Sorry! your web browser is not supported;

Please use last version of the modern browsers:

متاسفانه، مروگر شما خیلی قدیمی است و توسط این سایت پشتیبانی نمی‌شود؛

لطفا از جدیدترین نسخه مرورگرهای مدرن استفاده کنید:



Chrome 76+ | Firefox 69+

پیوند اخلاق و قدرت در غزوات پیامبر(ص): خوانشی در فلسفه تربیت اسلامی

عین اله عابدی

 

در تاریخ جنگ‌های بشری، غالباً قدرت با سلطه، خشونت و حذف دیگری همراه بوده است؛ اما سیره تربیتی پیامبر اکرم(ص) الگویی متفاوت و تمدنی از نسبت میان «قدرت» و «اخلاق» ارائه می‌دهد. در نگاه نبوی، جنگ نه عرصه انتقام و برتری‌جویی، بلکه میدان دفاع از حقیقت، عدالت و کرامت انسانی است. از همین رو، یکی از بنیادی‌ترین اصول تربیتی در غزوات پیامبر، پیوند عمیق میان قدرت و اخلاق بود؛ اصلی که نشان می‌دهد قدرت اگر از اخلاق جدا شود به استبداد و خشونت می‌انجامد و اخلاق نیز بدون قدرت، توان پاسداری از حق و عدالت را نخواهد داشت.

در فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی، انسان موجودی دو ساحتی است که باید هم در بُعد توانمندی و هم در بُعد فضیلت رشد یابد. تربیت اسلامی هرگز به دنبال پرورش انسان ضعیف، منفعل و منزوی نیست؛ بلکه هدف آن ساخت انسانی مقتدر، مسئول، عادل و مهربان است. بر این اساس، قدرت در اندیشه اسلامی ذاتاً مذموم نیست، بلکه ارزش آن به نحوه به‌کارگیری آن وابسته است. پیامبر اسلام(ص) در میدان‌های نبرد، این حقیقت را به‌صورت عملی تعلیم داد که اقتدار حقیقی در مهار خشم، رعایت عدالت و حفظ انسانیت حتی در شرایط بحرانی جنگ آشکار می‌شود.

یکی از روشن‌ترین جلوه‌های این اصل در فتح مکه نمایان شد. پیامبر(ص) پس از سال‌ها آزار، شکنجه، تبعید و جنگ‌افروزی مشرکان، در اوج قدرت وارد مکه شد؛ اما به‌جای انتقام‌گیری گسترده فرمود: «اذهبوا فأنتم الطلقاء»؛ بروید که همه شما آزادید. این رفتار، اوج پیوند اخلاق و قدرت را نشان می‌دهد. در منطق جاهلی، پیروزی مساوی با انتقام بود، اما در منطق نبوی، قدرت وسیله‌ای برای اصلاح، هدایت و احیای کرامت انسان‌هاست. پیامبر(ص) نشان داد که بخشش در موضع قدرت، نشانه ضعف نیست بلکه عالی‌ترین مرتبه اقتدار اخلاقی است.

نمونه دیگر، دستورهای اخلاقی پیامبر(ص) به رزمندگان در غزوات است. آن حضرت مسلمانان را از کشتن زنان، کودکان، سالخوردگان، تخریب مزارع، قطع درختان و آزار غیرنظامیان نهی می‌کرد. این دستورات در زمانی صادر می‌شد که بسیاری از جنگ‌های جهان بر پایه نابودی کامل دشمن شکل می‌گرفت. در جنگ حنین و نیز در برخورد با اسیران بدر، پیامبر(ص) با اسیران انسانی و کریمانه رفتار کرد و حتی آموزش سواد به مسلمانان را راه آزادی برخی اسیران قرار داد. بدین ترتیب، جنگ در سیره نبوی به مدرسه‌ای برای تربیت اخلاقی و اجتماعی تبدیل شد.

از منظر فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی، این اصل دارای پیامی مهم است: تربیت حقیقی تنها انتقال دانش یا ایجاد مهارت نیست، بلکه تربیت باید «قدرت اخلاقی» در انسان ایجاد کند. جامعه‌ای که علم و فناوری دارد اما فاقد اخلاق است، ممکن است به خشونت ساختاری، تبعیض و سلطه دچار شود. در مقابل، جامعه‌ای که تنها به اخلاق فردی بدون توانمندی اجتماعی و مدیریتی بسنده کند، قدرت دفاع از ارزش‌های خود را نخواهد داشت. بنابراین، تربیت اسلامی به دنبال جمع میان «توانایی» و «فضیلت» است. کاربرد این اصل در نظام تعلیم و تربیت کشور بسیار گسترده است. نخست آنکه مدارس و دانشگاه‌ها باید به‌جای تربیت صرفاً حافظه‌محور، نسلی مسئول، عدالت‌خواه و دارای خودکنترلی اخلاقی پرورش دهند. دوم آنکه مدیران آموزشی باید بیاموزند که اقتدار تربیتی با تحقیر، اجبار و خشونت تفاوت دارد؛ بلکه معلم موفق کسی است که در کنار نظم و قاطعیت، رحمت، احترام و عدالت را نیز رعایت کند. سوم آنکه در برنامه‌های درسی، سیره نبوی در جنگ‌ها می‌تواند به‌عنوان الگویی برای آموزش اخلاق حرفه‌ای، مسئولیت اجتماعی، مدیریت بحران و فرهنگ گفت‌وگو مورد استفاده قرار گیرد. امروز جهان بیش از هر زمان دیگری به بازخوانی این الگوی نبوی نیازمند است؛ الگویی که نشان می‌دهد می‌توان مقتدر بود اما ظالم نبود، پیروز شد اما تحقیر نکرد و جنگید اما انسانیت را فراموش ننمود. این همان تربیت تمدن‌ساز اسلام است که قدرت را در خدمت اخلاق و اخلاق را در مسیر تحقق عدالت قرار می‌دهد.