از یادها برآمد شکوهِ زمان
سراینده: ندا رودینی
دانشجومعلم رشته انسانی، سیستان و بلوچستان
از یادها برآمد شکوهِ زمان / از خونِ یاران آمد رُخِ ایوان
آبان آمد و شعله بر افتاد / از آتشِ جانها به پایداری
یادِ آن روزِ حزن و پُر از هیجان / یادِ ایستادگی در گذر زمان
سیزده آبان آمد چو طوفانی / بر خاکِ پاکِ میهن، پُر از جانی
رزمیدگانِ حق، شجاع و دلاور / در برابرِ ظلم، چو صخره و سنگتر
پیشه کردند راهِ شهادت / با جانِ خود، پختنِ این معجزه را
لشکری از غیرت و از ایمان / بر خاستند از خاکِ این میهنستان
خورشیدِ امید از خونِ ایشان / برآمد و روشن شد این پهلوان
هر قطره از خونِ دلشکستهٔ آنان / شد ریشه و جانِ این خاکِ ایران
نالید زمین از خشمِ یاران / برخاست از خاک، خشمِ تیشهوران
سیزده آبان، روزِ فداکاری / روزِ قیام و روزِ سربلندی
هر یک به پایِ حق، جان بر سر داد / تا نامِ ایران، جاوید و آزاد
ای مردانِ حق، ای قدسی و والا / ای نورِ امید در دلِ این دنیا
نامتان بر هر قدم، نقش و نشان / در قلبِ ما، زنده و پُر از ایمان
ای جانِ میهن، خستگی بر تو نیست / از خونِ یاران، این شکوه بر تو نیست

نظر شما :