Sorry! your web browser is not supported;

Please use last version of the modern browsers:

متاسفانه، مروگر شما خیلی قدیمی است و توسط این سایت پشتیبانی نمی‌شود؛

لطفا از جدیدترین نسخه مرورگرهای مدرن استفاده کنید:



Chrome 76+ | Firefox 69+

این است عاقبت وطن پرستی

کیومرث احمدی، عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان

 

روزی که کلنل محمدتقی‌خان پسیان در قوچان به خاک افتاد، دشمنانش چنان از نام و آوازه‌اش هراس داشتند که سر از تنش جدا کردند و بر نیزه زدند. گفته‌اند سر بریدهٔ او را با اره از بدن جدا ساختند، همان سر که روزی بر فراز آسمان‌های خراسان در کابین هواپیما نشانه‌ای از غیرت و تجدد بود. شاعر این ماجرا، عارف قزوینی، بر سنگ مزارش نوشت:

«این سر که می‌بینید امروز رها است از بند هستی

این است عاقبت وطن‌پرستی

سرش را با اره بریدند.»

اما وطن‌پرستی در این سرزمین تمامی ندارد. یک قرن بعد، سردار علیرضا تنگسیری، فرمانده دریایی سپاه، در همان خلیج فارس که پایگاه تمدن ایرانی است، تا پای جان ایستاد. او نیز سرش را طلب کردند، نه با اره، که با موشک‌های دشمنان فرامنطقه‌ای. جنازه‌اش را بر دستان میلیون‌ها ایرانی تشییع کردند، و باز هم همان مصرع عارف تکرار شد: «این است عاقبت وطن‌پرستی».

انطباق دو مدافع کشور

اگر کلنل پسیان نماد روشنفکر وطندوستِ عصر قاجار بود که در برابر استبداد داخلی و نفوذ روس و انگلیس شمشیر کشید، سردار تنگسیری نماد مدافع انقلابیِ عصر ماست که در برابر ناوهای آمریکایی و ائتلاف جهانی ایستاد. یکی به دنبال مشروطه و قانون بود، دیگری به دنبال امنیت و بازدارندگی. اما وجه مشترکشان:

· بهای سنگین دفاع: هر دو می‌دانستند که وطن‌پرستی در این مرزوبوم با ازخودگذشتگی گره خورده است. کلنل با ۳۱ سال سن، سردار با ۶۳ سال – هر دو سر دادند.

· دشمن مشترک در دو لباس: کلنل با استعمار کهن (انگلیس و روسیه تزاری) جنگید، سردار با استعمار نو (آمریکا و متحدانش). در هر دو دوره، ایران در محاصرهٔ قدرت‌های بزرگ بود.

· اسطوره شدن پس از مرگ: بریدن سر کلنل، او را جاودانه کرد؛ شهادت سردار تنگسیری، نامش را بر تارک مقاومت خلیج فارس نشاند.

اما تفاوتی بنیادین هم هست: کلنل پسیان در نبرد با «دولت مرکزیِ» زمان خود (قاجار و سپس رضاخان) کشته شد – یعنی در درگیری داخلی. در حالی که سردار تنگسیری در جبههٔ مقابله با دشمن بیرونی به شهادت رسید. این تفاوت، روایت وطن‌پرستی را در دو قرن متفاوت می‌سازد: یکی وطن‌پرستی در برابر «خودِ فاسدِ داخلی»، دیگری در برابر «غیرِ متجاوزِ خارجی».

سخن آخر

شعر عارف قزوینی تلخ است: «این است عاقبت وطن‌پرستی». اما شاید بتوان آن را شیرین خواند، اگر بپذیریم که سر بریده یا پیکر مطهر شهید، بذری است برای زنده ماندن ایران. کلنل پسیان و سردار تنگسیری، هرکدام به سهم خود، بهای این زنده ماندن را پرداختند. سرهایشان را با اره یا موشک نتوانستند از تاریخ ایران جدا کنند.

یادشان گرامی و راهشان پررهرو باد.