Sorry! your web browser is not supported;

Please use last version of the modern browsers:

متاسفانه، مروگر شما خیلی قدیمی است و توسط این سایت پشتیبانی نمی‌شود؛

لطفا از جدیدترین نسخه مرورگرهای مدرن استفاده کنید:



Chrome 76+ | Firefox 69+

معلم؛ معمار آینده
تأملی در فلسفه حکمرانی تربیتی


عین‌اله عابدی
معلم، در نگاه رایج اداری، غالباً «آموزشگر» تلقی می‌شود؛ اما در افق فلسفی ـ تربیتی، او «معمار انسان» و «سازنده آینده» است. جامعه‌ای که معلم را صرفاً یک کارمند آموزشی بداند، در حقیقت نسبت خود را با آینده، هویت و تمدن خویش تقلیل داده است؛ زیرا آینده ملت‌ها پیش از آنکه در عرصه اقتصاد و سیاست شکل گیرد، در کلاس درس و در اندیشه معلمان ساخته می‌شود. ازاین‌رو تعلیم و تربیت، تنها انتقال معلومات نیست، بلکه فرایند انسان‌سازی و هویت‌آفرینی است.
در رویکردهای نوین تعلیم و تربیت، معلم صرفاً آموزگار مهارت نیست؛ بلکه «فاعل فرهنگی»، «الگوی هویتی» و «کنشگر تمدنی» است. او میان نسل گذشته و آینده پیوند معرفتی و ارزشی برقرار می‌کند و روح جمعی جامعه را شکل می‌دهد. اگر پزشک حافظ جسم انسان است، معلم حافظ جان فرهنگی و معنوی جامعه است. قدرت و اعتبار هر کشور نیز بیش از هر چیز به سرمایه انسانی آن وابسته است و این سرمایه انسانی به دست معلم ساخته می‌شود. از همین منظر، شأن معلم را نمی‌توان با شاخص‌های صرفاً اقتصادی سنجید، بلکه باید آن را در تراز «سرمایه راهبردی تمدن» فهم کرد.
نگاه فلسفی به معلم، ما را از تلقی ابزاریِ آموزش عبور می‌دهد. در نظام‌های تکنوکراتیک، گاه معلم به مجری برنامه‌های ازپیش‌تعیین‌شده تقلیل می‌یابد؛ حال آنکه در تربیت حقیقی، خودِ معلم «متن زنده تربیت» است. منش، اخلاق، امید، عدالت‌خواهی و نوع زیستن او، بیش از کتاب‌های درسی بر دانش‌آموز اثر می‌گذارد. معلم، افزون بر آموزش دانش، روحیه تفکر، استقلال رأی، هویت ملی و دینی و شوق دانستن را در نسل جدید پرورش می‌دهد. بنابراین، بحران منزلت معلم، صرفاً بحران یک صنف نیست؛ بلکه بحران هویت و آینده فرهنگی جامعه است.
در سنت اسلامی نیز، معلم جایگاهی قدسی دارد. تعلیم، امتداد رسالت انبیاست و پیامبر اکرم(ص) خود را «معلم» معرفی می‌کند: «اِنَّما بُعِثتُ مُعَلِّماً». در این نگرش، معلم صرفاً انتقال‌دهنده علم نیست، بلکه پرورش‌دهنده انسانِ اخلاقی، آگاه و مسئول است. از همین‌رو، «معلمی شغل انبیاست» یک شعار عاطفی نیست، بلکه حقیقتی معرفتی و تمدنی است. تکریم معلم نیز تنها یک رفتار تشریفاتی نیست؛ بلکه نشانه احترام جامعه به علم، اخلاق و آینده خویش است. جامعه‌ای که فرهنگ تکریم معلم در آن زنده باشد، زمینه رشد علمی و انسانی را فراهم می‌کند.
اما اگر معلم چنین جایگاهی دارد، چرا در بسیاری از جوامع از منزلت شایسته برخوردار نیست؟ پاسخ را باید در نوع نگاه مدیران و ساختارهای حکمرانی جست‌وجو کرد. هرگاه توسعه صرفاً اقتصادی فهم شود، معلم به حاشیه رانده می‌شود؛ اما اگر توسعه، فرایندی فرهنگی و انسانی تلقی گردد، معلم در مرکز سیاست‌گذاری قرار می‌گیرد. منزلت معلم، در حقیقت آینه فلسفه حکمرانی یک کشور است.
ازاین‌رو، مدیران کشور در قبال ارتقای منزلت معلم، مسئولیتی تمدنی و تاریخی دارند. نخستین الزام، تغییر نگرش به آموزش و پرورش از «هزینه مصرفی» به «سرمایه‌گذاری راهبردی» است. هیچ سرمایه‌گذاری‌ای سودمندتر از سرمایه‌گذاری بر انسان نیست و هیچ نهادی به اندازه مدرسه در ساختن انسان نقش ندارد.
دومین الزام، بازسازی منزلت اجتماعی معلم در گفتمان عمومی است. رسانه‌ها، دانشگاه‌ها و سیاست‌گذاران باید تصویر معلم را از یک کارمند اداری به شخصیت اثرگذار تمدنی ارتقا دهند. جامعه باید دوباره باور کند که معلم، سازنده مرزهای فرهنگی و هویتی ملت است.
الزام سوم، تأمین کرامت معیشتی معلمان است. سخن گفتن از قداست معلم، بدون تأمین زندگی شرافتمندانه او، نوعی تناقض اخلاقی است. معلمی که گرفتار اضطراب معیشت باشد، توان خلاقیت و تربیت نسلی اندیشه‌ورز را از دست می‌دهد. عدالت در نظام پرداخت، امنیت شغلی و فرصت رشد علمی، از حقوق بنیادین معلمان است.
الزام چهارم، اعتماد به معلم به‌عنوان «فاعل اندیشه‌ورز» است. نظام‌های آموزشی متمرکز، معلم را به مجری تقلیل می‌دهند؛ درحالی‌که تحول واقعی زمانی رخ می‌دهد که معلم قدرت ابتکار، گفت‌وگو و مشارکت در سیاست‌گذاری تربیتی داشته باشد. جامعه‌ای که به معلم اعتماد نکند، در حقیقت به آینده خود بی‌اعتماد است.
در نهایت، منزلت معلم با شعار و مناسبت‌های نمادین ارتقا نمی‌یابد؛ بلکه نیازمند تحول در فلسفه حکمرانی و نظام فرهنگی است. هر اندازه جامعه، انسان را بر سرمایه و تربیت را بر مصرف‌گرایی مقدم بدارد، معلم نیز به جایگاه حقیقی خود نزدیک‌تر خواهد شد. آینده پایدار هر ملت، نه در انباشت ثروت، بلکه در تکریم معلم و کیفیت تربیت نسل‌ها رقم می‌خورد؛ زیرا معلم، معمار آینده و سازنده امکان انسان بودن در جامعه است.
12/02/1405