[[{"content_id":7325,"content_number":0,"portal_id":2,"lang_id":"fa","content_title":"مرحوم قاضی طباطبایی","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"مرحوم قاضى از نقطه نظر عمل آیتى عجیب بود؛ اهل نجف و بالاخصّ اهل علم از او داستانهائى دارند؛ در نهایت تهیدستى زندگى مى&rlm;نمود با عائله سنگین و چنان غرق توکّل و تسلیم و تفویض و توحید بود که این عائله بقدر ذرّه&rlm;اى او را از مسیر خارج نمى&rlm;کرد.\r\n\r\nیکى از رفقاى نجفى ما که فعلا از اعلام نجف است براى من مى&rlm;گفت: من یک روز بدکّان سبزى&rlm;فروشى رفته بودم؛ دیدم مرحوم قاضى خم شده و مشغول کاهو سوا کردن است؛ ولى بعکس معهود؛ کاهوهاى پلاسیده و آنهائى که داراى برگهاى خشن و بزرگ هستند برمى&rlm;دارد.\r\n\r\nمن کاملا متوجّه بودم؛ تا مرحوم قاضى کاهوها را بصاحب دکّان داد و ترازو کرد؛ و مرحوم قاضى آنها را در زیر عبا گرفت و روانه شد؛ من که در آن&rlm;وقت طلبه جوانى بودم و مرحوم قاضى مرد مسنّ و پیر مردى بود به دنبالش رفتم و عرض کردم: آقا من سؤالى دارم! شما بعکس همه چرا این کاهوهاى غیر مطلوب را سوا کردید!؟\r\n\r\nمرحوم قاضى فرمود: آقا جان من! این مرد فروشنده؛ شخص بى&rlm;بضاعت و فقیرى است؛ و من گاهگاهى به او مساعدت مى&rlm;کنم؛ و نمى&rlm;خواهم چیزى به او بلا عوض داده باشم تا اوّلا آن عزّت و شرف آبرو از بین برود؛ و ثانیا خداى ناخواسته عادت کند به مجّانى گرفتن؛ و در کسب هم ضعیف شود.\r\n\r\nو براى ما فرقى ندارد کاهوى لطیف و نازک بخوریم یا از این کاهوها؛ و من مى&rlm;دانستم که اینها بالاخره خریدارى ندارد؛ و ظهر که دکّان خود را مى&rlm;بندد؛ به بیرون خواهد ریخت&rlm;[1]؛ لذا براى عدم تضرّر او مبادرت بخریدن کردم..[2]\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\n[1] ( 1) در نجف اشرف در آخر بهار و تابستان بعلّت شدّت گرماى هوا دکّان&rlm;ها را از ظهر مى&rlm;بندند.\r\n\r\n\r\n\r\n[2] طباطبایى، محمد حسین، مهر تابان (طبع قدیم)، 1جلد، باقر العلوم علیه السلام - قم، چاپ: اول، -.","content_html":"<p dir=\"RTL\"><strong>مرحوم قاضى از نقطه نظر عمل آیتى عجیب بود؛ اهل نجف و بالاخصّ اهل علم از او داستانهائى دارند؛ در نهایت تهیدستى زندگى مى‏نمود با عائله سنگین و چنان غرق توکّل و تسلیم و تفویض و توحید بود که این عائله بقدر ذرّه‏اى او را از مسیر خارج نمى‏کرد.<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>یکى از رفقاى نجفى ما که فعلا از اعلام نجف است براى من مى‏گفت: من یک روز بدکّان سبزى‏فروشى رفته بودم؛ دیدم مرحوم قاضى خم شده و مشغول کاهو سوا کردن است؛ ولى بعکس معهود؛ کاهوهاى پلاسیده و آنهائى که داراى برگهاى خشن و بزرگ هستند برمى‏دارد.<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>من کاملا متوجّه بودم؛ تا مرحوم قاضى کاهوها را بصاحب دکّان داد و ترازو کرد؛ و مرحوم قاضى آنها را در زیر عبا گرفت و روانه شد؛ من که در آن‏وقت طلبه جوانى بودم و مرحوم قاضى مرد مسنّ و پیر مردى بود به دنبالش رفتم و عرض کردم: آقا من سؤالى دارم! شما بعکس همه چرا این کاهوهاى غیر مطلوب را سوا کردید!؟<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>مرحوم قاضى فرمود: آقا جان من! این مرد فروشنده؛ شخص بى‏بضاعت و فقیرى است؛ و من گاهگاهى به او مساعدت مى‏کنم؛ و نمى‏خواهم چیزى به او بلا عوض داده باشم تا اوّلا آن عزّت و شرف آبرو از بین برود؛ و ثانیا خداى ناخواسته عادت کند به مجّانى گرفتن؛ و در کسب هم ضعیف شود.<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>و براى ما فرقى ندارد کاهوى لطیف و نازک بخوریم یا از این کاهوها؛ و من مى‏دانستم که اینها بالاخره خریدارى ندارد؛ و ظهر که دکّان خود را مى‏بندد؛ به بیرون خواهد ریخت‏<a href=\"#_ftn1\" name=\"_ftnref1\" title=\"\"><span dir=\"LTR\"><strong>[1]<\/strong><\/span><\/a>؛ لذا براى عدم تضرّر او مبادرت بخریدن کردم..<a href=\"#_ftn2\" name=\"_ftnref2\" title=\"\"><span dir=\"LTR\"><strong>[2]<\/strong><\/span><\/a><\/strong><\/p>\r\n\r\n<div> \r\n<hr \/>\r\n<div id=\"ftn1\">\r\n<p dir=\"RTL\"><a href=\"#_ftnref1\" name=\"_ftn1\" title=\"\"><span dir=\"LTR\">[1]<\/span><\/a> ( 1) در نجف اشرف در آخر بهار و تابستان بعلّت شدّت گرماى هوا دکّان‏ها را از ظهر مى‏بندند.<\/p>\r\n<\/div>\r\n\r\n<div id=\"ftn2\">\r\n<p dir=\"RTL\"><a href=\"#_ftnref2\" name=\"_ftn2\" title=\"\"><span dir=\"LTR\">[2]<\/span><\/a> طباطبایى، محمد حسین، مهر تابان (طبع قدیم)، 1جلد، باقر العلوم علیه السلام - قم، چاپ: اول، -.<\/p>\r\n<\/div>\r\n<\/div>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2013-12-25 15:05:16","content_date_event":"2013-12-25 15:05:16","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2014-01-07 09:43:36","content_date_register":"2013-12-25 15:10:21","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":0,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":301,"eid":301,"attach_title":"قاضی طباطبایی","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/2\/attach\/201401\/17956_3581218264_103_150.webp","300":".\/cache\/2\/attach\/201401\/17956_3581218264_186_271.webp","400":".\/cache\/2\/attach\/201401\/17956_3581218264_186_271.webp","600":".\/cache\/2\/attach\/201401\/17956_3581218264_186_271.webp","900":".\/cache\/2\/attach\/201401\/17956_3581218264_186_271.webp","1200":".\/cache\/2\/attach\/201401\/17956_3581218264_186_271.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":3581218264,"files":{"original":{"url":".\/file\/2\/attach\/201401\/17956_3581218264.jpg","width":186,"height":271,"size":0}}}]}]]