خیابان؛ بازتعریف هویت در بحران
✍ سمیه حسننیا
عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان کهگیلویه و بویراحمد
به عنوان روانشناسی که هر شب در تجمعات وطندوستی خیابان جمهوری حضور دارم و شاهد اتحاد روزافزون مردم هستم، معتقدم که این فضا بر اساس مدل جیمز مارسیا، گذار هویتی نوجوانان از سردرگمی به سمت هویت تحققیافته یا هویت زودهنگام را تسهیل میکند.
مشارکت عملی نوجوانان در فعالیتهایی مانند برپایی موکب، سازماندهی امکانات و تجهیزات صوتی و تصویری یا مشارکت در شعارهای جمعی، تلاش برای برگزاری هرچه بهتر مراسم و با شکوهتر شدن آن و حضور مداوم از ابتدا تا انتهای برنامه، کاوش هویتی است که به تعهد به ارزشهای جمعی میانجامد.
با این حال، خطر شکلگیری هویت زودهنگام هیجانی (تعهدی شکننده و وابسته به هیجان لحظه) وجود دارد که پس از جنگ ممکن است متزلزل شود.
کلید تثبیت این هویت، تبدیل هیجان به ارزش از طریق مکانیسمهای معناساز جمعی است.
این تبدیل نه تنها از طریق ادامه مشارکت در فعالیتهای سازنده، بلکه بهویژه با آیینسازی (تکرار منظم مراسم، نمادها و اشعار مشترک)، گفتوگوی جمعی (تبادل تجربیات و خاطرات در حاشیه تجمعات) و نقش رهبری شهید (بیان گزارشی از سخنرانیها یا اقدامات ایشان)، محقق میشود.
این فرآیند، هیجان لحظهای را در روایت زندگی فردی ادغام کرده و آن را به بخشی از هویت پایدار تبدیل میکند. این موارد، شاید نه با یک سازوکار از پیش طراحی شده و مدون، بلکه به خودی خود در برنامه تجمعات شبانه در حال شکل گیری است.
در سطح اجتماعی، حضور همزمان تمام اقشار جامعه، از کودک تا سالمند، از فقیر تا مرفه، از بیسواد تا استاد دانشگاه، حتی با جهتگیریهای سیاسی متفاوت و وزنهای مذهبی مختلف، مرزهای هویتی معمول را محو کرده و یک خود جمعی یکپارچه بر اساس نظریه هویت اجتماعی تاجفل میسازد.
در این فضا، هویتهای جزئی جای خود را به یک ابرهویت ملی دفاعی مبتنی بر همبستگی و مسئولیتپذیری مشترک میدهند.
این فرآیند تنها مختص نوجوانان نیست؛ بزرگسالان با هویتهای تثبیتشده نیز ممکن است تحت تأثیر تجربه اوج جمعی قرار گرفته و در مواجهه با تجربیات قدرتمند بهویژه تجربیات جمعی غنی از معنا در این تجمعات شبانه، مؤلفههای هویتی خود را بازنگری کنند که نشاندهنده انعطافپذیری هویت در بزرگسالی است.
چنین تجمعاتی لایههای جدیدی از تعلق و معنا را به خودپنداره افراد، صرف نظر از سن، میافزایند، مطابق آنچه برای مسعود فراستی نویسنده، منتقد و تولید کننده سینمایی اتفاق افتاده است.
در سطح کلان، بر اساس روانشناسی فرهنگی، این تجمعات یک روایت مقاومت جمعی میسازند که به رنج و خطر معنا بخشیده و هویت ملی را حول محور ایثار، همدلی و پایداری بازسازی میکند.
این فرآیند، دفاع از وطن را به یک پروژه هویتساز جمعی تبدیل میکند که در آن هر فرد نقش خود را در روایت بزرگتر مییابد. این پدیده هم برای نوجوانان سنگ بنای هویتی است و هم میتواند هویت تثبیتشده بزرگسالان را بازنگری کند.
در این میان، عناصر فرهنگ غنی اقوام ایرانی، مانند فرهنگ پهلوانی، غیرت و پاسداری از کیان کشور که در میان اقوامی چون لرها بهوضوح در دفاع از وطن و دوستی با تفنگ بهعنوان نماد مقاومت تبلور یافته، به این روایت مقاومت عمق و اصالت میبخشد.
این ارزشهای ریشهدار، در هماهنگی با شعارهای ملی، تابآوری جمعی را غنیتر میسازند.
در نهایت، تجمعات شبانه، با تمام شور و هیجان خود، صرفاً یک واکنش احساسی زودگذر نیستند. این فرآیند روانشناختی مستقیماً به فراخوان جانفدا و ثبتنام میلیونی پیوند میخورد. ارزشهای درونیشده در تجمعات از طریق تماس با لحظه حال، پذیرش جمعی خطر و تفکیک از ترس فردی، زمینه را برای یک انتخاب متعهدانه و آگاهانه فراهم میکنند. در این انتخاب، خودِ فردی در خودِ جمعی ادغام شده و ارزشهای مشترک به قدری نهادینه میشوند که حتی بالاترین سطح فداکاری یعنی جانفدایی را ممکن و معنادار میسازند.