[[{"content_id":294647,"content_number":0,"portal_id":2,"lang_id":"fa","content_title":"شخصیت دونالد ترامپ در آینه فلسفه هایدگر: از «خودِ دیگری» تا سیاستِ سرگردان","content_rtitr":"","content_short_title":"","content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"عین اله عابدی\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمقدمه: در اندیشه مارتین هایدگر، &laquo;وجود غیراصیل&raquo; وضعیتی است که انسان در آن از خویشِ حقیقی&zwnj;اش فاصله می&zwnj;گیرد و به جای زیستن بر پایه انتخاب آگاهانه و پذیرش مسئولیت، در هیاهوی &laquo;خودِ دیگری&raquo; گم می&zwnj;شود. هایدگر سه نشانه کلیدی برای این زندگیِ غیراصیل (از خود بیگانه) برمی&zwnj;شمارد: &laquo;وراجی&raquo;، &laquo;کنجکاوی&raquo; و &laquo;ابهام&raquo;. این سه&zwnj;گانه، نه تنها ساختارهای وجودی زندگی روزمره&zwnj; اند، بلکه الگوهایی برای تحلیل رفتارهایی به شمار می&zwnj;روند که در سطحی کلان، به&zwnj;ویژه در عرصه&zwnj;ی سیاست، عینیت پیدا می&zwnj;کنند. دونالد ترامپ، رئیس&zwnj;جمهور ایالات متحده، در مواجهه با پرونده ایران و در کلیت گفتمان سیاسی&zwnj;اش، نمونه&zwnj;ای تقریباً کامل از این &laquo;وجود غیراصیل&raquo; را به نمایش می&zwnj;گذارد. در این یادداشت، پس از واکاوی مختصر سه خصلت هایدگری، نشان داده خواهد شد که چگونه توییت&zwnj;ها، شعارها و تصمیم&zwnj;های او، تجلی عینی همان سرگردانی&zwnj;ای است که فیلسوف آلمانی از آن هشدار داده بود.\r\n\r\n۱. سه&zwnj;گانه شخصیت غیر اصیل: وقتی زبان از حقیقت فاصله می&zwnj;گیرد\r\n\r\nالف) وراجی (یاوه&zwnj;گویی)\r\nدر نگاه هایدگر، وراجی گفتاری است که در آن &laquo;خودِ سخن گفتن&raquo; بر &laquo;محتوای سخن&raquo; پیشی می&zwnj;گیرد. فرد بدون آنکه درستی یا نادرستی گزاره&zwnj;ای را بیازماید، آن را از فضای عمومی، رسانه&zwnj;ها یا افکار غالب وام می&zwnj;گیرد و بی&zwnj;درنگ بازتولید می&zwnj;کند. در این وضعیت، زبان به ابزاری برای پر کردن سکوت و جلب توجه بدل می&zwnj;شود، نه راهی برای مواجهه با واقعیت. سخن، دیگر پلی به سوی فهم نیست، بلکه صدایی است که تنها برای شنیده شدن تولید می&zwnj;شود.\r\n\r\nب) کنجکاوی (نوجویی)\r\nاین خصلت، ناخنک زدن و میل بی&zwnj;قرار به &laquo;تازه&zwnj;ترها&raquo;ست، بدون آن&zwnj;که فرصتی برای تأمل در &laquo;پیشین&zwnj;ترها&raquo; فراهم آید. انسان کنجکاو ناخنک زن همواره در حال لغزیدن از یک موضع به موضع دیگر است، بی&zwnj;آنکه هیچ&zwnj;یک را درونی کند یا به سرانجام برساند. او به جای پرسش از &laquo;چرایی&raquo;، تنها به دنبال &laquo;چه چیزِ بعدی؟&raquo; می&zwnj;گردد و هر لحظه، قولی تازه را جایگزین قول پیشین می&zwnj;کند، بی&zwnj;آنکه هیچ&zwnj;یک را پرسش&zwnj;گرانه بسنجد.\r\n\r\nج) ابهام (سردرگمی و دوپهلویی)\r\nبرآیند وراجی و کنجکاوی، وضعیتی است که هایدگر آن را &laquo;ابهام&raquo; می&zwnj;نامد. در این مرحله، فرد هیچ رأی شخصیِ پایدار یا تعهدیِ اصیل ندارد و متاثر از رفتار دیگران است. همه&zwnj;چیز را می&zwnj;تواند بازگو کند، اما به هیچ&zwnj;چیز پایبند نیست. او با &laquo;سخنانِ دیگران درباره واقعیت&raquo; زندگی می&zwnj;کند، نه با خودِ واقعیت. نتیجه، نوعی سرگیجه وجودی است که در آن مرزهای درست و نادرست، جنگ و صلح، یا مسئولیت و نمایش، محو می&zwnj;شود و انسان در میان &laquo;همه&zwnj;چیز&raquo; گم می&zwnj;گردد، بی&zwnj;آنکه &laquo;چیزی&raquo; را بشناسد.\r\n\r\n۲. تجلی سه&zwnj;گانه هایدگری در گفتمان ترامپ درباره ایران\r\n\r\nدونالد ترامپ، در مواجهه با ایران و در کلیت کنشگری سیاسی&zwnj;اش، این سه&zwnj;گانه هایدگری را نه به&zwnj;صورت پراکنده، که به&zwnj;مثابه یک الگوی رفتاریِ ساختارمند بازتولید می&zwnj;کند.\r\n\r\nنخست، وراجی آنجا نمایان می&zwnj;شود که تهدیدها و شعارهایش فاقد پشتوانه راهبردی یا تعریف روشن از اهداف&zwnj;اند. جملاتی چون &laquo;بازگرداندن ایران به عصر حجر&raquo; یا &laquo;تحویل پیروزیِ سریع و قاطع&raquo;، بیش از آنکه بیانگر یک برنامه عملی باشند، تلاشی برای تولید هیاهو و تثبیت تصویرِ قدرت&zwnj;نمایی&zwnj;اند. در این گفتار، &laquo;حرف زدن&raquo; خود به غایت تبدیل می&zwnj;شود و محتوا در سایه نمایش محو می&zwnj;گردد؛ دقیقاً همان &laquo;خودِ گفتن&raquo; که هایدگر از آن سخن می&zwnj;گوید. تکرار شعارهایی مانند &laquo;بیایید ایران را دوباره بزرگ کنیم&raquo; یا &laquo;عشق، صلح و رفاه عظیم برای ایران&raquo;، بدون آنکه به سیاست خارجیِ مشخصی ترجمه شوند، نمونه بارزِ انتقالِ واژگانِ رسانه&zwnj;ای به توده، بی&zwnj;راستی&zwnj;آزمایی، است.\r\n\r\nدوم، ناخنک زدن و کنجکاویِ بی&zwnj;مکث او در تغییر مواضع، نمونه&zwnj;ای عینی از &laquo;نوجویی&raquo; هایدگری است. ترامپ بارها از یک قطب به قطبِ مخالف می&zwnj;جهد: روزی بر لزوم تغییر رژیم تأکید می&zwnj;کند و فردای آن روز، از هراسِ &laquo;هرج&zwnj;ومرج&raquo; سخن می&zwnj;گوید؛ گاهی اولتیماتوم می&zwnj;دهد و ساعاتی بعد، درِ مذاکره را باز اعلام می&zwnj;کند. این جابه&zwnj;جایی&zwnj;های لحظه&zwnj;ای، نشان از آن دارد که او هرگز در یک استراتژی تأمل نمی&zwnj;کند، بلکه همواره در جست&zwnj;وجوی &laquo;تازه&zwnj;ترین واکنش&raquo; یا &laquo;جذاب&zwnj;ترین تیتر&raquo; است. در این میان، پرسش از &laquo;آیا این راه درست است؟&raquo; جای خود را به &laquo;حالا چه بگویم که بیشتر دیده شوم؟&raquo; می&zwnj;دهد. او هرگز نمی&zwnj;پرسد &laquo;واقعاً چه می&zwnj;خواهم؟&raquo;، بلکه می&zwnj;پرسد &laquo;بعدش چه خبر؟&raquo;.\r\n\r\nسوم، ابهامِ حاصل از این دو خصلت، چنان در گفتمان ترامپ ریشه می&zwnj;دواند که حتی نزدیک&zwnj;ترین متحدان و نهادهای رسمی نیز از تفسیر منظور او درمانده&zwnj;اند. گزارش&zwnj;های متعدد از سردرگمی فرماندهان نظامی و دیپلمات&zwnj;ها به دلیل تناقض&zwnj;گویی&zwnj;های پی&zwnj;درپی او، گواهی بر این مدعاست. وقتی در یک روز واحد، همزمان از &laquo;پیشروی نظامی&raquo;، &laquo;اولتیماتوم نهایی&raquo; و &laquo;تمایل به مذاکره&raquo; سخن می&zwnj;گوید، مرزهای واقعیتِ سیاست خارجی مخدوش می&zwnj;شود. در چنین فضایی، ترامپ نه با جهانِ عینی، که با &laquo;بازتاب&zwnj;های رسانه&zwnj;ایِ جهان&raquo; سروکار دارد و باورهای بی&zwnj;ریشه را چنان با اطمینان بازگو می&zwnj;کند که گویی حقیقتِ مطلق&zwnj;اند. این، اوجِ &laquo;ابهام&raquo; هایدگری است: گم&zwnj;شدن در هیاهوی قول&zwnj;ها، بی&zwnj;آنکه پرسشی از خودِ واقعیت در میان باشد.\r\n\r\n۳. جمع&zwnj;بندی: سیاستِ سرگردان و فرار از خویشتن\r\n\r\nاز منظر هایدگر، &laquo;وجود غیراصیل&raquo; فرار از مسئولیتِ خویش و پناه بردن به آسودگیِ &laquo;دیگری&raquo; است. دونالد ترامپ، در مواجهه با پرونده ایران، &laquo;خودِ اصیلی&raquo; ندارد که بر پایه درکِ عمیق از واقعیت و پذیرشِ پیامدهای تاریخی تصمیم بگیرد. او در &laquo;خودِ دیگری&raquo; &nbsp;ازجمله وجود شیطانی &laquo;نتانیاهو&raquo; حل شده است: وراجی می&zwnj;کند تا دیده شود، کنجکاوی می&zwnj;ورزد تا تازه&zwnj;تر بماند، و در ابهام فرو می&zwnj;رود تا مسئولیتِ انتخابِ روشن را از دوشِ خویش بردارد. نتیجه، سیاستی است که به جای هدایت، سرگردانی می&zwnj;آفریند؛ به جای ثبات، تعلیق؛ و به جای مواجهه با حقیقت، تکرارِ نمایش.\r\n\r\nهایدگر هشدار می&zwnj;دهد که انسانِ غیراصیل، &laquo;امکان&zwnj;هایش را پراکنده می&zwnj;کند و تنها در انتظارِ پایان می&zwnj;ماند&raquo;. ترامپ با هر توییتِ متناقض و هر چرخشِ ناگهانی، نه تنها امنیت منطقه و جهان را در معرض مخاطره قرار می&zwnj;دهد، که خویشِ حقیقی&zwnj;اش را نیز از دست می&zwnj;دهد. در سیاستی که با هیاهو آغاز می&zwnj;شود و با سردرگمی پایان می&zwnj;یابد، تنها آنچه می&zwnj;ماند، سایه سنگینِ &laquo;آن&zwnj;ها&raquo;ست بر اراده فردی که می&zwnj;توانست اصیل باشد، اما ترجیح داد در میان جمع، گم شود.\r\n","content_html":"<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\"><strong>عین اله عابدی<\/strong><\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\"><strong>مقدمه:<\/strong> در اندیشه مارتین هایدگر، &laquo;وجود غیراصیل&raquo; وضعیتی است که انسان در آن از خویشِ حقیقی&zwnj;اش فاصله می&zwnj;گیرد و به جای زیستن بر پایه انتخاب آگاهانه و پذیرش مسئولیت، در هیاهوی &laquo;خودِ دیگری&raquo; گم می&zwnj;شود. هایدگر سه نشانه کلیدی برای این زندگیِ غیراصیل (از خود بیگانه) برمی&zwnj;شمارد: &laquo;وراجی&raquo;، &laquo;کنجکاوی&raquo; و &laquo;ابهام&raquo;. این سه&zwnj;گانه، نه تنها ساختارهای وجودی زندگی روزمره&zwnj; اند، بلکه الگوهایی برای تحلیل رفتارهایی به شمار می&zwnj;روند که در سطحی کلان، به&zwnj;ویژه در عرصه&zwnj;ی سیاست، عینیت پیدا می&zwnj;کنند<span dir=\"LTR\">.<\/span> دونالد ترامپ، رئیس&zwnj;جمهور ایالات متحده، در مواجهه با پرونده ایران و در کلیت گفتمان سیاسی&zwnj;اش، نمونه&zwnj;ای تقریباً کامل از این &laquo;وجود غیراصیل&raquo; را به نمایش می&zwnj;گذارد. در این یادداشت، پس از واکاوی مختصر سه خصلت هایدگری، نشان داده خواهد شد که چگونه توییت&zwnj;ها، شعارها و تصمیم&zwnj;های او، تجلی عینی همان سرگردانی&zwnj;ای است که فیلسوف آلمانی از آن هشدار داده بود<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\"><strong>۱<\/strong><strong><span dir=\"LTR\">. <\/span><\/strong><strong>سه&zwnj;گانه<\/strong> <strong>شخصیت غیر اصیل: وقتی زبان از حقیقت فاصله می&zwnj;گیرد<\/strong><\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\"><strong>الف) وراجی (یاوه&zwnj;گویی)<\/strong><br \/>\r\nدر نگاه هایدگر، وراجی گفتاری است که در آن &laquo;خودِ سخن گفتن&raquo; بر &laquo;محتوای سخن&raquo; پیشی می&zwnj;گیرد. فرد بدون آنکه درستی یا نادرستی گزاره&zwnj;ای را بیازماید، آن را از فضای عمومی، رسانه&zwnj;ها یا افکار غالب وام می&zwnj;گیرد و بی&zwnj;درنگ بازتولید می&zwnj;کند. در این وضعیت، زبان به ابزاری برای پر کردن سکوت و جلب توجه بدل می&zwnj;شود، نه راهی برای مواجهه با واقعیت. سخن، دیگر پلی به سوی فهم نیست، بلکه صدایی است که تنها برای شنیده شدن تولید می&zwnj;شود<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\"><strong>ب) کنجکاوی (نوجویی)<\/strong><br \/>\r\nاین خصلت، ناخنک زدن و میل بی&zwnj;قرار به &laquo;تازه&zwnj;ترها&raquo;ست، بدون آن&zwnj;که فرصتی برای تأمل در &laquo;پیشین&zwnj;ترها&raquo; فراهم آید. انسان کنجکاو ناخنک زن همواره در حال لغزیدن از یک موضع به موضع دیگر است، بی&zwnj;آنکه هیچ&zwnj;یک را درونی کند یا به سرانجام برساند. او به جای پرسش از &laquo;چرایی&raquo;، تنها به دنبال &laquo;چه چیزِ بعدی؟&raquo; می&zwnj;گردد و هر لحظه، قولی تازه را جایگزین قول پیشین می&zwnj;کند، بی&zwnj;آنکه هیچ&zwnj;یک را پرسش&zwnj;گرانه بسنجد<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\"><strong>ج) ابهام (سردرگمی و دوپهلویی)<\/strong><br \/>\r\nبرآیند وراجی و کنجکاوی، وضعیتی است که هایدگر آن را &laquo;ابهام&raquo; می&zwnj;نامد. در این مرحله، فرد هیچ رأی شخصیِ پایدار یا تعهدیِ اصیل ندارد و متاثر از رفتار دیگران است. همه&zwnj;چیز را می&zwnj;تواند بازگو کند، اما به هیچ&zwnj;چیز پایبند نیست. او با &laquo;سخنانِ دیگران درباره واقعیت&raquo; زندگی می&zwnj;کند، نه با خودِ واقعیت. نتیجه، نوعی سرگیجه وجودی است که در آن مرزهای درست و نادرست، جنگ و صلح، یا مسئولیت و نمایش، محو می&zwnj;شود و انسان در میان &laquo;همه&zwnj;چیز&raquo; گم می&zwnj;گردد، بی&zwnj;آنکه &laquo;چیزی&raquo; را بشناسد<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\"><strong>۲<\/strong><strong><span dir=\"LTR\">. <\/span><\/strong><strong>تجلی سه&zwnj;گانه هایدگری در گفتمان ترامپ درباره ایران<\/strong><\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">دونالد ترامپ، در مواجهه با ایران و در کلیت کنشگری سیاسی&zwnj;اش، این سه&zwnj;گانه هایدگری را نه به&zwnj;صورت پراکنده، که به&zwnj;مثابه یک الگوی رفتاریِ ساختارمند بازتولید می&zwnj;کند<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\"><strong>نخست، وراجی آنجا نمایان می&zwnj;شود که تهدیدها و شعارهایش فاقد پشتوانه راهبردی یا تعریف روشن از اهداف&zwnj;اند<\/strong><strong><span dir=\"LTR\">.<\/span><\/strong> جملاتی چون &laquo;بازگرداندن ایران به عصر حجر&raquo; یا &laquo;تحویل پیروزیِ سریع و قاطع&raquo;، بیش از آنکه بیانگر یک برنامه عملی باشند، تلاشی برای تولید هیاهو و تثبیت تصویرِ قدرت&zwnj;نمایی&zwnj;اند. در این گفتار، &laquo;حرف زدن&raquo; خود به غایت تبدیل می&zwnj;شود و محتوا در سایه نمایش محو می&zwnj;گردد؛ دقیقاً همان &laquo;خودِ گفتن&raquo; که هایدگر از آن سخن می&zwnj;گوید. تکرار شعارهایی مانند &laquo;بیایید ایران را دوباره بزرگ کنیم&raquo; یا &laquo;عشق، صلح و رفاه عظیم برای ایران&raquo;، بدون آنکه به سیاست خارجیِ مشخصی ترجمه شوند، نمونه بارزِ انتقالِ واژگانِ رسانه&zwnj;ای به توده، بی&zwnj;راستی&zwnj;آزمایی، است<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\"><strong>دوم، ناخنک زدن و کنجکاویِ بی&zwnj;مکث او در تغییر مواضع، نمونه&zwnj;ای عینی از &laquo;نوجویی&raquo; هایدگری است<\/strong><strong><span dir=\"LTR\">.<\/span><\/strong> ترامپ بارها از یک قطب به قطبِ مخالف می&zwnj;جهد: روزی بر لزوم تغییر رژیم تأکید می&zwnj;کند و فردای آن روز، از هراسِ &laquo;هرج&zwnj;ومرج&raquo; سخن می&zwnj;گوید؛ گاهی اولتیماتوم می&zwnj;دهد و ساعاتی بعد، درِ مذاکره را باز اعلام می&zwnj;کند. این جابه&zwnj;جایی&zwnj;های لحظه&zwnj;ای، نشان از آن دارد که او هرگز در یک استراتژی تأمل نمی&zwnj;کند، بلکه همواره در جست&zwnj;وجوی &laquo;تازه&zwnj;ترین واکنش&raquo; یا &laquo;جذاب&zwnj;ترین تیتر&raquo; است. در این میان، پرسش از &laquo;آیا این راه درست است؟&raquo; جای خود را به &laquo;حالا چه بگویم که بیشتر دیده شوم؟&raquo; می&zwnj;دهد. او هرگز نمی&zwnj;پرسد &laquo;واقعاً چه می&zwnj;خواهم؟&raquo;، بلکه می&zwnj;پرسد &laquo;بعدش چه خبر؟&raquo;.<\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\"><strong>سوم، ابهامِ حاصل از این دو خصلت، چنان در گفتمان ترامپ ریشه می&zwnj;دواند که حتی نزدیک&zwnj;ترین متحدان و نهادهای رسمی نیز از تفسیر منظور او درمانده&zwnj;اند<\/strong><strong><span dir=\"LTR\">.<\/span><\/strong> گزارش&zwnj;های متعدد از سردرگمی فرماندهان نظامی و دیپلمات&zwnj;ها به دلیل تناقض&zwnj;گویی&zwnj;های پی&zwnj;درپی او، گواهی بر این مدعاست. وقتی در یک روز واحد، همزمان از &laquo;پیشروی نظامی&raquo;، &laquo;اولتیماتوم نهایی&raquo; و &laquo;تمایل به مذاکره&raquo; سخن می&zwnj;گوید، مرزهای واقعیتِ سیاست خارجی مخدوش می&zwnj;شود. در چنین فضایی، ترامپ نه با جهانِ عینی، که با &laquo;بازتاب&zwnj;های رسانه&zwnj;ایِ جهان&raquo; سروکار دارد و باورهای بی&zwnj;ریشه را چنان با اطمینان بازگو می&zwnj;کند که گویی حقیقتِ مطلق&zwnj;اند. این، اوجِ &laquo;ابهام&raquo; هایدگری است: گم&zwnj;شدن در هیاهوی قول&zwnj;ها، بی&zwnj;آنکه پرسشی از خودِ واقعیت در میان باشد<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\"><strong>۳<\/strong><strong><span dir=\"LTR\">. <\/span><\/strong><strong>جمع&zwnj;بندی: سیاستِ سرگردان و فرار از خویشتن<\/strong><\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">از منظر هایدگر، &laquo;وجود غیراصیل&raquo; فرار از مسئولیتِ خویش و پناه بردن به آسودگیِ &laquo;دیگری&raquo; است. دونالد ترامپ، در مواجهه با پرونده ایران، &laquo;خودِ اصیلی&raquo; ندارد که بر پایه درکِ عمیق از واقعیت و پذیرشِ پیامدهای تاریخی تصمیم بگیرد. او در &laquo;خودِ دیگری&raquo; &nbsp;ازجمله وجود شیطانی &laquo;نتانیاهو&raquo; حل شده است: وراجی می&zwnj;کند تا دیده شود، کنجکاوی می&zwnj;ورزد تا تازه&zwnj;تر بماند، و در ابهام فرو می&zwnj;رود تا مسئولیتِ انتخابِ روشن را از دوشِ خویش بردارد. نتیجه، سیاستی است که به جای هدایت، سرگردانی می&zwnj;آفریند؛ به جای ثبات، تعلیق؛ و به جای مواجهه با حقیقت، تکرارِ نمایش<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">هایدگر هشدار می&zwnj;دهد که انسانِ غیراصیل، &laquo;امکان&zwnj;هایش را پراکنده می&zwnj;کند و تنها در انتظارِ پایان می&zwnj;ماند&raquo;. ترامپ با هر توییتِ متناقض و هر چرخشِ ناگهانی، نه تنها امنیت منطقه و جهان را در معرض مخاطره قرار می&zwnj;دهد، که خویشِ حقیقی&zwnj;اش را نیز از دست می&zwnj;دهد. در سیاستی که با هیاهو آغاز می&zwnj;شود و با سردرگمی پایان می&zwnj;یابد، تنها آنچه می&zwnj;ماند، سایه سنگینِ &laquo;آن&zwnj;ها&raquo;ست بر اراده فردی که می&zwnj;توانست اصیل باشد، اما ترجیح داد در میان جمع، گم شود<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\r\n","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2026-04-28 09:49:10","content_date_event":"2026-04-28 09:49:10","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2026-04-28 09:51:34","content_date_register":"2026-04-28 09:51:34","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":1000843,"eid":0,"attach_title":null,"attaches":[{"sizes":{"150":".\/file\/2\/attach\/197001\/attach.png","300":".\/file\/2\/attach\/197001\/attach.png","400":".\/file\/2\/attach\/197001\/attach.png","600":".\/file\/2\/attach\/197001\/attach.png","900":".\/file\/2\/attach\/197001\/attach.png","1200":".\/file\/2\/attach\/197001\/attach.png"}}]}]]