سیدنورالدین بهروزی  دکتری فلسفه تعلیم و تربیت، مدرس دانشگاه فرهنگیان

تبیین فلسفی تعلیم و تربیت نسل زد در شرایط جنگی

۳۰ شهریور ۱۴۰۵ | ۰۷:۱۱ کد: ۲۸۰۷۴۶ خبر
تبیین فلسفی تعلیم و تربیت نسل زد در شرایط جنگی

برای تبیین فلسفی تعلیم و تربیت نسل زد (Generation z) یعنی متولدین اواخر دهه ۱۹۹۰ تا اوایل ۲۰۱۰ در شرایط جنگی تحمیل شده به ایران، باید از دو سطح عبور کنیم، یکی بازتعریف ماهیت جنگ در عصر دیجیتال و دیگری بازخوانی نسبت نسل زد با حقیقت، زمان و هویت. زیرا که این نسل، سوژه‌ای سیال و شبکه‌ای است که جنگ برای او نه در سنگرها، که در الگوریتم‌ها و روایت‌ها جریان دارد.

جنگ به مثابه واقعیت مجازی تمام‌عیار.
اگر از منظر فیلسوفانی مثل ژان بودریار به جنگ تحمیلی فعلی نگاه کنیم، جنگ خلیج فارس جنگی است که برای نسل زد رخ نداد، چون به واسطه رسانه صرفا برای آنها به نمایش تبدیل شد. برای نسل زد، جنگ دیگر صرفاً یک پدیده فیزیکی نیست، بلکه اپوخه(Epoche) یا تعلیق باور به واقعیت عینی است. این نسل به طور همزمان در دو جنگ زندگی می‌کند، یکی جنگ بیرونی که شامل تهدیدات نظامی، تحریم، اخبار شوک‌آور و ... است. و دیگری جنگ درونیِ شناختی که شامل هجوم اطلاعات انبوه، دیپ‌فیک ها، روایت‌های متضاد و ... است. تعلیم و تربیت در این بستر، نمی‌تواند مانند گذشته صرفا بر انتقال حقیقتِ واحد تکیه کند، بلکه باید توانایی زیستن در ابهام و سواد روایت‌شناختی را پرورش دهد، یعنی به متربی این توانایی را بدهد که بتواند لایه‌های واقعیت را از شبیه‌سازی‌های آن تمییز و تشخیص دهد.

هویتِ شبکه‌ای در برابر هویتِ قلمرویی.
جنگ‌های کلاسیک بر سر سرزمین هستند اما نسل زد هویت خود را در شبکه تعریف می‌کند. این نسل دارای خود گسترش‌یافته است که بخشی از آن در فضای مجازی جاری است. در شرایط جنگی که امکان مهاجرت فیزیکی محدود است، این نسل به سوی مهاجرت دیجیتال و هویت‌های موازی گرایش می‌یابد. در این فضا چالش تربیتی این است که چگونه می‌توان تعلق‌خاطر به یک «وطنِ درگیرِ جنگ» را با «شهروندیِ جهانیِ دیجیتال» جمع کرد؟ پاسخ فلسفی این است که اتخاذ رویکرد «وطن‌دوستیِ انتقادی» یعنی تربیت شهروندی که به سرزمین خود تعهد دارد، می باشد، اما این تعهد را از طریق همدلی جهانی و مسئولیت اخلاقی در قبال دیگری حتی دشمنِ دیجیتال تعریف می‌کند.

نسبت با خشونت از زیبایی‌شناسی هیجان تا اخلاق شفقت.
نسل زد در فضایی از هیجان‌زدگیِ مزمن زیسته و جنگ نیز این هیجان را به اوج می‌رساند. فلسفه تربیتیِ نبوی اسلام بر مدارا تأکید دارد، اما برای نسل زد، این مدارا باید با «شفقتِ فعال» پیوند بخورد نه شفقتِ انفعالیِ دلسوزی، بلکه شفقت به مثابه درک رنج دیگری در دل جنگ خودی است.

تربیت عاملیت رهایی‌بخش.
در نظریه انتقادی، جنگ ابزار دولت‌ها برای کنترل سوژه‌هاست. نسل زد بیش از هر نسلی به کنترل‌گریزی عادت دارد. وظیفه تعلیم و تربیت در این شرایط، آزادسازیِ عاملیت است یعنی ایجاد فضاهایی که در آن نسل زد بتواند روایت رسمیِ جنگ را کنکاش کند، نه اینکه لزوماً رد کند و خود را نه هدفِ جنگ، بلکه عاملِ صلح‌آفرینیِ فعال تعریف نماید.

نهایتاً اینکه تعلیم و تربیت نسل زد در جنگ تحمیل شده بر جمهوری اسلامی ایران، یک پروژه بقا نیست بلکه یک پروژه معناپردازیِ وجودی است. این نوع تربیت نمی‌خواهد نسلی بی‌ترس بسازد، بلکه نسلی را می‌خواهد که با ترسِ خود زیستن را بلد باشد و از دل همان ترس، عملی انسانی و خلاقانه برآورد، نسلی که نه قهرمان جنگ، بلکه انسانِ زمانه خود باشد.

 

 

text to speech icon