معاون پژوهش و فناوری دانشگاه فرهنگیان:
فطرت انسان، منشا مقاومت در برابر ظلم و عدالت خواهی است
حجت الاسلام والمسلمین سید نقی موسوی در نشست مجازی “فلسفه ای برای تربیت مقاومتی” با تصریح سازوکار تعادل جویی در نظام روان شناختی انسان، بر منشا فطری و غریزی مقاومت در برابر ظلم و تلاش برای عدالت خواهی تاکید کرد.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه فرهنگیان، حجتالاسلام والمسلمین سید نقی موسوی، معاون پژوهش و فناوری دانشگاه فرهنگیان، 19 فروردین1405، در آستانه اربعین رهبر شهید در نشستی مجازی با عنوان " فلسفهای برای تربیت مقاومتی" در اندیشه رهبر شهید که با حضور اساتید و کارکنان دانشگاه فرهنگیان برگزار شد، با تشریح مفهوم فلسفه در بحث تربیت مقاومتی، به بیان دلالتهای اندیشه رهبر شهید در صورتبندی «چیستی تربیت مقاومتی» پرداخت.
موسوی ضمن ارائه تعریف مفهومی و زبان شناسانه از مقاومت، گفت: مقاومت در تحلیل زبانی از ریشه قیام است و در عربی معاصر به معنای «مجابهه القوه بالقوه» یعنی مقابله نیروی مهاجم با قوت است و در فارسی به معنای استقامت و تحمل است. با تحلیل زبان لغوی و اصطلاحی مقاومت دو هسته معنایی (احتمالا از نوع مشترک معنوی) دارد: 1) مدافعه و مقابله با دشمن مهاجم بیرون 2) پایداری و استقامت در عمل. شاید بتوان گفت دال مرکزی معنا، عبارت است از قیام مستمر بر یک کار یا دفاع از دشمن درون و بیرون.
وی با اشاره به مفهوم دو ساحتی مقاومت در تربیت مقاومتی، ادامه داد: معنای اول مقاومت در تربیت با ساحت تربیت دفاعی/تربیت نظامی/تربیت رزمی و یا با تعمیم دشمن به دشمن سیاسی با ساحت «تربیت سیاسی» معادل می شود و معنای دوم آن با تربیت ارادی؛ زیرا استقامت در جاده علم یا جاده ایمان یا جاده عمل، بیش از انکه استقامت بر تصور و تصدیق و شوق (از مبادی فعل اختیاری) باشد، استقامت در اراده فعل است.
معاون پژوهش و فناوری دانشگاه فرهنگیان با بیان چیستی مقاومت از منظر علم النفس فلسفی و روان شناسی، تشریح کرد: از منظر علم النفس فلسفی، نفس انسان دارای مراتبی است. از منظر مراتب نفس در روایات اسلامی دارای سه سطح نفس اماره، لوامه و مطمئنه است. نفس لوامه نوعی تلاش برای مقاومت در جاده شریعت و راه صحیح میکند. مقاومت به مثابه یک مکانیزم دفاعی در سطح روان شناختی قابل تبیین است. در روانشناسی تجربی اکسپریمنتال و از منظر رفتارگرایی تا منظر شناختگرایی تا منظر مکاتب انسان گرا قابل تحلیل است.
وی با تاکید بر غریزی بودن سازوکار تعادلجویی در نظام روانشناختی انسان، تصریح کرد: تعادلجویی در نظام روانی انسان نقطه قابل اتکایی برای تحلیل روان شناختی میل به مقاومت و استقامت در مقابل دشمن درون و بیرون است. تعادل جویی یک کیف نفسانی است که در مکاتب رفتارگرا به نحوی مورد اشاره قرار گرفته است و در مکاتب شناخت گرایی از تعادل شناختی و تلاش ذهن و دستگاه شناختی برای درونی سازی یادگیری جدید از آن سخن گفته می شود و از فرایندهای درونی سازی و برونی سازی شناختی و نیز در روان شناسی انسان گرایی از تعادل جویی و تمایل نظام روانی برای تعادل یابی سخن گفته می شود. در روان شناسی شخصیت هم مواجهه با تنشها و تلاش برای تعادل جویی امری حیاتی و غریزی تلقی شده است.
حجتالاسلام والمسلمین سید نقی موسوی با بیان تفاوت دیدگاههای اندیشمندان در مورد سازوکار تعادلجویی در نظام روانشناختی انسان، اظهار داشت: تعادلجویی در دیدگاه فروید بصورت لذتجویی و در دیدگاه مزلو و یونگ به صورت مفهوم «تحقق خویشتن» و یا مفهوم «گرسنگی شناختی» در دیدگاه شناختی پیاژه تجلی میکند. درهرصورت به نظر میرسد ریشه روانشناختی مقاومت (به معنای پایداری و صبر بر یک کار و یا عبور از بحرانها و یا مقابله با دشمن بیرونی) را میتوان به مفهوم تعادلجویی نسبت داد. وقتی انسان مقاومت میکند چه در سطح روانی و رفتاری و چه در سطح فردی و چه در سطح اجتماعی در واقع به دنبال نوعی «تعادلجویی» است.
وی در پایان با بیان چیستی مقاومت از منظر ارزششناسی، بر فطری بودن مقاوت در نهاد انسان تاکید کرد و افزود: بر مبنای حُسن عدل و قُبح ظلم که مختار شیعه و عدلیه است، انسان فطرتا عدالت خواه و عدالت جو است. ظلم مخالف عدل است. ظلم ستیزی فطری/غریزی انسان است در نتیجه مقاومت علیه ظلم و تلاش برای عمل عادلانه ریشه در فطرت دارد و با نگاه توحیدی مقاومت (علیه طواغیت) از کلمه التوحید استنتاج می شود.