یادداشت نخبگانی محمد مدرسی
نگاهی به کتاب «قیام امام حسین (ع) پس از پنجاه سال» نوشته دکتر سید جعفر شهیدی
واقعه عاشورا از ماندگارترین و سرنوشتسازترین رخدادهای تاریخ اسلام است؛ حادثهای که فهم ژرف آن تنها با روایت وقایع روز دهم محرم حاصل نمیشود، بلکه مستلزم شناخت زمینههای تاریخی، سیاسی و اجتماعی است که در گذر زمان شکل گرفت و جامعه اسلامی را به آن نقطه حساس و تعیینکننده رساند. کتاب «قیام امام حسین (ع) پس از پنجاه سال» اثر ارزشمند دکتر سید جعفر شهیدی از برجستهترین آثار پژوهشی در این حوزه است که با نگاهی تحلیلی و مستند ریشهها و عوامل پیدایش نهضت عاشورا را واکاوی میکند.
عنوان کتاب گویای اندیشه محوری نویسنده است. تعبیر «پس از پنجاه سال» (سال یازدهم ه.ق تا ۶۱ ه.ق) صرفاً اشاره به فاصله زمانی میان رحلت پیامبر اکرم (ص) و قیام عاشورا ندارد بلکه بیانگر این حقیقت است که فاجعه کربلا پیامد رخدادی ناگهانی نبود بلکه نتیجه انحرافی تدریجی بود که طی نیمقرن جامعه اسلامی را از آرمانهای نخستین اسلام دور ساخت و ارزشهای الهی را به حاشیه راند.
دکتر سید جعفر شهیدی در مقدمه کتاب تصریح میکند که مقصود او تنها گزارش وقایع عاشورا نیست بلکه میخواهد با تکیه بر منابع معتبر تاریخی، چرایی وقوع این حادثه عظیم را تبیین کند و نشان دهد چگونه جامعهای که بر پایه عدالت، آزادی، معنویت و کرامت انسانی بنا شده بود در کمتر از پنجاه سال به مرحلهای رسید که فرزند پیامبر خدا (ص) در آن مظلومانه به شهادت رسید.
این اثر در هشت فصل سامان یافته و سیر تحولات جامعه اسلامی را از رحلت پیامبر اکرم (ص) تا واقعه کربلا بهصورت منظم و پیوسته بررسی میکند. نویسنده، با تحلیل مسئله خلافت، تحولات سیاسی و اجتماعی، شکلگیری حکومت اموی، ویژگیهای حکومت یزید، مواضع و اهداف امام حسین (ع) حرکت آن حضرت از مدینه تا کربلا و سرانجام پیامدهای نهضت عاشورا تصویری روشن و مستند از عوامل شکلگیری این قیام بزرگ ارائه میدهد.
از منظر دکتر شهیدی مهمترین زمینهساز عاشورا فاصله گرفتن جامعه اسلامی از ارزشهای بنیادین اسلام بود. عدالت، جای خود را به تبعیض؛ شایستهسالاری، به خویشاوندسالاری؛ اخلاق، به دنیاطلبی و منفعتجویی و مسئولیت پذیری اجتماعی به سکوت و بیتفاوتی سپرد. در چنین فضایی، حکومت اموی با تکیه بر قدرت، ثروت و تبلیغات مسیر حکومت اسلامی را دگرگون ساخت و یزید به نماد این انحراف تاریخی بدل شد.
در چنین شرایطی امام حسین (ع) بیعت با یزید را نه یک تصمیم سیاسی بلکه تأیید انحرافی بنیادین در مسیر اسلام میدانست. ازاینرو قیام آن حضرت برای دستیابی به حکومت یا قدرت نبود بلکه حرکتی آگاهانه و مسئولانه برای احیای ارزشهای فراموششده اسلام، اصلاح امت، پاسداری از کرامت انسانی و اجرای فریضه۷۷ امر به معروف و نهی از منکر به شمار میرفت.
نویسنده همچنین بر نقش خواص، نخبگان و تودههای مردم در شکلگیری این رخداد تأکید میکند و نشان میدهد که سکوت در برابر ظلم، دنیاگرایی، ضعف بصیرت و بیتفاوتی اجتماعی، چگونه زمینهساز یکی از تلخترین حوادث تاریخ اسلام شد. از این منظر عاشورا صرفاً رویدادی متعلق به گذشته نیست بلکه درسی جاودانه و هشداری همیشگی برای همه جوامع است تا از انحراف ارزشها، استبداد و بیعدالتی غفلت نورزند.
سخن آخر
پیام نهایی کتاب آن است که نهضت امام حسین (ع) اگرچه در ظاهر با شهادت آن حضرت و یاران وفادارش پایان یافت اما در حقیقت، سرآغاز مکتبی جاودان در دفاع از حق، عدالت، آزادی و کرامت انسانی شد؛ مکتبی که مرز میان اسلام اصیل و حکومت استبدادی را آشکار ساخت و تا امروز الهامبخش آزادگان و حقیقتجویان جهان باقی مانده است.
تنظیم و گرد آوری:
محمد مدرسی
