ایران عزیزم، سلام
نویسنده: فاطمه یوزباشی
دانشجومعلم رشته آموزش ابتدایی، پردیس علامه طباطبایی ارومیه
نوع اثر: هنری و ادبی
امروز ۱۳ آبان است. خیابانها پر از صدای قدمهایی است که میگویند ما هنوز ایستادهایم. من هم آمدهام؛ نه فقط برای اینکه در یک مراسم رسمی شرکت کنم، بلکه برای اینکه به تو بگویم، من هم یکی از همان هزاران قلبی هستم که برایت میتپد.
ایران من، ۱۳ آبان برای من فقط یک تاریخ در تقویم نیست؛ بلکه یک حافظه است. حافظهای که سه بار در آن نفس کشیده شده است. یادم میآید که در همین روز در سال ۱۳۴۳، مردی را که برای آزادیات ایستاده بود، به تبعید فرستادند؛ اما تبعید او، آغاز بیداری میلیونها نفر شد. یادم میآید که در همین روز، در سال ۱۳۵۷، گلولههای دژخیمان، پیکر دانشآموزانی را در خیابانها به خاک و خون کشید؛ نوجوانانی که هنوز قد نکشیده بودند، اما بصیرتشان از خیلی از بزرگسالان بیشتر بود. و یادم میآید که در همین روز، در سال ۱۳۵۸، دانشجویان لانه جاسوسی را تسخیر کردند و به دنیا نشان دادند که این ملت زیر بار زور نمیرود.
ایران عزیزم، ۱۳ آبان فقط روز مبارزه با استکبار نیست؛ روز انتخاب است. روزی که نسلهای مختلف تو، هر کدام به نوعی، تصمیم گرفتند که تسلیم نشوند. آن نوجوان دانشآموز، با نارنجکی در دست، انتخاب کرد که از وطنش دفاع کند. آن دانشجوی انقلابی، انتخاب کرد که صدای ملتش باشد. و من، امروز، در همین روز انتخاب کردهام که ادامهدهنده همان راه باشم.
من به عنوان کسی که میخواهد سالهای بعد، معلم تو باشم، امروز اینجا ایستادهام تا به تو قول بدهم. قول میدهم که در کلاس درس، فقط از وطن حرف نزنم؛ بلکه وطن را زندگی کنم. قول میدهم که به بچههایت یاد بدهم که ۱۳ آبان فقط یک روز برای راهپیمایی نیست؛ بلکه یک درس است. درسی درباره اینکه چطور در برابر زورگویی بایستیم، چطور اسیر لبخندهای دروغین دشمن نشویم، و چطور بدانیم که استقلال و آزادی، کلماتی نیستند که بتوان آنها را معاوضه کرد.
من میخواهم به آنها بگویم که تو فقط یک تکه خاک نیستی؛ تو یک روح هستی که در رگهای همه ما جاری است. تو همان صدایی هستی که در گلوی شهید فهمیدهها پیچید، همان نوری که در چشمان مادران شهدا ماند، و همان امیدی که در دل معلمان آینده زنده است.
ایران عزیزم، من هنوز راه زیادی برای آموختن در پیش دارم. اما یک حقیقت را خوب میدانم: من معلم میشوم تا تو بمانی. تا نامت، تا پرچمت، تا آرمانهایت، از نسلی به نسل دیگر با عشق و آگاهی منتقل شود.
امروز در این روز آفتابی، دستم را روی قلبم میگذارم و به تو میگویم: من عاشق توام، ای ایران همیشه سربلند؛ و ۱۳ آبان را هرگز فراموش نمیکنم.

نظر شما :