پیام تسلیت؛

چهل روز از عصر چهاردهم فروردین می‌گذرد؛ از هنگامی که امیرمحمد اسمعیل‌لو و امیرحسین سلجوقی به سوی پروردگار شتافتند.

۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۲۱:۳۸ کد : ۲۷۷۴۵۵
تعداد بازدید:۷
چهل روز از عصر چهاردهم فروردین می‌گذرد؛ از هنگامی که امیرمحمد اسمعیل‌لو و امیرحسین سلجوقی به سوی پروردگار شتافتند.

 «در ولایت ذوب شده بود.» این خلاصه‌ترین توصیف پدر از امیرمحمد است. آن روح لطیف اما طوفانی، پس از غائله دی‌ماه آرام نداشت. هر روز ردای تازه‌ای بر تنِ تکلیف می‌کرد: یک روز مربی تربیتی، روز دیگر امدادگر جهادی، روزی دیگر دیده‌بان امنیت. انگار در آن چشم‌های باحیا، شعله آگاهی زبانه می‌کشید که فرصت، اندک است و راه، هموار نیست.

 امیرحسین سلجوقی همیشه کنارش بود. رفاقت این دو از محله و مدرسه آغاز شد. آنها «رفیق» را فقط در خنده و گفت‌وگو معنا نکردند؛ پا به پای هم، تا دل میدان خطر، رفیق ماندند؛ آن‌چنان که حتی مرگ نیز نتوانست میانشان جدایی بیندازد.

چند دقیقه به سال تحویل مانده بود که امیرمحمد آمد خانه. پدر گفت: «چند ساعت کنار ما بمان.» و او در جواب، آتش تکلیف را در چند کلمه ریخت: «حتی لحظه‌ای نباید غفلت کنیم. الان وقت ماندن تو خونه نیست.» رفت و «اگر شهید نشیم، می‌میریم.» «تو را است معجزه در کف، ز ساحران مهراس، عصا بیفکن و از بیم اژدها مگریز» 

در چهاردهم فروردین پیکرهای این دو معلم عاشق در آتش سوخت که دیگر چیزی باقی نماند. انگار خدا خواست میان این دو و خاکی که برایش می‌سوختند، هیچ حجابی نباشد. 

 امروز درس‌هایشان تازه دارد مرور می‌شود. از امیرمحمد و امیرحسین، راه و رسم معلمی را باید آموخت: خدمت بی‌چشمداشت، ایستادگی تا پای جان، رفاقت تا شهادت. کلاسشان تا همیشه پابرجاست. 

روحشان غریق رحمت حق، راهشان مانا و پررهرو باد.


روابط عمومی دانشگاه فرهنگیان تهران
پیام رسان ایتا|پیام رسان بله|پیام رسان روبیکا  

text to speech icon

نظر شما :