13 آبان؛ روزی که پرسش ِ «چه کسی تصمیم میگیرد؟» دو بار پاسخ گرفت
نویسنده: علی نریمانی زمان آبادی
دانشجومعلم ترم ۵ دانشگاه فرهنگیان، شاهین شهر اصفهان
ادعای این یادداشت این است که ۱۳ آبان را نباید مرور دو رویداد تاریخی دانست. این روز یک پرسش سیاسی را در دو پاسخ مکمل خلاصه می کند. پرسش این است: سرنوشت ایران را چه کسی تعیین می کند؟ پاسخ نخست در۱۳۵۷ با هزینه اخلاقی داده شد و پاسخ دوم در ۱۳۵۸ با کنش سیاسی.
اگر یکی از این دو را بدون دیگری ببینیم، یا فقط سوگواری می ماند یا فقط ماجرای یک اشغال. اما کنار هم، روایتی از گذار یک نسل از «ایستادن» به «تصمیم گرفتن» می سازند. تحلیل زیر بر همین مبنا پیش می رود.
خلاصه در یک نگاه
• ادعا: ۱۳ آبان دو پاسخ مکمل به یک پرسش است: سرنوشت ایران را چه کسی تعیین می کند؟
• ۱۳۵۷: کشتار دانش آموزان مشروعیت حکومت پیشین را فرو ریخت و دانش آموز را به بازیگر تاریخ تبدیل کرد.
• ۱۳۵۸: تسخیر سفارت، در روایت ایرانی، پرسش استقلال را از شعار به کنش برد و به تعهد مداخله نکردن آمریکا انجامید.
• پیوند: گذار یک نسل از «ایستادن» به «تصمیم گرفتن»؛ از کنش اخلاقی به کنش سیاسی.
• نقد: منتقدان به ناسازگاری تسخیر سفارت با حقوق دیپلماتیک و هزینه های آن اشاره می کنند؛ یادداشت به این نقدها پاسخ می دهد.
۱۳ آبان به مثابه «یوم الله»
در ادبیات انقلاب اسلامی،۱۳ آبان از «ایام الله» شمرده می شود؛ تعبیری برگرفته از آیه«وَذَکِِّرْهُم ْ بِأَیَِّام ِ اللَِّهِ» که روزهای تاریخ را نه فقط سرگذشت، بلکه آیه و عبرت می داند. این نامگذاری کارکردی تحلیلی دارد: روز را از «خاطره» به «چارچوب تفسیر» تبدیل می کند. پرسش دیگر این نیست که آن روز چه شد، بلکه این است که از آن روز چه می فهمیم.
در این چارچوب دو رویداد دو درس مکمل می دهند. ۱۳۵۷ نشان می دهد که بی عدالتی هزینه اخلاقی دارد و حکومتی که از این هزینه غافل شود، پایه هایش را از دست میدهد. ۱۳۵۸ نشان میدهد که ایستادگی می تواند هزینه سیاسی داشته باشد و در عین حال به نتیجه برسد.
۱۳۵۷؛ چرا خون نوجوان معادله مشروعیت را برهم زد؟
نخست، مسئله مشروعیت. حکومت ها در بحران می توانند سرکوب را به نام نظم توجیه کنند، اما این توجیه شرطی دارد: قربانی باید در نگاه جامعه تهدیدی قابلفهم باشد. نوجوانی که از مدرسه به خیابان آمده، این شرط را از میان می برد. شلیک به او پیام سیاسی ندارد و فقط ناتوانی را نشان میدهد. دولت شریفامامی همزمان وعده «آشتی ملی» میداد و حکومت نظامی را حفظ میکرد؛ شکاف میان این دو، مشروعیت را بیش از هر چیز فرسود. دو روز بعد، جایگزینی دولت با کابینه نظامی ازهاری نشان داد که گزینه سیاسی حکومت پایان یافته است.
دوم، عمق اجتماعی. هر دانش آموز گرهی در شبکهای خانوادگی بود. وقتی او آسیب میبیند، اثر آن از یک فرد به یک خانواده و از خانواده به محله میرسد. به همین دلیل کشتار دانش آموزان را می توان نقطهای دانست که انقلاب از حلقه فعالان و روحانیان بیرون آمد و به تجربه عمومی تبدیل شد.
سوم، ساخت هویت. نامگذاری ۱۳ آبان به «روز دانش آموز» داغ را به هویت تبدیل کرد. دانش آموز در این روایت فقط یادگیرنده نیست، بلکه شاهد و بازیگر تاریخ است. پیامد آن برای امروز روشن است: مدرسه نه فقط محل آموزش، بلکه محل شکلگیری شهروند است.
۱۳۵۸؛ چرا سفارت فقط یک ساختمان نبود؟
منطق نمادین. در حافظه تاریخی ایرانیان، سفارت آمریکا سازماندهنده کودتای ۲۸ مرداد بود، نه فقط محل کار دیپلمات ها. در روانشناسی سیاسی، خاطره یک شکست تاریخی ادراک تهدید را بزرگتر می کند. وقتی دولت آمریکا به شاه مخلوع پناه داد و دیدار بازرگان و برژینسکی در الجزایر اتفاق افتاد، این دو نشانه در همان قاب تفسیر شدند: تلاش برای بازگرداندن نفوذی که انقلاب آن را کنار زده بود.
کارکرد داخلی. تسخیر سفارت برای انقلاب سه کارکرد داشت: نخست، مرز روشنی میان «پیش از انقلاب» و «پس از انقلاب» کشید؛ دوم، با انتشار اسناد، روایتی از نفوذ خارجی را در دسترس عموم گذاشت؛ سوم، جامعه را حول پرسش استقلال بسیج کرد.
به همین دلیل امام خمینی آن را «انقلاب دوم» خواند، یعنی گامی که انقلاب را از تغییر حکومت به تثبیت استقلال می برد.
کارکرد بین المللی. در روایت ایرانی، نتیجه این بحران نشان داد که قدرتی بزرگ ناگزیر است با ایران بر سر میز مذاکره بنشیند. در بیانیههای الجزایر، آمریکا تعهد کرد در امور داخلی ایران مداخله سیاسی یا نظامی نکند، و دعاوی دوجانبه به دیوان داوری لاهه سپرده شد.
مقایسه: دو پاسخ به یک پرسش
| ۱۳آبان۱۳۵۷ | ۱۳آبان۱۳۵۸ | |
| بازیگران | دانش آموزان و جوانان معترض | دانشجویان پیرو خط امام |
| نوع کنش | حضور و اعتراض؛ کنشی اخلاقی | اقدام مستقیم سیاسی |
| پرسش محوری | آیا این حکومت مشروع است؟ | آیا ایران مستقل است؟ |
| کارکرد | فروریختن مشروعیت حکومت پیشین | بستن راه بازگشت نفوذ خارجی |
| معنای نمادین | دانش آموز به مثابه شاهد و بازیگر | «انقلاب دوم»؛ استقلال به مثابه ادامه انقلاب |
منطق مشترک
از کنش اخلاقی به کنش سیاسی. در ۱۳۵۷ قدرت یک نسل در گواهی دادن بود و در ۱۳۵۸ در تصمیم گرفتن. تحلیل این گذار نشان میدهد که انقلاب ها بدون هر دو ناقص می مانند: اخلاق بدون سیاست به سوگ می رسد و سیاست بدون اخلاق به قدرتطلبی.
استقلال به مثابه رشته پیوند. از لایحه کاپیتولاسیون در ۱۳۴۳ تا تسخیر سفارت در ۱۳۵۸، یک سؤال ثابت مانده است: تصمیم های بنیادین ایران کجا گرفته می شود؟ همزمانی سه واقعه (تبعید ۱۳۴۳، کشتار ۱۳۵۷، تسخیر ۱۳۵۸) در یک تاریخ تصادفی است، اما معنایی که حافظه جمعی به این همزمانی داده، تصادفی نیست:۱۳ آبان به تقویم پرسش استقلال بدل شده است.
نسل جوان به مثابه حامل مشروعیت. در هر دو رویداد، بازیگران جواناند. این تصادفی نیست: جوانان کمترین سرمایه وابسته به وضع موجود را دارند و بیشترین هزینه آینده آن را. روایت انقلابی از همین جا به آنان نقش مرکزی میدهد.
نقد و پاسخ
تحلیل منصفانه باید هزینه ها را هم بشمرد. دیوان بین المللی دادگستری در ۱۹۸۰ حکم داد که اشغال سفارت و نگهداشتن دیپلمات ها با کنوانسیون وین ناسازگار است. منتقدان از انزوای دیپلماتیک و هزینه های اقتصادی بحران سخن می گویند و برخی، از جمله شرکت کنندگان سابق، معتقدند فضای بحران به تضعیف دولت موقت و حذف نیروهای میانه رو کمک کرد.
مدافعان روایت ایرانی در پاسخ می گویند اقدام دانشجویان را باید در متن خود دید: پس از تجربه۲۸مرداد و در فضای بدگمانی نسبت به بازگشت نفوذ، آن را دفاعی می دانستند، نه توسعهطلبانه؛ و نتیجهاش، تعهد مداخله نکردن آمریکا، به زعم آنان، هزینه ها را توجیه می کند. داوری نهایی به معیار بستگی دارد: اگر معیار قواعد دیپلماتیک باشد، نقد وارد است؛ اگر معیار استقلال سیاسی باشد، روایت ایرانی استدلال خود را دارد. هر تحلیل جدی باید هر دو معیار را در نظر بگیرد.
درس امروز
۱۳ آبان برای نسل امروز دو آموزه همزمان دارد. نخست، وضوح اخلاقی: دانستن اینکه چه چیزی ایستادن می طلبد. دوم، داوری راهبردی: دانستن اینکه ایستادن چگونه به نتیجه می رسد. دانش آموز ۱۳۵۷ اولی را نشان داد و دانشجوی ۱۳۵۸ دومی را، و نسل امروز باید هر دو را در خود جمع کند.
جمع بندی
۱۳ آبان یادآور این است که استقلال یک کشور را قانون های دور و قراردادها نگه نمی دارند، بلکه نسل هایی نگه می دارند که پرسش «چه کسی تصمیم می گیرد؟» را جدی می گیرند. در۱۳۵۷ جوانان بهای این پرسش را پرداختند و در۱۳۵۸پاسخش را رقم زدند.
آنچه از این روز می ماند، نه تکرار گذشته، بلکه همان پرسش است که هر نسل باید خودش جواب بدهد.
منابع برای مراجعه و تکمیل ارجاع
فهرست زیر منابع اصلی و قابل پیگیری موضوع است. اگر یادداشت را در جایی رسمی منتشر می کنید، شماره صفحه و ارجاع دقیق هر ادعا را از خود این منابع تطبیق دهید.
•دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، «ایران در انقلاب»، تهران: مرکز نشر اسناد لانه جاسوسی،۱۳۷۰.
•دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، مجموعه «اسناد لانه جاسوسی»، تهران: مرکز نشر اسناد لانه جاسوسی.
•احمدرضا شاهعلی، «انقلاب دوم: تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، آثار و پیامدها»، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی،۱۳۸۵.
•دیوان بین المللی دادگستری، «دعوای کارکنان دیپلماتیک و کنسولی ایالات متحده در تهران»، رأی۲۴مه۱۹۸۰.
•بیانیه های الجزایر (بیانیه کلی و بیانیه حل وفصل دعاوی)، ۱۹ژانویهٔ۱۹۸۱.
•کنوانسیون وین درباره روابط دیپلماتیک، ۱۹۶۱.

نظر شما :