ریشه در خاک، سر در افلاک؛ حکایتِ تمدنی که نمی شکند
ترامپ و وزیر جنگ آمریکا در سخنرانی و توئیت هایی گفتند: « Back to the Stone Age» یعنی ایران را به عصر حجر برمی گردانیم. اظهارت متعدد و متناقض ترامپ و جنگ افروزان آمریکایی خودشان را در جهان مضحکه کرده است. این حرف های خطرناک، جنون آمیز و با این وجود مضحکه آمیز نشان از شکست سخت آنان در مواجهه با ایران است. چنان شکستی که ذهن و زبانشان را پریشان کرده است. ایران، نه فقط یک جغرافیا، که یک تاریخِ زنده و یک هویت متعالی است. وقتی سخن از «عصر حجر» به میان می آید، گویی این یاوه گویان سفاک، آیینه ای در برابر خود گرفته اند؛ چرا که حقیقتِ حجر، نه در ابزار که در اندیشه های برآمده از بدویت و توحشِ مدرن نهفته است. آنان که بمب هایشان را بر سر تمدن ها بزرگ و کهن می ریزند و ریشه های فرهنگ را با تبرِ کینه می زنند، خود ساکنانِ اصلی عصر حجرِ اندیشه اند؛ همان هایی که در پشتِ لعابِ براقِ تکنولوژی، دلی سنگی و منطقی غارنشین دارند. بدویت و تحجر در ذهن و زبان و رفتارشان بر آفتاب افتاده و تشت رسوایی شان از بام.
_ریشه در خاک، سر در افلاک؛ حکایتِ تمدنی که نمیشکند
مرتضی براتی، عضو هیئتعلمی دانشگاه فرهنگیان خوزستان
ترامپ و وزیر جنگ آمریکا در سخنرانی و توئیتهایی گفتند: « Back to the Stone Age» یعنی ایران را به عصر حجر برمیگردانیم.
اظهارت متعدد و متناقض ترامپ و جنگافروزان آمریکایی خودشان را در جهان مضحکه کرده است. این حرفهای خطرناک، جنونآمیز و بااین وجود مضحکهآمیز نشان از شکست سخت آنان در مواجهه با ایران است. چنان شکستی که ذهن و زبانشان را پریشان کرده است.
ایران، نه فقط یک جغرافیا، که یک تاریخِ زنده و یک هویت متعالی است. وقتی سخن از «عصر حجر» به میان میآید، گویی این یاوهگویان سفاک، آیینهای در برابر خود گرفتهاند؛ چرا که حقیقتِ حجر، نه در ابزار که در اندیشههای برآمده از بدویت و توحشِ مدرن نهفته است. آنان که بمبهایشان را بر سر تمدنها بزرگ و کهن میریزند و ریشههای فرهنگ را با تبرِ کینه میزنند، خود ساکنانِ اصلی عصر حجرِ اندیشهاند؛ همانهایی که در پشتِ لعابِ براقِ تکنولوژی، دلی سنگی و منطقی غارنشین دارند. بدویت و تحجر در ذهن و زبان و رفتارشان بر آفتاب افتاده و تشت رسواییشان از بام.
از بازگشت به عصر حجر سخن میگویید؟ شما که زبانتان در بیان الفبای انسانیت الکن است و کُمیتتان در جاده انسانیت همیشه لنگ است، چگونه چنین گستاخانه و بیتامل با ملتی سخن میگویید که وقتی نیاکان شما در میان کوه و جنگلها سرگردان قتل و غارت بودند، منشور حقوق بشر مینوشت و بنای مدنیت را بر پایه عدالت و خرد استوار میکرد؟
ایرانِ ما، ریشه در خاکی دارد که هر ذرهاش با آموزههای پندار و گفتار و کردار نیک زرتشت، آموزههای قرآنی و عرفان سنایی و عطار و مولوی، غزلِ حافظ و سعدی، حماسه فردوسی و فلسفه بوعلی سرشته شده است؛ سرزمین شعر و شهود و فلسفه. تمدنِ چندهزار ساله ما، طوفانهای سهمگینتری را از سر گذرانده و هر بار، ققنوسوار از میان خاکسترِ تاختوتازهای وحشیانه بدویان، زیباتر و باشکوهتر سر برآورده است. یورش مغولان را به خاطر بیاورید و نمونههای بسیار دیگر امثال شما را. اینجا تمدنی است که هنر را به خدمتِ معنا درآورده و علم را با اخلاق پیوند زده است. سرزمین تهی از معنا و پرملالت و بریده از آسمان نیستیم، جهان را نه ابزاری برای تسلط، بلکه پر راز و رمز و شگفتانگیز میبینیم و خود را در پیوند با آن میدانیم.
عصر حجر واقعی، آنجاست که زور و تزویر جای حق را میگیرد و بمب و موشک جایگزین برهان میشود. عصر حجر، در مغزهای متصلبی است که گمان میکنند با تخریبِ بناهای تاریخی، مدارس، بیمارستانها و تهدیدِ ریشهها، میتوانند نوری را که قرنهاست بر تارکِ جهان میدرخشد، این شمع حق و حقیقت را، پُف کنند و خاموش، اما خواب خفاشان پریشان است و جهان از آفتاب ایران یتیم نخواهدشد:
شمع حق را پف کنی تو ای عجوز
هم تو سوزی هم سرت ای گندهپوز
کی شود دریا ز پوز سگ نجس
کی شود خورشید از پف منطمس
هر که بر شمع خدا آرد پف او
شمع کی میرد؟ بسوزد پوز او
چون تو خفاشان بسی بینند خواب
کاین جهان ماند یتیم از آفتاب
#مثنوی_مولوی
مرتضی براتی، عضو هیئتعلمی دانشگاه فرهنگیان خوزستان