دانشگاه فرهنگیان و ضرورت نهادینه سازی تاب آوری معنوی در دانشجومعلمان
ساجد یعقوب نژاد، عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان
در جهان پرالتهاب و بحرانخیز امروز، تربیت معلم دیگر صرفاً به انتقال دانش و مهارتهای آموزشی محدود نمیشود، بلکه مستلزم پرورش ساحتهای عمیقتر شخصیت حرفهای، اخلاقی و معنوی دانشجومعلمان است. در این میان، تابآوری معنوی بهعنوان یکی از مؤلفههای بنیادین پایداری روانی، هویتی و وجودی، جایگاهی راهبردی در نظام تربیت معلم دارد. تابآوری معنوی را میتوان توانایی فرد در حفظ معنا، امید، آرامش درونی و انسجام روانی در مواجهه با دشواریها، رنجها، فقدانها و بحرانهای سهمگین دانست. این مؤلفه، نهفقط در شرایط عادی زندگی، بلکه بهویژه در موقعیتهای حاد و استثنایی همچون جنگ، ناامنی، سوگ جمعی، آوارگی و فشارهای روانی گسترده، اهمیتی مضاعف مییابد. تجربههای تاریخی نیز نشان دادهاند که در بستر جنگ و منازعه، این پشتوانههای معنویاند که امکان تابآوری فردی و اجتماعی، بازسازی امید و استمرار حیات اخلاقی را فراهم میسازند.
از این منظر، آموزش تابآوری معنوی به دانشجومعلمان، ضرورتی صرفاً روانشناختی یا فردی نیست، بلکه اقدامی راهبردی در جهت تربیت معلمانی است که بتوانند در شرایط بحران، از جمله جنگ و تنشهای فراگیر اجتماعی، حامل آرامش، عقلانیت، امید و انسجام برای نسل آینده باشند. معلمی که از عمق معنوی و قدرت معناجویی برخوردار است، در برابر فشارهای محیطی و فرسایشهای روانی مقاومتر خواهد بود و میتواند در دشوارترین شرایط نیز نقش تربیتی خود را با ثبات، وقار و اثربخشی بیشتر ایفا کند.
این مهم، با تأکیدات مندرج در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نیز همافق است؛ سندی که بر تربیت انسانِ متوازن، برخوردار از هویت اسلامی-ایرانی، حیات طیبه، و رشد همهجانبه در ابعاد عقلانی، عاطفی، اخلاقی و معنوی تأکید دارد. بر این اساس، دانشگاه فرهنگیان بهعنوان نهاد اصلی تربیت معلم، رسالتی خطیر در این زمینه بر عهده دارد و باید در کنار آموزشهای تخصصی و مهارتی، به تقویت ساحتهای معنوی و وجودی دانشجومعلمان نیز توجهی نظاممند و هدفمند داشته باشد.
گنجاندن مفاهیمی همچون معناشناسی رنج، صبر فعال، امید اخلاقی، مسئولیتپذیری در بحران و تابآوری در شرایط جنگ، میتواند دانشجومعلمان را برای مواجهه با واقعیتهای پیچیده و گاه تلخ جهان معاصر آمادهتر سازد. بیتردید، در روزگاری که جوامع ممکن است با تهدیدهایی همچون جنگ، خشونت، بیثباتی و فروپاشی سرمایههای اجتماعی مواجه شوند، معلمِ برخوردار از تابآوری معنوی نهتنها خود کمتر دچار فرسایش میشود، بلکه میتواند به منبعی برای انتقال آرامش، امید و استقامت به دانشآموزان بدل گردد.
از اینرو، آموزش تابآوری معنوی، سرمایهگذاری بر پایداری فرهنگی، تربیتی و حتی ملی جامعه است؛ سرمایهگذاریای که ثمره آن، تربیت نسلی مقاوم، امیدوار، مسئول و برخوردار از عمق وجودی خواهد بود. در نهایت، میتوان گفت تابآوری معنوی در روزگار جنگ و بحران، نه یک فضیلت حاشیهای، بلکه یک ضرورت حیاتی است؛ ضرورتی که اگر در بطن نظام تربیت معلم نهادینه شود، میتواند معلمانی پدید آورد که در سختترین میدانهای زندگی و آموزش، چراغ معنا، امید و ایستادگی را فروزان نگاه دارند.