چرخش راهبردی در دانشگاه فرهنگیان / از ایدههای نو تا حکمرانی عملیاتی
دکتر سیدمهدی رفیعیراد
مدرس دانشگاه
سخنان اخیر دکتر مهرزاد حمیدی، سرپرست دانشگاه فرهنگیان، در نشست هماندیشی پردیس نسیبه، نشاندهنده یک تغییر پارادایم جدی و قابلتأمل در عالیترین نهاد تربیت معلم کشور است. فارغ از نگاههای معمولِ مدیریتی، آنچه در این منظومه فکری برجسته است، گذار از «ساختار اداریِ متمرکز» به سمت «حکمرانی مشارکتی و مسألهمحور» است.
دو محورِ مطرح شده یعنی «مدیریت هرم معکوس» و «قطبسازی استانی»، دقیقاً همان حلقههای مفقودهای هستند که میتوانند دانشگاه را از یک نهاد صرفاً آموزشی، به یک «سازمان یادگیرنده» تبدیل کنند.
۱. هرم معکوس، یعنی جابجایی کانونِ ارزشآفرینی از «ستاد» به «دانشجو»؛ تغییری که در آن «کرامت دانشجو» نه یک شعار اخلاقی، بلکه یک شاخص کلیدی عملکرد (KPI) در حکمرانی دانشگاه است.
۲. قطبسازی استانی، یعنی بومیسازیِ حلِ مسائل ملی؛ راهبردی که میتواند دانشگاه را از «مخاطبِ سیاستهای ابلاغی» به «تولیدکننده راهکارهای ملی» تبدیل کند.
این رویکرد، یک فرصت مغتنم برای نظام تعلیموتربیت است؛ مشروط بر اینکه «شتابزدگی در اجرا» جای خود را به «دقت در طراحی زیرساخت» بدهد. انتقال قدرت به دانشکدهها و سپردن مالکیتِ مسائل ملی به استانها، فرآیندهای پیچیدهای هستند که بدون داشتن «نقشه راهِ اجرایی» و «مدلهای نظارتی منعطف»، ممکن است در حد ایدههایی درخشان باقی بمانند.
به عنوان یک مدرس دانشگاه، معتقدم این چرخشِ راهبردی دقیقاً همان چیزی است که دانشگاه فرهنگیان برای مهاجرت به نسل سوم و چهارم به آن نیاز دارد. «ایده» به اندازه کافی وجود دارد؛ آنچه امروز نیاز داریم، «معماریِ پیادهسازی» است. یعنی تبدیل این سیاستهای کلان به پروتکلهای اجرایی، شاخصهای ارزیابیِ بومی و سازوکارهای انگیزشی برای بدنه اجرایی در استانها.
این یادداشت دعوتی است برای تبدیل این گفتمانِ تحولی به یک «برنامه عملیاتیِ شفاف». چنانچه ارادهای برای ورود به فاز اجراییِ این مدلهای مدیریتی وجود داشته باشد، نگارنده آمادگی دارد «چارچوبِ عملیاتی و مدلِ پیادهسازی» این دو سیاست کلان(هرم معکوس و قطبسازی استانی) را به صورت تفصیلی ارائه نماید.

نظر شما :