یادداشتی بر شکوه یک وداع؛ از کوچههای خون تا حریم نور
کیومرث احمدی | عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان تهران
تشییع پیکر مطهر آن مجاهد خستگیناپذیر، نه یک آیینِ صرفاً مذهبی که یک «همهپرسیِ عظیمِ تاریخی» بود؛ همهپرسی که در آن، میلیونها تن از کوچههای تهران تا صحنِ حرمِ معصومه(س) و از نجفِ اشرف تا کربلایِ معلی، با گامهای آهنین و چشمانی بارانی، پایِ آرمانی ابدی ایستادند. این پیکرِ خونین، بر دوشِ موجی از عشق چنان سوار بود که گویی زمین، پس از قرنها انتظار، سرانجام گوهرِ کمیابِ خود را یافته و قامتِ خمیدهاش را برای استقبالی اینچنین، راست کرده بود.
اما فراتر از غمِ لحظهای، باید این وداع را بهمثابه یک «بیانیهی راهبردی» در جغرافیایِ مقاومت تفسیر کرد. مسیرِ حرکت از حرمِ کریمهی اهلبیت(س) تا بارگاهِ سیدالشهدا(ع)، فقط یک مسیرِ جغرافیایی نبود؛ روایتی بود از پیوندِ ناگسستنیِ «فقهِ پویای قم» با «قیامِ جاوید کربلا». آن فریادهای سوزان و سینههای کوبان، طنینِ پیمانی دوباره بود با آنچه آن شهید بزرگوار در تمامیِ عمرِ پربرکتِ خویش بر آن پای فشرد: عدالت در گسترهی تاریخ، و ایستادگی در برابر طاغوتِ زمانه.
شگفتانگیزترین لحظه، آرامشِ فرازمانیِ آن چهرهی خفته بود. چشمانِ بستهاش گویی نه در خوابِ خاک، که در تماشای فردایِ روشنِ پیروزی، بیدار بود. آن سکوتِ مقتدرانه، فریادی رساتر از هر خطابهای داشت؛ وعدهای بود بر نصرتی که پایانِ تاریخِ ظلم را رقم خواهد زد. در حقیقت، زمین با آغوشِ باز، امانتدارِ خونِ پاکی شد که نهالِ ایستادگی را تا همیشه، سیراب خواهد کرد.
و اینک، آن قامتِ استوارِ میدانِ بلا، پس از طیِ این سفرِ حماسیِ زمینی، به مقصدِ نهاییِ عشق رسیده است. قرار گرفتن در حریمِ امنِ ثامنالحجج(ع)، نه یک نقطهی پایانیِ محض، که بالاترین نشانِ پیوستگیِ «مجاهدتِ جانانه» با «حریمِ عصمت و ولایت» است. این آرامشِ ابدی، مبدأِ تحرکی تازه در حافظهی تاریخیِ امتِ ماست؛ عهدی که خونِ او بر دوشِ تاریخِ این مرزوبوم نهاده و هرگز کهنه نخواهد شد.

نظر شما :