مرتضی براتی، عضو هیئت‌علمی دانشگاه فرهنگیان خوزستان

به مناسبت بیستم مهرماه، روز بزرگداشت لسان‌الغیب، حافظ شیرازی

۲۰ مهر ۱۴۰۵ | ۰۹:۰۹ کد: ۲۸۱۴۹۶ خبر
به مناسبت بیستم مهرماه، روز بزرگداشت لسان‌الغیب، حافظ شیرازی

به باور من، حافظ سعادتمندترینِ شاعران زبان فارسی است. در زندگی، نه مانند مسعود سعد و خاقانی زندانی شد (مسعود سعد حدود ۱۸ سال و خاقانی نزدیک به یک سال؛ حبسیه‌های سوزناک و جان‌کاه مسعود خواندنی است) و نه چون ناصرخسرو به تبعید رفت. ناصرخسرو به‌سبب اندیشه‌های باطنی و طرفداری از مذهب اسماعیلی، بخش زیادی از عمرش را در دره‌ی یمگان، در ولایت بدخشان، در تبعید گذراند و در مرارت و سختی روزگارش را در آنجا به سر آورد:

پانزده سال برآمد که به یمگانم  
چون و از بهر چه؟ زیرا که به زندانم

نه چون عطار و سنایی دچار دگرگونی شدید احوال و اندیشه شد و دو زندگی متفاوت را تجربه کرد. عطار هم بنا بر روایتی، در حمله‌ی مغول کشته شد. نه به‌سان منوچهری در سن کم، جان بر سر شراب‌خواری  نهاد . نه مانند فردوسی بزرگ، پس از هزینه‌کردن همه‌ی دارایی‌اش و سرودن اثری سترگ چون شاهنامه، مورد بی‌مهری و دشمنی قرار گرفت و در گمنامی و نداری درگذشت. نه چون انوری، ذلیلانه با درخواست‌های حقیری مانند کاه و جو، امیران را مدح کرد و...

حافظ به تعبیر بهاءالدین خرمشاهی، حافظه ایرانی است. حافظ رند است و رندانه سخن می‌گوید و شاید همین رندی حافظ باعث شده است که بهانه به دست مخالفانش ندهد و از همه‌ی این گرفتاری‌ها برهد. 
باری، نکته‌ی دیگر اینکه حافظ، به‌جز دوره‌ی حدوداً پنج‌ساله‌ی امیر مبارزالدین، در باقیِ عمرش با دربار در ارتباط بوده است. ابواسحاق اینجو و شاه شجاع و... را مدح کرده و بنابراین مورد عنایت و انعام و التفات دربار بوده است.
نکته‌ی مهم دیگر که به نظرم بسیار مهم است، انبوه سلام‌ها، فاتحه‌ها و طلب بخشش و آمرزشی است که مشتاقان و باورمندان به حافظ، پس از وفاتش، هر روز نثار او می‌کنند. معمولاً آن‌هایی که اهل تفأل به دیوان حافظ‌اند، پیش از این کار، روان او را بهره‌مند می‌کنند. بیش از چند صد سال است که این جویبارِ  سلام و فاتحه و یاسین  بر کشتزار ثمر‌داده در آخرت حافظ روان است.
مبارزه با ریاکاری و تظاهر، موتیف ( عنصر پرتکرار) شعر حافظ است. خود را از هر چه رنگ تعلق بپذیرد آزاد می‌داند. 
حافظ می‌گوید هر چه کردم، همه از دولت قرآن کردم و گنج سعادتش را نتیجه دعای شب و ورد سحری می‌داند:
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
از یمن دعای شب و ورد سحری بود

به باور من، هیچ شاعری چنین سعادتمند نیست. البته هیچ شاعری هم به‌راستی نتوانسته است، هم در لفظ و هم در معنا، به بلندای حافظ برسد.

تعریف‌های مختلفی از شعر وجود دارد. برخی جانب لفظ را می‌گیرند (آرایش کلام، آشنایی‌زدایی، تغییر حیرت‌انگیز در محور جانشینی و هم‌نشینی و...) و برخی جانب معنا را (شعر یک حرف بزرگ است؛ حرفی حیرت‌انگیز). حافظ بر اساس تعریف هر دو گروه شاعری بزرگ است. شعر هیچ شاعری هم‌اندازه‌ی شعر حافظ خوانده و شرح و تفسیر نشده است. ممکن است در خانه‌ای مثنوی و حتی شاهنامه هم نباشد، اما به‌احتمال بسیار، دیوان حافظ هست. به همین دلایل، حافظ سعادتمندترین است.

حالا هم، بنا بر پیش‌بینی خودش، مزارش زیارتگه رندان جهان است:

بر سرِ تربتِ ما چون گذری، همّت خواه  
که زیارتگهِ رندانِ جهان خواهد بود

 

 

text to speech icon