسیر میکنند و دیدگاهی دیگر با مجامله در مورد هدایت و ضلالت، آنرا بصورت خنثی و یا حتی به نفعِ «حق بر ضلالت» معنا مینمایند. دسته دوم را میتوان به «سکولاریسم تربیتی» منسوب کرد و جهتگیری فلسفی آنرا «تربیت سکولار» دانست و رویکرد اول به «فلسفه تربیت دینی» منسوب است.
«سکولاریزم تربیتی» به تَبَع «لیبرالیزم تربیتی» بدلیل مجامله، مساهله و یا مغالطه در مبانی خود، بخصوص مبانی معرفت شناختی و ارزششناختی ممکن است بنایِ «حق بر آموزش» (تعلیم) را بر ستونِ «حق بر هدایت» استوار نکند. براین اساس تربیت سکولار، برخلاف تربیت دینی، دغدغه پرورش انسان مومن و دیندار را ندارد و قرائت «تربیت سکولار» از «حق بر آموزش» و «حق بر تربیت» از قرائت تربیت اسلامی از ایندو بلحاظ پارادایمیک متفاوت است.
لیبرالیزم و سکولاریزم در سطح دانش و ارزش، بعد از فرورفتن در پاتلاق نسبیت و نسبیتی معرفتی و ارزشی، در مقابلِ «حق بر هدایت»، از «حق بر ضلالت» سخن گفت و تحیّر و رودربایستی خود با حقیقت و واقعیت را به نظام آموزشی هم کشاند. در چند صباحی پیشتر، طرفداران این اندیشه چنین مینگاشتند: «آزادی یعنی «حق نخواستنِ حق»؛ بدون اینکه شخص مورد تعقیب قرار گیرد؛ یعنی بشر حق دارد از اطاعت خدا سرباز زند و معاقب نشود» (1) و از نسبیت معرفتی به پلورالیزم دینی (و یا برعکس) پل میزدند و چنین مینگاشتند: «ارتداد حق طبیعی هر انسان است و ادیان همگی برحق اند»(2).
آتش لیبرالیزم ایرانی و شبه مدرن در خرمن اندیشه تربیتی ایرانی- اسلامی ره آوردی جز این نداشت که «حق انتخابِ حق» را در فهرست «حقوق تربیتی» به «حق انتخاب باطل» فروبکاهد. لازمه منطقی این اندیشه نسبیتانگار، این است که دیگر ارزشهای ملی و دینی در تعلیم و تربیت قابل اتکا نیستند. در دامن همین اندیشه است که دیگر میهن پرستی، احترام پرچم، استقلال کشور، ملیّت، ایرانیّت، تمامیّت ارضی، دفاع، مقاومت، ناموس، شهادت و مانند آن هیچ ارزشی ندارد و دانشآموز ایرانی تحت جنگ ترکیبی شناختی، از آمریکا (تنها استفادهکننده از کلاهک هستهای)، حمله به میهن خود و تجزیه آن را میخواهد.
در این شبهای انقلابی که همه ایران به دفاع از نظام و ایران و نیروهای مسلح در پاسخ جانانه به متجاوزان صهیونی- آمریکایی به خیابانها میآیند، حقوق تربیتی کودکان و نوجوانان مانند «حق بر میهن پرستی»، «حق بر مقاومت و دفاع»، «حق بر ناموس پرستی» و «حق بر ایثار و شهادت» تجلی دوباره پیدا کرده است و موقعیتی تربیتی برای «تربیت سیاسی» و «تربیت ایرانی» فراهم ساخته است که باید قدر دانسته شود.
پاورقی:
1- احمد نراقی، روزنامه صبح امروز، 22-1-1377، ص 6.
2- عبدالکریم سروش، ماهنامه کیان، فروردین 1378، شماره 46 ، ص 15.
سیدنقی موسوی، 050108 (روز بیست و نُهم جنگ رمضان)
کانال و سایت سیدنقی موسوی
@seyednaghimousavi_2
http://seyednaghimousavi.ir/