سرمایه اجتماعی و جایگاه آن در جنگ رمضان با تأکید بر مردم
بر اساس تعریف بانک جهانی از سرمایه اجتماعی (۱۹۹۸)، این مفهوم دربرگیرنده نهادها، روابط، نظرگاه ها و ارزش هایی است که کنش های جمعی را ممکن می سازد. در نگاهی اجمالی، در جامعه شناسی، سرمایه اجتماعی با سه شاخص اعتماد، مشارکت و همیاری سنجیده می شود. قصد بر این است که این نگاه، در ارتباط با حضور مردم در جنگ رمضان مورد بحث قرار گیرد.
سرمایه اجتماعی و جایگاه آن در جنگ رمضان با تأکید بر مردم
محمدرحیم صفری؛ عضو هیئتعلمی دانشگاه فرهنگیان تهران
بر اساس تعریف بانک جهانی از سرمایه اجتماعی (۱۹۹۸)، این مفهوم دربرگیرنده نهادها، روابط، نظرگاهها و ارزشهایی است که کنشهای جمعی را ممکن میسازد. در نگاهی اجمالی، در جامعهشناسی، سرمایه اجتماعی با سه شاخص اعتماد، مشارکت و همیاری سنجیده میشود. قصد بر این است که این نگاه، در ارتباط با حضور مردم در جنگ رمضان مورد بحث قرار گیرد.
مصداق کامل و تبلور عینی مشارکت اجتماعی را میتوان در حضور و مشارکت مستمر مردم در جریان جنگ رمضان ملاحظه نمود. اجتماع خودجوش در میادین اصلی شهرها و کاروانهای خودرویی، اهدای خون، حضور داوطلبانه نیروهای مردمی در ایست- بازرسیها، کمک در قالب امدادگری به مکانها و آسیبدیدگان و ... مصادیقی از این حضور است. وجه کامل و برجسته آن در حضور مستمر و شبانهی مردم در خیابانها قابل مشاهده است؛ حرکتی که فراتر از هیجانات زودگذر، به یک هنجار پایدار تبدیل شده است. هنجاری که برگرفته از آموزههای اسلامی- ایرانی است.
اعتماد اجتماعی به کارگزاران نظام یکی از وجوه این حضور است. در این حضورها، شعارها مبین و موید این اعتماد است؛ مردم به غریبههایی که در خیابانها در کنارشان راهپیمایی میکنند، بدون هیچ آشنایی قبلی اعتماد دارند. این سطح از اعتماد، سرمایهای است که صرفاً فرهنگ اسلامی- ایرانی میتواند آن را خلق کند.
دوم، اگر بپذیریم مشارکت اجتماعی مستلزم ویژگیهای عقلانیت، تداوم و سازمانیافتگی است که هر سه مورد به صورت خودجوش تحقق مییابد. حضور مستمر مردم در بخشهای پیشگفته و به طور مشخص گردهماییهای شبانهی مردم در خیابانها، مبتنی بر عقلانیت (برخلاف کمکهای احساسی و مقطعی مثل هجوم برای کمک به سیلزدگان و زلزلهزدگان)، دارای ساختاری منظم و تداوم زمانی است. این مشارکت نه از روی احساس لحظهای که مبتنی بر درک عقلانی از ضرورت همبستگی ملی شکل گرفته و شببهشب، بدون اعلام رسمی، تکرار میشود.
سوم، اگر همیاری را به معنای کمک بدون شناخت و توقع بدانیم، در این حضور خیابانی به اوج میرسد. مردم در دل شب، بدون آنکه یکدیگر را بشناسند یا انتظار پاداشی داشته باشند، به ایجاد امنیت جمعی کمک میکنند؛ در مواردی آب و غذا توزیع میکنند و ... . این همان سرمایه اجتماعی به تعبیر دورکیمی فراتر از جمع ساده افراد است؛ به تعبیری جامعه را به یک موجود زنده و همبسته تبدیل میکند.
در پایان، حضور مردم در صحنههای مختلف، به خصوص در خیابانها نشان میدهد که سرمایه اجتماعی وقتی اصیل است که نه هیجانی و مقطعی، بلکه عقلانی، پایدار و سازمانیافته باشد؛ دقیقاً همان چیزی که دشمنان آن را نهتنها پیشبینی نمیکردند؛ بلکه آن را پاشنه آشیل نظام میدانستند و امید اصلی را به آن بسته بودند.
محمدرحیم صفری؛ عضو هیئتعلمی دانشگاه فرهنگیان تهران