Sorry! your web browser is not supported;

Please use last version of the modern browsers:

متاسفانه، مروگر شما خیلی قدیمی است و توسط این سایت پشتیبانی نمی‌شود؛

لطفا از جدیدترین نسخه مرورگرهای مدرن استفاده کنید:



Chrome 76+ | Firefox 69+

فلسفه «گوشِ تاملی» در دوران جنگ و افق های تربیتی

 

عین اله عابدی

 

مقدمه: «گوشِ تاملی» فراتر از دریافت فیزیکی صوت یا واکنش هیجانی به کلام است؛ حضوری آگاهانه، غیردفاعی و گشوده به واقعیت، حتی زمانی که آن واقعیت تلخ یا مغایر با پیش‌فرض‌های ما باشد. میان «سمع» (دریافت غیرفعال) و «استماع» (گوش دادن فعال) تمایز وجود دارد و اگر این استماع با «تدبّر» همراه شود (گوش تاملی) محقق می شود. گوش تاملی، دروازه‌ی ورود حقیقت به ساحت عقل و قلب و مقدمه‌ی شکل‌گیری «حکمت عملی» در بحران است. قرآن کریم می‌فرماید: فَبَشِّرْعِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ (زمر، ۱۷-۱۸) این گوش، نه انفعال است و نه تسلیم؛ بلکه کنشگری خردمندانه‌ای است که پیش از قضاوت، می‌شنود؛ پیش از واکنش، می‌سنجد؛ و پیش از دستور، می‌فهمد. درزمان جنگ و در این روزهای سخت، زمینه برای فعال شدن گوش تاملی فراهم تر می شود و فرصت هائی برای اندیشیدن در گذشته ها  و تصمیم گیری ها فراهم می شود اما باید تلاش کرد تا محصول تاملات را سرمایه ای برای زندگی آینده و پیشرفت کشور ایران عزیز بکار گرفت.

جنگ به مثابه کوران یادگیری

جنگ، معلمی سخت اما بی‌پرده است. در هیاهوی انفجارها، شعارها و روایت‌های رقیب، گوش تاملی فرصتی است برای بازخوانی انتقادی تجربه، درک منطق دشمن، و کشف گسل‌های درونی. اگر صرفاً سخن بگوییم، گذشته را تکرار می‌کنیم؛ اگر گوش بسپاریم، آینده را می‌سازیم. پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ وَ تَعَلَّمُوا لِلْعِلْمِ السَّکِینَةَ وَ الْحِلْمَ. در منطق تربیتی اسلام، سکینه و حلم، محصول شنیدنِ آگاهانه‌اند. گوش تاملی، زمانِ تصمیم‌گیری را می‌خرد، شتاب‌زدگی را مهار می‌کند و فرآیند «درس‌آموخته‌ها» را از یک مکانیسم اداری، به یک فرآیند اخلاقی-تربیتی ارتقا می‌دهد.

چرا گوش دادن از سخن گفتن کارآمدتر است؟

در زیست‌بوم جنگ، سخنِ شتاب‌زده آتشی است که خرمن اعتماد و دقت را می‌سوزاند. گوش تاملی در سه سطح برتری دارد:

  • سطح معرفتی: سخن بدون شنیدن، بازتولید جهل است. قرآن صریحاً هشدار می‌دهد: وَ لَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ (اسراء، ۳۶). گوش تاملی، فیلتر شناختی است که روایت‌ها را پیش از پذیرش می‌سنجد.
  • سطح راهبردی: در جنگ ترکیبی، برتری اطلاعاتی بدون حکمت شنیداری به «غفلت ساختاری» تبدیل می‌شود. اطلاعات نادرست تکثیر می‌شود، تصمیم‌ها شتاب‌زده می‌گردند، و انسجام درونی فرو می‌ریزد.
  • سطح اخلاقی: سخنِ بی‌پروا، کرامت انسانی را خدشه‌دار می‌کند و فضای گفت‌وگو را می‌بندد. گوش تاملی، حتی در اوج درگیری، امکان بازدارندگی اخلاقی و حفظ شرافت مقاومت را زنده نگه می‌دارد.

 

خودشناسی و دگرشناسی: دو بال حکمت راهبردی

گوش تاملی دو محور درهم‌تنیده دارد: اول خودشناسی: شنیدن صدای درون، ترس‌ها، غرورهای پنهان، و سوگیری‌های شناختی که در بحران تشدید می‌شوند. دوم دگرشناسی: شنیدن صدای دیگری، حتی صدای دشمن، بدون آنکه به معنای همدلی با تجاوز یا توجیه بی‌عدالتی باشد. در جنگ، دشمن را باید شناخت تا مقابله، هوشمندانه و پایدار شود. شناختِ صرفاً نظامی، دشمن را به «هدف» تقلیل می‌دهد؛ شناختِ تاملی، او را در شبکه‌ی تاریخی، اجتماعی و روانی‌اش می‌فهمد و زمینه‌ی پایان‌دهی به تعارض را می‌گشاید. قرآن کریم می‌فرماید: یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا (حجرات، ۱۳)
در منطق قرآنی، «تعارف» مقدمه‌ی «تعاون» و حتی «صلح پایدار» است. خودشناسی بدون دگرشناسی به خودشیفتگی جمعی می‌انجامد، و دگرشناسی بدون خودشناسی به انفعال یا فریب‌خوردگی می رسد. گوش تاملی، تعادل این دو را در دل بحران حفظ می‌کند.

گوش تاملی مسئولان و مردم

در یک جامعه‌ی درگیر بحران، گوش تاملی نه یک فضیلت فردی، که یک ضرورت نهادی و اجتماعی است.

  • برای مسئولان (فرماندهان، مدیران، اندیشمندان): مشورت و بازخورد، پیش‌نیاز مشروعیت و کارآمدی فرمان است. امیرالمؤمنین علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر می‌فرمایند: وَ أَکْثِرْ مُدَارَسَةَ الْعُلَمَاءِ وَ مُنَاقَشَةَ الْحُکَمَاءِ. مسئولی که پیش از شنیدن صدای کارشناسان، صف‌های عملیاتی، و حتی تحلیل‌های انتقادی دستور می‌دهد، مانند طبیبی است که پیش از گرفتن نبض، نسخه می‌نویسد. گوش تاملی در سطح راهبردی، یعنی ایجاد سازوکارهای نهادی برای شنیدنِ صداهای نامتعارف، گزارش‌های ناخوشایند، و هشدارهای پیش‌دستانه.
  • برای مردم: در عصر الگوریتم‌ها، اتاق‌های پژواک و پروپاگاندای دیجیتال، گوش تاملی مردم پادزهر شایعه، تحریک عاطفی و قطبی‌سازی است. در غزوه‌ی احد، پراکنده شدن روایت نادرست «کشته شد پیامبر» صفوف را لرزاند؛ اما آنان که توان تمیز شنیداری داشتند، به ندای حقیقت و ثبات رهبری گوش سپردند و مقاومت را بازسازی کردند. امروز، این توان در قالب «سواد رسانه‌ای انتقادی»، «صبر اطلاعاتی» و «پرهیز از بازنشر هیجانی» تجلی می‌یابد.

نتیجه‌گیری: گوش تاملی، بذر صلح در دل مقاومت

گوش تاملی در زمان جنگ، نه نشانه‌ی ضعف، که اوج شجاعت خردمندانه است. این گوش، حلقه‌ی مفقوده میان «اقتدار» و «حکمت»، و میان «مقاومت» و «مسئولیت اخلاقی» است. در جنگ روایت‌ها و بحران اعتماد کنونی، بیش از آنکه به سخن‌گفتن نیاز داشته باشیم، به گوش‌سپاری نیازمندیم: گوش‌سپاری به صدای درون، به صدای تاریخ، به رنج غیرنظامیان، به تحلیل کارشناسان، و حتی به منطق دشمنی که شاید فردا، در سایه‌ی عدالت و شناخت متقابل، به همسایگی صلح برسد. هرچند در جنگ فعلی رئیس جمهور آمریکا خود را بی منطق ترین سیاستمدار جهان جلوه داده اما «دشمن» لزوماً به معنای یک فرد یا یک مقام نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از اندیشمندان، قانون‌گذاران و مدیران یک کشور را دربر می‌گیرد. از همین رو امروز بخشی از صدای حقیقت از دل جوامع آمریکا و غرب نیز شنیده می‌شود.