رویارویی با هویت یک ملت
این تصور که مردم یک کشور از تخریب زیرساخت های سرزمینشان استقبال کنند، بیش از آنکه تحلیل سیاسی باشد، نشانه درکی نادرست از مفهوم «وطن» است. ادعایی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا مطرح کرده و مدعی شده ایرانیان از بمباران زیرساخت های کشورشان خشنود می شوند، نه تنها واقعیت اجتماعی ایران را نادیده می گیرد، بلکه نوعی تحقیر آشکار شعور ملی یک ملت است. در چنین نگاهی، ایران صرفاً مجموعه ای از اهداف نظامی روی یک نقشه دیده می شود؛ پل ها، نیروگاه ها، جاده ها و خطوط ارتباطی. حال آنکه برای ایرانیان، این سرزمین پیش از هر چیز خانه ای است که با تاریخ، فرهنگ و خاطره های مشترک معنا پیدا می کند.
رویارویی با هویت یک ملت
امیرعباس میرزاخانی
این تصور که مردم یک کشور از تخریب زیرساختهای سرزمینشان استقبال کنند، بیش از آنکه تحلیل سیاسی باشد، نشانه درکی نادرست از مفهوم «وطن» است. ادعایی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا مطرح کرده و مدعی شده ایرانیان از بمباران زیرساختهای کشورشان خشنود میشوند، نهتنها واقعیت اجتماعی ایران را نادیده میگیرد، بلکه نوعی تحقیر آشکار شعور ملی یک ملت است. در چنین نگاهی، ایران صرفاً مجموعهای از اهداف نظامی روی یک نقشه دیده میشود؛ پلها، نیروگاهها، جادهها و خطوط ارتباطی. حال آنکه برای ایرانیان، این سرزمین پیش از هر چیز خانهای است که با تاریخ، فرهنگ و خاطرههای مشترک معنا پیدا میکند.
کشورها فقط با مرزهای جغرافیایی تعریف نمیشوند. آنچه به یک سرزمین معنا میبخشد، شبکهای از تجربههای انسانی است: زبان مشترک، خاطرات جمعی، مدرسهها، خانهها، آیینها و پیوندهای عاطفی نسلها. در چنین بستری، دفاع از وطن برای بسیاری از مردم امری تشریفاتی نیست؛ بخشی از هویت و شأن انسانی آنان است. ممکن است شهروندان از عملکرد بخشی از نظام یا دولت خود ناراضی باشند، اعتراض کنند یا خواهان تغییرات سیاسی و اجتماعی باشند، اما این نارضایتی به معنای چشمپوشی از سرزمین در برابر تهدید خارجی نیست.
مرز میان نقد و همراهی با ویرانی نیز مرزی روشن است. نقد قدرت، مطالبه اصلاحات و حتی اعتراضهای تند سیاسی بخشی از حیات طبیعی هر جامعه است. اما تبدیل تخریب کشور به ابزاری برای تحقق اهداف سیاسی، مسیری کاملاً متفاوت است. مرگ غیرنظامیان، تخریب میراث فرهنگی، خاموشی بیمارستانها یا ناامن شدن خانه مردم را نمیتوان با واژههایی چون آزادی یا رهایی توجیه کرد. وطن با دولت یکی نیست؛ وطن یعنی مردم، زندگی جاری، حافظه تاریخی و استمرار یک ملت.
در سالهای گذشته برخی مدعیان آزادی در خارج کشور با استفاده از فضای رسانه ای کنترل شده تحت نفوذ جریان های برانداز سعی کرده اند تا نشان دهند که تحریم یا حتی حمله نظامی به عنوان راهی برای تغییر سیاسی تبلیغ کردهاند. چنین صداهایی به هیچ عنوان نماینده اکثریت جامعه نیستند، اما همانها زمینهای فراهم کردهاند تا برخی سیاستمداران خارجی تصور کنند که ویرانی ایران میتواند با رضایت مردم همراه باشد.
در اینجا باید بر تمایزی اساسی تأکید کرد: فاصله میان یک منتقد و کسی که به ویرانی کشور رضایت میدهد، فاصلهای بسیار عمیق است. منتقد ممکن است شدیدترین اعتراضها را به قدرت سیاسی داشته باشد و حتی ساختارهای حاکم را به چالش بکشد، اما در لحظه تهدید، کشورش را تنها نمیگذارد. او رنج مردم و آسیب به سرزمین را ابزار پیشبرد آرزوهای سیاسی خود نمیکند. در مقابل، کسی که برای تحریمهای فلجکننده یا بمباران کشور کف میزند، عملاً از مرز نقد عبور کرده و به جایی رسیده که منافع سرزمین خود را در معاملههای سیاسی قربانی میکند. تاریخ معمولاً میان این دو جایگاه تفاوتی روشن قائل شده است.
حمله آمریکا و اسراییل به زیرساختهای یک کشور—مانند خطوط جادهای، راهآهن، پلها، شبکههای حملونقل، تأسیسات انرژی و ارتباطات—در عمل حمله به شریانهای حیاتی زندگی روزمره مردم است. این زیرساختها فقط سازههای فنی نیستند؛ آنها مسیرهای پیوند شهرها با یکدیگر، مسیر حرکت کالا و کار، و بخشی از نظم عادی زندگی میلیونها انساناند. تخریب چنین ساختارهایی میتواند اقتصاد را مختل کند، رفتوآمد مردم را فلج سازد و امنیت و آرامش جامعه را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. اما در عین حال باید به واقعیتی عمیقتر توجه داشت: هویت یک تمدن بزرگ را نمیتوان با تخریب زیرساختها از میان برد. زیرساختها قابل بازسازیاند، اما آنچه یک ملت را شکل میدهد—حافظه تاریخی، فرهنگ مشترک، زبان و حس تعلق—چیزی نیست که با موشک و بمباران نابود شود.
تجربه تاریخی نیز همین را نشان میدهد. بسیاری از کشورها در طول تاریخ خود با جنگ و ویرانی روبهرو شدهاند، اما آنچه آنان را دوباره برپا کرده، پیوند عمیق مردم با سرزمین و تاریخشان بوده است. تخریب میتواند ساختمانها را فرو بریزد، اما نمیتواند معنای یک ملت را از میان ببرد. موشکها قادرند سقفها را ویران کنند، اما نمیتوانند حافظه جمعی یک جامعه را نابود کنند.
ایران نیز از همین جنس است. ممکن است آسیب ببیند و دورههای دشواری را تجربه کند، اما پیوند میان مردم، فرهنگ و تاریخ آن چیزی نیست که با حمله نظامی از میان برود. دیوارها را میتوان فرو ریخت، اما هویت یک ملت را نمیتوان بمباران کرد.