[[{"content_id":275123,"content_number":0,"portal_id":2,"lang_id":"fa","content_title":"به مناسبت برگزاری هشتمین اجلاسیه شهدای دانشجومعلم؛\r\n\r\nسی و نه به علاوه یک\/ روایت یک نویسنده کاشانی از اجلاسیه شهدای دانشجومعلم لرستان","content_rtitr":"","content_short_title":"","content_summary":"یک نویسنده اهل کاشان که میهمان نخستین اجلاسیه شهدای دانشجومعلم استان لرستان بود، از این اجلاسیه به روایت پرداخت.","content_summary_fill":1,"content_body":"شبیه یک رویاست. بعضی از دعوت&zwnj;ها انگار خاص هستند و تو نمی&zwnj;دانی برای چه و چگونه دعوت شدی؟! جوانی که تا به حال پا در خرم&zwnj;آباد نگذاشته و اصلاً نمی&zwnj;داند چگونه خود را به این شهر برساند، کنون بر صندلی ردیف سوم نشسته است و به قصارهای مجری باصفا گوش فرا می&zwnj;دهد. مجری مناظرهٔ کربلا و کعبه را می&zwnj;خواند و به این دو بیت می&zwnj;رسد: کعبه گفتا مرتضی در من به دنیا آمده\/ این شرافت بس که من خود زادگاه حیدرم\/ کربلا گفتا علی بوده سه شب مهمان تو\/ من حسینش را گرفتم تا قیامت در برم\r\n\r\nمبهوت این مناظره می&zwnj;شوم. به راستی چگونه قیاسی است؟! در یک طرف نماد آزادگی و در طرفی دیگر نماد بندگی. احساسات گاهی بر همه چیز چیره می&zwnj;شوند. به ویژه آنگاه که بچه شیعه&zwnj;ای را با امام سومش روبه&zwnj;رو می&zwnj;سازند.\r\n\r\nصحنه را دارند آماده می&zwnj;کنند. چه خبر است؟! دختران فرهنگی، گویا قصد دارند، فرهنگ&zwnj;سازی کنند. برای ما از آرزوی بانویی ایرانی می&zwnj;گویند که خواهان جنگ با بعثی&zwnj;ها است. معلم است و به بچه&zwnj;ها قرآن می&zwnj;آموزد. هر آنچه می&zwnj;نویسد خود را در آغاز یا در پایان نوشته&zwnj;اش شهیده می&zwnj;نامد. شهیده&zwnj;ای که همواره آرزوی شهادت دارد و بر اثر بمباران به آرزوی دیرینه&zwnj;اش دست می&zwnj;یابد. این وسط چرا من احساسی می&zwnj;شوم؟! چرا من با ناله&zwnj;های سوزناک مادر شهیده ناهید احمدی&zwnj;مقدم دلم آتش می&zwnj;گیرد؟!&nbsp;\r\n\r\nاین بار دیگر چه خبر است؟! راوی همه را به پا می&zwnj;خیزاند. مردی بر دستان فرشتگان حمل می&zwnj;شود. می&zwnj;گویند گمنام است، اما چه گمنامی&zwnj;ای؟! کدام گمنامی را می&zwnj;شناسید که گل یاس و محمدی او را در آغوش گیرند و بوسه&zwnj;ها به استقبالش روند. کدام گمنامی را می&zwnj;شناسید که سرداری در برابرش تمام&zwnj;قد بایستد و امام جمعه&zwnj;ای برایش اشک ریزد. من که چنین گمنامی نمی&zwnj;شناسم.&nbsp;\r\n\r\nآری! خداوند اگر بخواهد کودک افتاده در چاه را عزیز مصر می&zwnj;کند و شخصی که حتی اسم هم ندارد به عرش برین می&zwnj;رساند.\r\n\r\nتازه می&zwnj;فهمم چرا اجلاسیه را در ساعت ۱+۸:۳۹\r\n\r\nدقیقه برگزار کردند. ۳۹ شهید دانشجو معلم و یک شهید گمنام که مهمان اولین اجلاسیهٔ ۳۹ شهید دانشجو معلم استان لرستان بود.\r\n\r\nبه قلم محمدعلی کاظمی نصرآبادی\r\n","content_html":"<p>شبیه یک رویاست. بعضی از دعوت&zwnj;ها انگار خاص هستند و تو نمی&zwnj;دانی برای چه و چگونه دعوت شدی؟! جوانی که تا به حال پا در خرم&zwnj;آباد نگذاشته و اصلاً نمی&zwnj;داند چگونه خود را به این شهر برساند، کنون بر صندلی ردیف سوم نشسته است و به قصارهای مجری باصفا گوش فرا می&zwnj;دهد. مجری مناظرهٔ کربلا و کعبه را می&zwnj;خواند و به این دو بیت می&zwnj;رسد: کعبه گفتا مرتضی در من به دنیا آمده\/ این شرافت بس که من خود زادگاه حیدرم\/ کربلا گفتا علی بوده سه شب مهمان تو\/ من حسینش را گرفتم تا قیامت در برم<\/p>\r\n\r\n<p>مبهوت این مناظره می&zwnj;شوم. به راستی چگونه قیاسی است؟! در یک طرف نماد آزادگی و در طرفی دیگر نماد بندگی. احساسات گاهی بر همه چیز چیره می&zwnj;شوند. به ویژه آنگاه که بچه شیعه&zwnj;ای را با امام سومش روبه&zwnj;رو می&zwnj;سازند.<\/p>\r\n\r\n<p>صحنه را دارند آماده می&zwnj;کنند. چه خبر است؟! دختران فرهنگی، گویا قصد دارند، فرهنگ&zwnj;سازی کنند. برای ما از آرزوی بانویی ایرانی می&zwnj;گویند که خواهان جنگ با بعثی&zwnj;ها است. معلم است و به بچه&zwnj;ها قرآن می&zwnj;آموزد. هر آنچه می&zwnj;نویسد خود را در آغاز یا در پایان نوشته&zwnj;اش شهیده می&zwnj;نامد. شهیده&zwnj;ای که همواره آرزوی شهادت دارد و بر اثر بمباران به آرزوی دیرینه&zwnj;اش دست می&zwnj;یابد. این وسط چرا من احساسی می&zwnj;شوم؟! چرا من با ناله&zwnj;های سوزناک مادر شهیده ناهید احمدی&zwnj;مقدم دلم آتش می&zwnj;گیرد؟!&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>این بار دیگر چه خبر است؟! راوی همه را به پا می&zwnj;خیزاند. مردی بر دستان فرشتگان حمل می&zwnj;شود. می&zwnj;گویند گمنام است، اما چه گمنامی&zwnj;ای؟! کدام گمنامی را می&zwnj;شناسید که گل یاس و محمدی او را در آغوش گیرند و بوسه&zwnj;ها به استقبالش روند. کدام گمنامی را می&zwnj;شناسید که سرداری در برابرش تمام&zwnj;قد بایستد و امام جمعه&zwnj;ای برایش اشک ریزد. من که چنین گمنامی نمی&zwnj;شناسم.&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>آری! خداوند اگر بخواهد کودک افتاده در چاه را عزیز مصر می&zwnj;کند و شخصی که حتی اسم هم ندارد به عرش برین می&zwnj;رساند.<\/p>\r\n\r\n<p>تازه می&zwnj;فهمم چرا اجلاسیه را در ساعت ۱+۸:۳۹<\/p>\r\n\r\n<p>دقیقه برگزار کردند. ۳۹ شهید دانشجو معلم و یک شهید گمنام که مهمان اولین اجلاسیهٔ ۳۹ شهید دانشجو معلم استان لرستان بود.<\/p>\r\n\r\n<p><strong>به قلم محمدعلی<\/strong> <strong>کاظمی<\/strong> <strong>نصرآبادی<\/strong><\/p>\r\n","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2024-12-07 12:17:24","content_date_event":"2024-12-07 12:17:24","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2024-12-07 12:39:29","content_date_register":"2024-12-07 12:27:23","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":101854,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":1000069,"eid":1000069,"attach_title":"سی و نه به علاوه یک\/ روایت یک نویسنده کاشانی از اجلاسیه شهدای دانشجومعلم لرستان 2","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/2\/attach\/202412\/881000_2880690006_150_100.webp","300":".\/cache\/2\/attach\/202412\/881000_2880690006_300_200.webp","400":".\/cache\/2\/attach\/202412\/881000_2880690006_400_267.webp","600":".\/cache\/2\/attach\/202412\/881000_2880690006_600_400.webp","900":".\/cache\/2\/attach\/202412\/881000_2880690006_900_600.webp","1200":".\/cache\/2\/attach\/202412\/881000_2880690006_960_640.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":2880690006,"files":{"original":{"url":".\/file\/2\/attach\/202412\/881000_2880690006.jpg","width":960,"height":640,"size":0}}}]}]]