[[{"content_id":294548,"content_number":0,"portal_id":2,"lang_id":"fa","content_title":"شهروندی در کف خیابان","content_rtitr":"","content_short_title":"","content_summary":"طوفانِ آتش و آهن که آمریکا و رژیم منحوس صهیونیستی بر پیکر این سرزمین فرو ریختند، ناخواسته واژه ای نو در قاموس تمدن بشری آفرید: شهروندیِ میدانی. ایرانیان به جهانیان آموختند که حقیقتِ شهروندی را نه در مُهرِ شناسنامه های سربی، که در کفِ خیابان های بیدار و بی خواب باید جستجو کرد. ","content_summary_fill":1,"content_body":"شهروندی در کف خیابان\r\nفرهاد علی پور عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان\r\n\r\n\r\nطوفانِ آتش و آهن که آمریکا و رژیم منحوس صهیونیستی بر پیکر این سرزمین فرو ریختند، ناخواسته واژه&zwnj;ای نو در قاموس تمدن بشری آفرید: شهروندیِ میدانی. ایرانیان به جهانیان آموختند که حقیقتِ شهروندی را نه در مُهرِ شناسنامه&zwnj;های سربی، که در کفِ خیابان&zwnj;های بیدار و بی&zwnj;خواب باید جستجو کرد. آنجا که شب، عبایِ مخملینِ ظلمت را بر دوش آسمان می&zwnj;افکند، ما آستینِ همت را تا مِرفقِ غیرت بالا می&zwnj;زنیم و خیابان را به معبدِ استقامت بدل می&zwnj;سازیم. در ظلماتِ تهدید، خیابان&zwnj;های ما روشن&zwnj;تر از طلوع فجرند؛ چرا که گام&zwnj;های آهنینِ مردم، مشعلِ راهِ رزمندگانی است که در ثغورِ ناموس، با تانک&zwnj;های تفرقه و موشک&zwnj;های کین در ستیزی حماسی به سر می&zwnj;برند. تاریخ، بار دیگر صحنه&zwnj;ی کارزارِ حق و باطل را در این پهنه گشوده است و خصمِ زبون، پنداشته که ایران بی&zwnj;مدافع مانده و تهران، شامِ بی&zwnj;شمشیر است. غافل از آنکه هر وجب از کفِ خیابان، سنگر دوم این ملت است و هر سنگفرش، کفِ دستِ پینه&zwnj;بسته&zwnj;ی دعاکننده&zwnj;ای است که رو به قبله&zwnj;ی ایستادگی تا عرش برین بالا می&zwnj;رود.\r\n\r\nدر هیاهوی شب&zwnj;های بیمناک، مردم ما نه از وحشتِ سایه&zwnj;ی بمب&zwnj;های دشمن، که از شوقِ تماشای چشمانِ خیسِ مادرانی به خیابان می&zwnj;آیند که فرزندانِ شیردلشان در خط مقدم، جای خالیِ پدرانِ آسمانی را با مشت&zwnj;های گره&zwnj;کرده&zwnj;ی خویش پُر کرده&zwnj;اند. شهروندانی که با همدلیِ اسطوره&zwnj;ای، قرآن به سینه می&zwnj;فشارند و در میان دودِ غلیظِ جنگ روانی، با زمزمه&zwnj;ی سوره&zwnj;ی مبارکه&zwnj;ی فتح، قلبِ تاریخ را مَسخرِ اضطراب می&zwnj;کنند. در ایران، خیابان دیگر شاهراهِ عبور خودروهای بی&zwnj;روح نیست؛ خیابان شریانِ حیات و نبضِ کوبنده&zwnj;ی تمدنی کهن است که دشمنان می&zwnj;پنداشتند با تحریم و تهدید، طپشِ آن را جاودانه خاموش کرده&zwnj;اند. اما اکنون که خورشید به مغرب می&zwnj;گراید، این رگ&zwnj;های سرخ، از خونِ سیاوشانِ معاصر لبریز می&zwnj;شود و فریاد می&zwnj;زند که جان، هنوز در تنِ این سرزمین جاریست.\r\n\r\nدر این نبردِ نابرابر که دیوِ آهن و اژدهای آتش، جانِ خاکِ مقدس را نشانه رفته&zwnj;اند، ما با حنجره&zwnj;هایی از جنس امید و اراده&zwnj;ی کوهستان به میدان آمده&zwnj;ایم تا بر طبلِ رسوای عالم بکوبیم که این خانه، صاحب دارد. سخت در اشتباهند آنان که مفهومِ شهروندی را در صندوق&zwnj;های رأی و دفاتر مالیات محصور کرده&zwnj;اند؛ شهروندیِ ما در کف خیابان، رزمنامه&zwnj;ای است که با کفش&zwnj;های غبارآلود اما با دل&zwnj;های آسمانی نگاشته می&zwnj;شود.\r\n\r\nدر ایران، وحدت، واژه&zwnj;ی زینتیِ دیوارنگاره&zwnj;ها نیست؛ وحدت در این سرزمین، گرمای تنِ جمعیتی است که در سردترین شب&zwnj;های بیم و هراس، شانه&zwnj;هایشان را چنان به هم می&zwnj;سایند که بادِ تهدیدِ دشمن، قدرت عبور از میان صفوفشان را نمی&zwnj;یابد. ما فرزندان خلف همان غیورمردانی هستیم که در جنگ هشت&zwnj;ساله، نانِ خشکِ مقاومت را میان یکدیگر تقسیم می&zwnj;کردیم و اینک نیز با دستانِ تهی اما با روحی فولادین، پشتِ ایران عزیز ایستاده&zwnj;ایم. بگذارید دشمن، چشمانِ کورِ ماهواره&zwnj;های جاسوسی&zwnj;اش را به آسمانِ نیلی بدوزد تا ببیند نقشه&zwnj;ی این سرزمین اهورایی را نه با خطوط مرزی، که با صفوفِ به&zwnj;هم&zwnj;پیوسته&zwnj;ی همین شب&zwnj;زنده&zwnj;دارانِ قیام&zwnj;کرده ترسیم می&zwnj;کنیم. و این است جانِ کلام و جوهره&zwnj;ی شهروندی در کف خیابان: اینکه در تاریک&zwnj;ترین لحظه&zwnj;ی تاریخ، درخشان&zwnj;ترین فانوسِ رزمندگان کشورت باشی و به دشمن بفهمانی که میانِ آتشِ کینه&zwnj;ی او و خاکِ مقدس ایران، اقیانوسی از جان&zwnj;های بیدار و سینه&zwnj;های سپرکرده، موج می&zwnj;زند.\r\n","content_html":"<p>شهروندی در کف خیابان<br \/>\r\nفرهاد علی پور عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان<\/p>\r\n\r\n<p><br \/>\r\nطوفانِ آتش و آهن که آمریکا و رژیم منحوس صهیونیستی بر پیکر این سرزمین فرو ریختند، ناخواسته واژه&zwnj;ای نو در قاموس تمدن بشری آفرید: شهروندیِ میدانی. ایرانیان به جهانیان آموختند که حقیقتِ شهروندی را نه در مُهرِ شناسنامه&zwnj;های سربی، که در کفِ خیابان&zwnj;های بیدار و بی&zwnj;خواب باید جستجو کرد. آنجا که شب، عبایِ مخملینِ ظلمت را بر دوش آسمان می&zwnj;افکند، ما آستینِ همت را تا مِرفقِ غیرت بالا می&zwnj;زنیم و خیابان را به معبدِ استقامت بدل می&zwnj;سازیم. در ظلماتِ تهدید، خیابان&zwnj;های ما روشن&zwnj;تر از طلوع فجرند؛ چرا که گام&zwnj;های آهنینِ مردم، مشعلِ راهِ رزمندگانی است که در ثغورِ ناموس، با تانک&zwnj;های تفرقه و موشک&zwnj;های کین در ستیزی حماسی به سر می&zwnj;برند. تاریخ، بار دیگر صحنه&zwnj;ی کارزارِ حق و باطل را در این پهنه گشوده است و خصمِ زبون، پنداشته که ایران بی&zwnj;مدافع مانده و تهران، شامِ بی&zwnj;شمشیر است. غافل از آنکه هر وجب از کفِ خیابان، سنگر دوم این ملت است و هر سنگفرش، کفِ دستِ پینه&zwnj;بسته&zwnj;ی دعاکننده&zwnj;ای است که رو به قبله&zwnj;ی ایستادگی تا عرش برین بالا می&zwnj;رود.<\/p>\r\n\r\n<p>در هیاهوی شب&zwnj;های بیمناک، مردم ما نه از وحشتِ سایه&zwnj;ی بمب&zwnj;های دشمن، که از شوقِ تماشای چشمانِ خیسِ مادرانی به خیابان می&zwnj;آیند که فرزندانِ شیردلشان در خط مقدم، جای خالیِ پدرانِ آسمانی را با مشت&zwnj;های گره&zwnj;کرده&zwnj;ی خویش پُر کرده&zwnj;اند. شهروندانی که با همدلیِ اسطوره&zwnj;ای، قرآن به سینه می&zwnj;فشارند و در میان دودِ غلیظِ جنگ روانی، با زمزمه&zwnj;ی سوره&zwnj;ی مبارکه&zwnj;ی فتح، قلبِ تاریخ را مَسخرِ اضطراب می&zwnj;کنند. در ایران، خیابان دیگر شاهراهِ عبور خودروهای بی&zwnj;روح نیست؛ خیابان شریانِ حیات و نبضِ کوبنده&zwnj;ی تمدنی کهن است که دشمنان می&zwnj;پنداشتند با تحریم و تهدید، طپشِ آن را جاودانه خاموش کرده&zwnj;اند. اما اکنون که خورشید به مغرب می&zwnj;گراید، این رگ&zwnj;های سرخ، از خونِ سیاوشانِ معاصر لبریز می&zwnj;شود و فریاد می&zwnj;زند که جان، هنوز در تنِ این سرزمین جاریست.<\/p>\r\n\r\n<p>در این نبردِ نابرابر که دیوِ آهن و اژدهای آتش، جانِ خاکِ مقدس را نشانه رفته&zwnj;اند، ما با حنجره&zwnj;هایی از جنس امید و اراده&zwnj;ی کوهستان به میدان آمده&zwnj;ایم تا بر طبلِ رسوای عالم بکوبیم که این خانه، صاحب دارد. سخت در اشتباهند آنان که مفهومِ شهروندی را در صندوق&zwnj;های رأی و دفاتر مالیات محصور کرده&zwnj;اند؛ شهروندیِ ما در کف خیابان، رزمنامه&zwnj;ای است که با کفش&zwnj;های غبارآلود اما با دل&zwnj;های آسمانی نگاشته می&zwnj;شود.<\/p>\r\n\r\n<p>در ایران، وحدت، واژه&zwnj;ی زینتیِ دیوارنگاره&zwnj;ها نیست؛ وحدت در این سرزمین، گرمای تنِ جمعیتی است که در سردترین شب&zwnj;های بیم و هراس، شانه&zwnj;هایشان را چنان به هم می&zwnj;سایند که بادِ تهدیدِ دشمن، قدرت عبور از میان صفوفشان را نمی&zwnj;یابد. ما فرزندان خلف همان غیورمردانی هستیم که در جنگ هشت&zwnj;ساله، نانِ خشکِ مقاومت را میان یکدیگر تقسیم می&zwnj;کردیم و اینک نیز با دستانِ تهی اما با روحی فولادین، پشتِ ایران عزیز ایستاده&zwnj;ایم. بگذارید دشمن، چشمانِ کورِ ماهواره&zwnj;های جاسوسی&zwnj;اش را به آسمانِ نیلی بدوزد تا ببیند نقشه&zwnj;ی این سرزمین اهورایی را نه با خطوط مرزی، که با صفوفِ به&zwnj;هم&zwnj;پیوسته&zwnj;ی همین شب&zwnj;زنده&zwnj;دارانِ قیام&zwnj;کرده ترسیم می&zwnj;کنیم. و این است جانِ کلام و جوهره&zwnj;ی شهروندی در کف خیابان: اینکه در تاریک&zwnj;ترین لحظه&zwnj;ی تاریخ، درخشان&zwnj;ترین فانوسِ رزمندگان کشورت باشی و به دشمن بفهمانی که میانِ آتشِ کینه&zwnj;ی او و خاکِ مقدس ایران، اقیانوسی از جان&zwnj;های بیدار و سینه&zwnj;های سپرکرده، موج می&zwnj;زند.<\/p>\r\n","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2026-04-22 15:22:09","content_date_event":"2026-04-22 15:22:09","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2026-04-22 15:23:12","content_date_register":"2026-04-22 15:23:12","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":80476,"eid":0,"attach_title":null,"attaches":[{"sizes":{"150":".\/file\/2\/attach\/197001\/attach.png","300":".\/file\/2\/attach\/197001\/attach.png","400":".\/file\/2\/attach\/197001\/attach.png","600":".\/file\/2\/attach\/197001\/attach.png","900":".\/file\/2\/attach\/197001\/attach.png","1200":".\/file\/2\/attach\/197001\/attach.png"}}]}]]